ه‍.ش. ۱۳۹۵ تیر ۸, سه‌شنبه

هشدار آمریکا به رژیم ایران درباره کمک به حزب اللات لبنان

عدالت نیوز:ایالات متحده آمریکا روز سه شنبه 28 ژوئن 2016 نسبت به ادامه حمایت  رژیم ایران از سازمان تروریستی حزب اللات لبنان به تهران هشدار داد. اریک شولتز، سخنگوی کاخ سفید در مصاحبه با العربیه در پاسخ به سوال خبرنگار العربیه در باره اظهارات اخیر حسن نصراللات، رهبر حزب اللات لبنان که گفته است اسلحه، پول و حتی مواد غذایی حزب خود را از ایران دریافت می کند، گفت :«ما از تمام کسانی که حزب اللات لبنان را کمک می کنند می خواهیم که حمایت های مالی خود را متوقف کنند، ما می دانیم که رژیم ایران از تروریسم حمایت مالی می کند و می دانیم که رژِم ایران به حزب اللات لبنان کمک مالی و تسلیحاتی می کند بنابراین ما شدیدترین تحریم‌های اقتصادی را علیه ایران اعمال کردیم. 
ضروری است ایران بداند که در قبال حمایتش از تروریسم چه بهایی را خواهد پرداخت. سخنگوی کاخ سفید گفت ما از دسترسی ایران به بازارهای جهانی و سیستم بانکی نگران هستیم . تمامی بانک ها و موسسات بین المللی شاهد رفتار غیر مناسب و ادامه حمایت ایران از تروریسم و ارائه کمک به حزب اللات لبنان است لذا به رژیم ایران هشدار داد که این رفتار عواقب بدی برای تهران به همراه خواهد داشت شود. سخنگوی کاخ سفید افزود:« موسسات مالی بین المللی مایل نیستند با دولت یا کشوری معامله کنند که حامی تروریسم باشد».

مقاومت پیشمرگان حزب دمکرات کردستان ستودنی است





بنام عدل
سازمان جیش العدل عملیات پیروزمندانه فرزندان کوردستان را به رهبری و حزب دمکرات کوردستان تبریک عرض می نماید. 
عملیات غرور آفرین فرزندان کوردستان عزیز ،فرزندان مقاومت  و متعاقب آن شهادت دو تن از همرزمان را به حزب دمکرات کوردستان و رهبری حزب جناب آقای مصطفی هجری دبیر کل حزب دمکرات و ملت غیور کوردستان تبریک عرض نموده و شهادت همرزمان مان را تسلیت عرض می نماییم. 
ایثارومقاومت فرزندان حزب دمکرات ستودنی است و عملیاتهای دشمن شکن پیشمرگان ، بارقه های امید و برگی جدید از مقاومت را در میان ملیت های مظلوم و بالاخص ملت مظلوم کورد زنده و باری دیگر قدرت پوشالی رژیم جهل و جنایت را به چالش کشید.رژیمی که در مقابل عدالت خواهان یارای مقاومت ندارد و جزء جنایت در حق ملیت های مظلوم  ،لکه سفیدی در پرونده خود ندارد. 
سازمان جیش العدل این عملیات پیروزمندانه را به رهبری حزب دمکرات کردستان تبریک عرض نموده و شهادت پیشمرگان را به رهبری و اعضای حزب دمکرات کردستان تسلیت عرض نموده و دعای استقامت و پیروزی را دارد. 
ملت بلوچستان در کنار ملت دوست ،برادر و مظلوم خود ایستاده و برای رهایی از ستم مبارزه و مقاومت خویش را بخشی از مقاومت کوردستان  برای رسیدن به عدالت می داند.
سه شنبه،8 تیر ماه 1395 برابر با 28-06-2016

عقاب‌های زاگرس به هلاکت رساندن ٧ تن از نیروهای رژیم در سقز بر عهده گرفتند

کوردستان میدیا: عقاب‌های زاگرس با انتشار خبری، مسئولیت به هلاکت رساندن یکی از سرهنگ‌های سپاه پاسداران و ٦ تن از محافظان وی را در سقز برعهده گرفتند. عقاب‌های زاگرس هدف از چنین عملیاتی را انتقام خون شهیدان حزب دمکرات کردستان ایران اعلام کرده‌اند. 
 متن اخبار ارسال شده از سوی عقاب‌های زاگرس بدین شرح است: همزمان با حملەی سپاه پاسداران اشغالگر و سرکوبگر جمهوری اسلامی بە نیروهای پیشمرگه کردستان در مناطق اشنویە، مهاباد، سروآباد و مریوان، عقاب‌های زاگرس کە خود را حامی جنبش مشروع مردم کردستان می‌دانند، در منطقەی "سرشیو" سقز در مسیر جادەی سقز - مریوان و در نزدیکی روستای "خوشدرە" بە نیروهای مسلح رژیم حمله‌ور شده و در نتیجه سرهنگ پاسدار "اکبری" و ٦ تن از محافظانش را بە هلاکت رساندند. عقاب‌های زاگرس در پایان ضمن هشدار به نیروهای سپاه پاسداران و مزدوران رژیم عنوان کردە در صورت تداوم حملات نیروهای رژیم به پیشمرگه‌ها، کردستان را به دوزخ برای آنان مبدل خواهند نمود.

آیا ما در بلوچستان شاهد یک نسل کشی سیستماتیک هستیم؟

در طول 37 سال چه تعداد بلوچ کشته شدند طی اتهامات و روشهای مختلف توسط سیستم استبداد ؟
آیا ما در بلوچستان شاهد یک نسل کشی سیستماتیک هستیم؟
 برای اینکه به این موضوع بپردازیم لازم است چند جمله ای در جهت روشن شدن موضوع بیان کنیم تا افکار حول این قضیه مستقیما با اصل قضیه انطباق داده شود و عقلا ونقلا و مستندا تحلیل و تفسیر ما مورد پذیرش اذهان عمومی قرار گیرد. در رابطه با موضوع کشتار مردم بلوچ باید این موضوع به عنوان یک اهم مورد تایید قرار گیرد که دشمن ما را طی اتهامات ، انگها و بعضا روشهای مختلفی مورد قتل عام قرار داده وبدین سان به روش محسوس و نامحسوس دست به یک کشتار سیستماتیک(نسل کشی گسترده) زده است. 
برای مردم ناآگاه از مکر و برنامه قتل عام بسیاری مسائل و قضایا مخفی و پنهان از دید و تحلیل درست ، ناآشنا و گنگ بوده است، بنابراین دشمن بلوچ را طی اتهامات،انگها،روشها ومنش های مختلفی مورد قتل عام قرار داده است.برای دشمن ما تنها این اصل مد نظر نبوده و نیست که هر بلوچی که بر خلاف قوانین وضع شده کشته و یا اعدام شود تنها مجرم محسوب می شود و از نگاه قضایی ،عمومی به آن نگریسته می شود. بر خلاف دید و نظر افراد ناآگاه از برنامه نسل کشی سیستماتیک که بر پایه برنامه و سیاست بلوچ زدایی و سنی زدایی است. 
 برنامه دشمن بر پایه بلوچ زدایی و سنی زدایی طی یک برنامه زمان بندی مشخص اجرا و عملی شده و ادامه دارد و هرگز بر پایه و به صوابدید نگاه و نظر ما نیست که مجرم و متهم را براساس اتهام قانونی مجرم و متهم می دانیم. مردم ما هرگز موضوع را از نگاه کلی که نگاه قتل عام سیستماتیک بلوچ و سنی ها بوده نگریسته و به این موضوع نپرداخته اند. 
بنابراین دو عامل باعث ایجاد سیاست بلوچ زدایی و سنی زدایی (که قطعا یک بلوچ نیز یک سنی مذهب نیز می باشد) شده است، به نوعی مردم بلوچ با شمشیر دو لبه ای در مسیر نابودی قرار گرفته و هزاران تن از مردم آنها طی اتهامات،انگها،روشها و منشهای مختلفی کشته شده اند و اما مردم ما متمرکز بر اصلی بدور از واقعیت بوده اند و تنها به افرادی که با اتهام قانونی کشته و اعدام شده اند بعنوان قربانی و یا متهم به جرم پرداخته اند و از دیگر زوایای قتل عام ناآگاه مانده اند. 
درحالی که سیستم استبداد هر بلوچی را که به روش ها و انگ و اتهامات مختلفی کشته شده در سبد و لیست آمار برنامه بلوچ زدایی جای داده است و در پایان هر ماه ، هر فصل و سال آمار قربانیان را به موضوع پیشرفت در موضع بلوچ زدایی و سنی زدایی جای میدهد ،و چنین پرداخته که تا پایان این فصل و یا سال به این تعداد مثلا بلوچ و یاسنی را کشته اند. 
البته ناگفته نماند که تمامی قربانیان در وهله اول، قربانیان گرفتار در سیستم تبعیض عمدی و فقرعمدی تزریق شده هستند، که در نتیجه فقر و تبعیض عمدی منجر به ایجاد ناهنجاری اجتماعی و زایش بیکاری و محرومیت شدید گشته و مردم فقیر و محروم را در بن بست کار و اشتغال قرارداده و ناخواسته بسوی اهداف پلید که در بن بست اشتغال قانونی می باشند بسوی شغلهای کاذب و یا موقتی سوق می دهد، که در انتهای هر دوی این مسیر دامی پهن شده و از روی برنامه و آگاهانه در مسیر مردمی که گرفتار فقر و بیکاری هستند، قرار گرفته است، 
تا بدین سان عده ای با اتهام مواد مخدر، عده ای به اتهام سرقت و آدم ربایی، عده ای به اتهام حمل مواد سوختی، عده ای به اتهام کولبری و چتربازی، عده ای در تعقیب و گریز نیروهای انتظامی و پلیس و غیره بازداشت، و اعدام و( یا بصورت مستقیم مورد هدف شلیک قرار گرفته و کشته شوند).و در این میان عده ای نیز به اتهام وهابی، سنی تندرو، وابسته به احزاب مخالف، و عده ای نیر تحت یک سیستم پزشکی معلول به تزریقات غیر دکترینی و عمدی، (تحت عمل جراحی، تحت تجویز نادرست دارو)،و یا خوراندن قطره هایی نازایی به کودکان به عنوان و بهانه مبارزه با بیماری های مثل فلج اطفال، سرخک و غیره و بسیاری از مادران با قیچی نمودن لوله های رحم و یا یکی از لوله های رحم(مستندا شواهد در دست می باشد)، و بسیاری دیگر به روش های دیگری کشته و یا معلول سیستم نازایی گردند. 
بدین سان در طی یک سال آمار قربانیان از طریق نهادی که مسئولیت جمع آوری آمار کشتار را بر عهده دارد و جمع آوری میشود،برای مثال نیروی انتظامی آمار کسانی را که کشته، مرصاد، مقداد، و قرارگاههای مختلف همچون قرار گاه جنوب شرق، قرارگاه محمد رسول الله، سپاه، بسیج، وزارت اطلاعات، ارگان مبارزه با مواد مخدر، نظام علوم پزشکی و بهداشت، ارگان مرزبانی، پلیس راه(که با تعقیب و گریز بی مورد بسیاری را به تصادف و کشتن داده)و سایر ارگانها و نهادها آمار قربانیان را جمع آوری و در نهایت جمع بندی کرده و در مقابل آمار کلی نفوس بلوچها و یا همان سنی ها قرار داده و اعلام می دارند مثلا در سال جاری بیش از سه هزار بلوچ و سنی را طی برنامه ها و اتهامات و انگهای مختلفی کشته، اعدام و یا طی طرق مختلفی به کشتن داده اند. 
بدین سان سیاست بلوچ زدایی و سنی زدایی را با سرعت و از طریق ارگانها و نهادهای مختلفی به پیش می برند. و ما مردم بلوچ ناآگاهانه با موضوع برخورد نموده و تصور چنین برنامه هماهنگ و بنیان براندازی را نداشته و تصور هم نمی کنیم که با چنین روشهای محسوس و نامحسوسی کمر به قتل عام ملت ما بسته اند. 
تبعیض و فقر و به حاشیه راندن ملت بلوچ اهم مسئله و بنیاد ایجاد سیستم جرم زایی و قتل عام می باشد. ملتی که گرفتار فقر و تحت تبعیض شدید و در بن بست اشتغال قانونی قرار گیرند برای زنده ماندن و زندگی کردن بناچار بسوی دامهای پهن شده، که قاچاق سوخت، قاچاق مواد مخدر، سرقت، آدم ربایی، افغان کشی، مسافرکشی و ترابری غیر قانونی، کولبری، چتربازی، وابسته شدن به مخالفین و مبارزین عدالت طلب، به انگ وهابی، وابسته به غرب، وابسته به سیستم اطلاعات کشورهای بیگانه، مخل امنیت، اشرار، اوباش، بر اثر سوء تغذیه، و غیرهم می باشند کشیده و کشته می شوند. 
در رابطه با موضوع قتل عام سیستماتیک ملت بلوچ هیچ ارگان و نهادی نه نظامی و نه قضایی و نه سیاسی پاسخگو نبوده و نیست و نمی تواند اذعان کند که سیاستی غیر از این را دنبال می کرده است، زیرا فقر و تبعیض به عمد تزریق و عملی شده و هیچ گونه کار اقتصادی و اشتغال زایی صورت نگرفته و تنها سیاست حکومت، ایجاد جرم و معلول کشی بوده است (معلول گرفتارفقر و بیکارری)، و به نوعی سیاست و برنامه حکومتی در بلوچستان بر پایه فقیر سازی و فقیر کشی بوده است.
بنابراین با این پیش زمینه که بیانگر واقعیت انکار ناشدنی قتل عام سیستماتیک ملت بلوچ طی اتهامات و انگها و روشهای مختلفی بوده است می پردازیم به موضوع کشتارو قتل عام، در رابطه با آمار کلی بلوچها در بلوچستان از سالهای 1370 آمار قانونی درست و دقیقی اعلام نمی شود و رشد نفوس و زاد و ولد در میان بلوچها برخلاف ملت حاکم بر سرنوشت ایران، متوقف و یا در حد متوسط یک یا دو فرزند نبوده و نیست، بدین سان بدیهی است که هر خانواده بلوچ فرزند را نعمتی از جانب خداوند می داند که رزقش بر سرنوشت بوجود امدنش نقش بسته و بدین جهت هر خانواده در حد متوسط حداقل پنج فرزند در عضویت خود دارد. 
اما امار اعلام شده از جمعیت بلوچستان طی بیش از بیست سال سیر صعودی نداشته و در یک سقف مُعیین با نسبت رشد پایین اعلام میشود! بنابراین اگر جمعیت بلوچها را در اویل سال 1357 تنها پانصد هزارفقر در نظر بگیریم با توجه به اینکه هم اکنون وارد دهه چهار انقلاب شده ایم امار متوسط پانصد هزار ضرب در سه می شود و دو نسل بعدی به امار متاهلین افزوده می شود. بنابریان اگر میانگین 3 فرزند را برای هر خانواده درنظر بگیریم در مجموع امار بلوچها در طول سی و هفت سال آماری بیش از دومیلیون نفر می بود، اما اشاره کردم که کمترین متوسط فرزند برای هر خانواده پنج نفر می باشد و این یعنی سه نسل در پنج ضرب می شود یعنی یک میلون و پانصد نفر ضرب در پنج می شود مساوی با چهار میلیون و پانصد هزار نفر!!! 
اما آمار بلوچها با توجه به سرشماری سالهای 1357 آماری بالای 1/700/000 یک میلیون و هفتصد هزار نفرتخمین زده شده است و با توجه به عدم امکانات و دفاتر ثبت احوال و سرشماری این امار مربوط به شهرهای بلوچستان و حومه روستایی می باشد که در فاصله کمی از شهرها قرار داشته اند. 
چرا آمار نفوس بعد از سالهای 1370 بصورت دقیق اعلام نمی شود؟ و یا به چه دلیل آمار مرگ و میر و کشتار و اعدام در بلوچستان بالاست؟ 
همانگونه که عرض کردم به همان میزان نسبت زایش بالاست به همین نسبت امارکاهش جمعیت نیز بالاست. یعنی از سویی میزان توالد بالاست اما از سویی کشتار این مردم به اتهام و روشهای مختلفی نیز بالاست. 
در رابطه با موضوع کشتار مردم بلوچ فقط کافی است آنچه پس از سالهای هشتاد (با فراگیر شدن موضوع اینترنت و استفاده آن توسط نهادهای دولتی ونظامی) به لیست آمار پزشکی قانونی، بیمارستانها، پلیس، نیروهای انتظامی، ارگان مبارزه با مواد مخدر، سازمان زندانها در رابطه با اعدام، گزراشهای بازداشت مردم توسط نهاد وزارت اطلاعات، کشته شدن متهمین تحت شکنجه، امار مفقودین، کشتار مرزبانی، و غیره نظری داشته باشیم تا به عمق سیاست بلوچ زدایی وسنی زدایی که روزانه آمار کمتر از ده نفر هم نیست نظری انداخته و پی برد که سیاست قتل عام طی روشها و اتهامات مختلفی چگونه با سرعت در حال اجراست. 
البته ناگفته نماند گاها بیش از ده نفرو کمتر در گروههای 20،16،14،12،11،8،7،4 نفره اعدام و یا به اتهام درگیری با کاروانهای مواد مخدر کشته می شوند و آمار متوسط ده نفر بدین خاطر در نظر گرفته شده است. 
حال اگر بخواهیم آمار متوسط ده نفر را در طی سی و هفت سال جمع بندی کنیم ، امار کشتار به نسبت هر سال 3600 نفر می باشد. آمار کشتار دولتی یکسال متوسط 3600 نفر می باشد بنابراین 3600 ضرب در 37 سال می شود. حاصل ضرب 3600 با 37 سال برابر میشود با 133/200 نفر واین آمار متوسط آمار کشتار محسوب می شود و جدای از آمار قربانیان سیستم عامل عمدی نازایی زنان و خوراندن قطرهای نازایی به کودکان بلوچ است. قطره هایی که موجب از بین رفتن هورمونها گشته و به آمار نازایی در نسل بعدی می افزاید. 
و این آمار جدای از مرگ و میر عادی است. و البته ناگفته نماند که بحث جنایت سفید در بلوچستان نیز بیداد می کند، جنایت هویت زدایی تاریخی و فرهنگی، و سرزمینی و بیسوادی است،سیاستی که منجر به ترک تحصیل و عدم داشتن انگیزه برای تحصیل را در فرزندان بلوچ بوجود آورده است و این جنایت در نگاه دیگر جنایتی کمتر از یک نسل کشی سیستماتیک نیست. جنایت در دو بعد انسانی و هویتی و برهم زدن ترکیب جمعیتی و طرد و به حاشیه راندن ملت بلوچ استوار بوده و همچنان ادامه دارد،
لذا به این مهم در اینده بیشتر خواهیم پرداخت. 
محمود بلوچ

ه‍.ش. ۱۳۹۵ تیر ۷, دوشنبه

کشته و زخمی شدن دو موتور سوار توسط نیروهای امنیتی رژیم درسطح شهر خاش


 عدالت نیوز: بنا بر گزارشهای رسیده دیشب یکشنبه ۶ تیرماه ۹۵ در اثر تیر اندازی ماموران امنیتی رژیم ، دو موتور سوار کشته و زخمی شدند.
 بنا بر اظهار نظر ناظران حادثه، ماموران اطلاعاتی رژیم  مستقر در ان محل ابتدا چند گلوله به سمت این دو شخص شلیک کرده اند که متعاقب ان ماموران یگان تکاوری که همراه نیروهای اطلاعات بوده اند، این دو فرد را به رگبار میبندند که در اثر آن یکی از راکبین کشته و همراه او به شدت زخمی میشود.
 تاکنون هویت این دو شخص به صورت موثق مشخص نشده است اما بعضی از گمانه زنی ها میگویند که دو راکب موتور سوار افغانیان کارگری بوده اند که از ترس دستگیری به ماموران بی توجهی کرده اند.
 در عین حال گزارشهایی نیز تاکید میکنند که این دو شخص از طایفه میر بلوچزهی بوده اند. شلیک بی ظابطه ماموران امنیتی بر علیه مردم بلوچستان تبدیل به مشکل بزرگی برای مردم این استان شده است بصورتی که اینگونه شلیکها در سال گذشته بنا بر آمارهای معتبر دهها کشته و زخمی در پی داشته است.
 شهر خاش روز گذشته نیز شاهد تیر اندازی شدیدی بود که در اثر ان سه نفر کشته و یک کودک هشت ساله زخمی شد.
 علاوه بر این در چند روز گذشته اطراف شهر خاش نیز درگیری های مشابهی تجربه کرد که علت بیشتر آنها اختلافات طایفه ای عنوان شده است. علما و فعالان بلوچ توزیع گسترده سلاح و همچنین استخدام افراد شرور و متهمان سابقه دار در نیروهای امنیتی مخصوصا سپاه را عامل این درگیری ها میدانند.

 دوشنبه، 7 تیر ماه 1395 برابر با 27-06-2016

حزب دمکرات کردستان ایران در مورد درگیری‌های مریوان اطلاعیه‌ای صادر نمود


عدالت نیوز: روز ‌شنبه پنجم تیرماه ١٣٩٥ خورشیدی، جمعی از پیشمرگه‌های حزب دمکرات کردستان ایران که در حال انجام فعالیت سیاسی ـ تشکیلاتی بودەاند، ساعت ٣ بامداد در دامنه‌ی کوه "کوسالان" در نزدیکی روستای "دووروو" در منطقه‌ی "شامیان" از توابع شهرستان "سەوڵاوا"(سروآباد) در کمین نیروهای سپاه تروریست پاسداران افتادە و به مدت ٢ ساعت درگیر شدند. طی این درگیری، در نهایت تأسف دو تن از پیشمرگه‌های دلیر و فداکار حزب دمکرات کردستان ایران به نام‌های" "شورش منبری" و "شاخوان منبری" به شهادت رسیدند.
"شاخوان منبری" بعد از چند ساعت جراحت و مصدومیت و مبارزە دلیرانه در سنگر آزادی برای ملت، به شهادت رسید و پیکرش به دست دژخیمان رژیم ایران افتاد. همچنین تعداد زیادی از نیروهای رژیم ایران و مزدوران محلی (جاش) و پاسدار در این درگیری کشته شدند.
 بعد از این درگیری، پیشمرگه‌های حزب دمکرات کردستان ایران بامداد روز پنجم تیرماه بار دیگر در کوهستان "کوسالان" با نیروهای رژیم وارد جنگ و درگیری شده و در نتیجه‌ی این درگیری، پیشمرگه‌های حزب کمین نیروهای رژیم درهم شکسته و شماری از نیروهای رژیم نیز به هلاکت رساندند.
 پس از این دو درگیری، پیشمرگه‌های حزب دمکرات کردستان ایران بار دیگر مورد هجوم نیروهای رژیم قرار گرفتند و درگیری شدید دیگری بامداد ششم تیرماه ١٣٩٥ میان پیشمرگه‌های حزب دمکرات و نیروهای رژیم آغاز شده و تا لحظه انتشار این اطلاعیه درگیری ادامه دارد.
 در نتیجه این درگیری، که بیش از ١٠ ساعت به طول انجامیده، ده‌ها تن از مزدوران رژیم به هلاکت رسیده و زخمی شده‌اند و لاشه بیش از ٨ تن از مزدوران به هلاکت رسیده در دست پیشمرگه‌های حزب می‌باشد.
 با نهایت تأسف و تأثر در این درگیری نیز یکی از پیشمرگه‌های دلیر و مبارز حزب دمکرات به نام "اکبر منبری" به شهادت رسید.
 طی این درگیری نیروهای رژیم در شهرستان سروآباد با توپ و خمپاره محل درگیری را به توپ بسته و در نتیجه مراتع جنگلی کوهستان "کوسالان" دچار آتش‌سوزی شده‌اند.
 همچنین رژیم ایران با بکارگیری هلیکوپتر ، محل درگیری را مورد حمله‌ی راکتی قرار داده است.
 شورای نظامی حزب دمکرات کردستان ایران
 ٦ تیرماه ١٣٩٥ خورشیدی ٢٦ ژوئن ٢٠١٦ میلادی

ه‍.ش. ۱۳۹۵ تیر ۶, یکشنبه

تبعیض در استخدام ،توسط دانشگاه علوم پزشکی دُزآپ(زاهدان)

عدالت نیوز: گزارش اعتراضی مردم بلوچ به تبعیض شدید در امر استخدامات دولتی:
چندی پیش سایت دانشگاه علوم پزشکی زاهدان اطلاعیه ای را مبنی بر جذب نیرو های بهداشتی در قالب طرح تحول سلامت از طریق یک شرکت خصوصی اعلام کرد و از متقاضیان با اولویت نیروهای بومی خواست به شبکه بهداشت شهرستان مورد تقاضا مراجعه نمایند . 
 جالب اینجاست شبکه بهداشت شهرستان چابهار برخلاف معمول، هیچگونه اطلاعیه ای مبنی بر استخدام منتشر نکرد وحتی برخی افراد بومی که با دیدن آگاهی سایت دانشگاه به این اداره مراجعه میکردند، با پاسخ های همچون: ” استخدام تمام شده ” ، ” نیاز نداریم ” و … روبرو می شدند، گویی از ابتدا قرار نبوده کسی از نیروهای بومی چابهاری در این شبکه جذب شود. 
با این وجود به گفته الف . بلوچ از اهالی بومی چابهار و کارشناس بهداشت محیط ، با اصرار زیاد و پیدا کردن واسطه و آشنا مدارک برخی از افراد بومی را برای بررسی دریافت کردند. اما متاسفانه پس از اعلام نتایج از بین حدود ۲۰ نفر از کسانی که در این استخدامی قبول شده بودند ، فقط ۲ نفر بومی و از اهالی بلوچ چابهار هستند و بسیاری از نیروی های بومی که در آزمون استخدامی شرکت کردند و رد شدند ، نتایج این آزمون هیچگاه اعلام نشد و مشخص نشده بر اساس چه ضابطه ای نیرو های بومی را رد کردند، حتی در برخی رشته ها مانند مامایی با وجود اینکه تعداد افراد مورد نیاز بیشتر از شرکت کننده ها بود، تعدادی از نیروهای بومی شرکت کننده رد شدند و مورد پسند مسئولین محترم دانشگاه علوم پزشکی زاهدان و شبکه بهداشت و درمان چابهار قرار نگرفتند .
بنا به  تحقیقات صورت گرفته ،  شرکت خصوصی که دانشگاه علوم پزشکی زاهدان از طریق آن اقدام به جذب نیرو میکرد  شرکت ” امداد هامون ” به مدیر عاملی ابراهیم خمری یک شرکت خانوادگی است و نام فامیلی تمام اعضای هیئت رئیسه آن نیز خمری و از اهالی شهرستان زابل میباشد. جالب اینجاست تحقیقات  نشان میدهد نام خانوادگی بسیاری از افراد قبول شده در این استخدام “کیخا” ، “خمر” و … که همگی از اهالی محترم شهرستان زابل هستند ولی نام خانوادگی افرادی که رد شده اند ” بلوچ ” ، “هوت ” و … هستند که عمدتا از اهالی چابهار هستند، با این شرایط باید از دانشگاه علوم پزشکی زاهدان و مدیریت محترم شبکه بهداشت چابهار جناب جنگی زهی پرسید منظور ایشان از اولویت نیروهای بومی برای شهرستان چابهار چیست؟ 
آیا کسانی که متولد شهرستان های زاهدان و زابل و حتی بعضا در چابهار نیز ساکن نیستند ولی چون جذب این نیرو ها از طریق طرح تحول سلامت با حقوق بین ۲ تا ۵ میلیون تومان صورت میگیرد، برای استخدام و نقل مکان به این شهرستان در این فراخوان شرکت کرده اند، بومی محسوب میشوند اما کسانی که متولد و ساکن چابهار هستند غیر بومی اند؟ 
 نکته دیگر اینجاست وقتی نیرو های مورد نظر جذب شدند، و فقط چند نفر برای تکمیل ظرفیت مورد نیاز است ریاست محترم شبکه بهداشت چابهار در نماز جمعه ۴ تیرماه چابهار و از طریق امام جمعه محترم جناب مولوی عبدالرحمان چابهاری برای نشان دادن ژست سیاسی اقدام به انتشار اطلاعیه استخدام میکند، درحالی که نیرو های مورد نظر جذب شده اند و فقط چند نفر در یک شغل برای تکمیل ظرفیت مورد نیاز است . باید از وجدان آگاه مسئولین مربوطه پرسید چرا با اقدامات خود اینگونه دین خود را به دنیای دیگران میفروشند و با دامن زدن به اختلافات قومی در استخدامی ها زمینه نارضایتی عمومی را فراهم میکنند، علاوه بر این، این نیروهای غیر بومی جذب شده که عموما پس از مدتی با استفاده از روابط قومی که در مرکز استان و دانشگاه علوم پزشکی زاهدان دارند، با گرفتن انتقالی به شهر خود میروند، و به مشکلات بهداشت و درمانی شهرستان های بلوچستان که از لحاظ شاخص های بهداشتی مانند مرگ و میر مادران و نوزادان بدترین وضعیت را در کشور دارند، دامن میزنند. 
با این شرایط از یک طرف شهرستان های بلوچستان کمبود نیرو دارند و از طرف دیگر با توجه با اشباع مجوز های جذب نیرو امکان جذب نیروی جدید نیز میسر نخواهد بود .گزارش تنظیم شده توسط الف.بلوچ 

کشته شدن سه شهروند خاشی و زخمی شدن یک کودک هشت ساله در درگیری های طایفه ای


به گزارش عدالت نیوز: دیروز شنبه 5 تیر95 در طی یک تیراندازی شدید در خیابان رودکی {چهار راه سراوان} سه شهروند خاشی کشته شدند و یک کودک هشت ساله زخمی شد به گزارش عدالت نیوز هویت افراد کشته شده درمحمد، صاحبداد و کریم اعلام شده است.
 بنا بر اطلاعات رسیده به عدالت نیوز این سه فرد از طایفه شهنوازی بوده اند و علت قتل نیز اختلافات طایفه ای عنوان شده است. درگیری در شهر خاش در حالی اتفاق افتاده است که هفته گذشته نیز یک معلم ساکن ایرانشهر به همراه خانم خود به دلیل آنچه که تسویه حساب طایفه ای عنوان شده است در یکی از خیابانهای ایرانشهر کشته شد. 
موج جدید قتلهای طایفه ای در حالی اتفاق می افتد که نیروهای امنیتی رژیم  از اوج اشراف اطلاعاتی و امنیتی خود در بلوچستان سخن میگویند بصورتی که در یک ماه گذشت مسولین امنیتی رژیم بارها نسبت به دستگیری و کشتن افرادی خبر داده اند که آنها را مخالفین نظام معرفی کرده اند. سخن گفتن مسولان امنیتی رژیم از اشرافیت اطلاعاتی و عملیاتی در حالی است که صرفا در شهرستان خاش در طی چند روز گذشته چهار مورد تیر اندازی و قتل در زمینه درگیرهای طایفه ای رخ داده است؛ علاوه بر حادثه دیشب "شهر خاش"، "حاشیه تفتان"، منطقه "اسپیتک" و همچنین "روستای ناصری" جزء محل هایی هستند که بنا بر اختلافات طایفه ای شاهد درگیری و تیر اندازی بود ه اند. 
به ترتیب 3 کشته و 1 زخمی در محل اول و 1 کشته و 1 زخمی در محل دوم و 2 زخمی در محل سوم و تیر اندازی در محل چهارم دستاوردهایی هستند که در فاصله زمانی چند روز در یک شهرستان اتفاق افتاده اند. 
کنشگران بلوچ افزایش تلفات و آمار درگیریهای طایفه ای در بلوچستان را برنامه سپاه پاسداران همزمان با تسلیح و استخدام مردم در سپاه و بسیج می دانند . مسلح کردن طوایف مختلف و حتی استخدام قاتلان و مخلان امنیت در ارگانهای امنیتی از سوی دیگر، باعث شده است که این کنشگران نیروهای امنیتی و همچنین نهادهای حکومتی را متهم به دست داشتن در ایجاد و یا سهل انگاری در مقابله با پدیده جنگهای طایفه ای کنند.



 یکشنبه، 6 تیر ماه 1395 برابر با 26-06-2016

ه‍.ش. ۱۳۹۵ تیر ۴, جمعه

اسارت صیادان بلوچ گرفتار دزدان دریایی ربطی به حکومت ندارد چون بلوچ اند!!

اسارت صیادان بلوچ به دست دزدان دریایی سومال هیچ ربطی به ارگانها و نهادهای رژیم  ندارد. 
بگزارش عدالت نیوز بنقل از خبرگزاری “مانا” وابسته به جامعه دریانوردی ایران جان چهار نفر از صیادن بلوچی که دو سال پیش در دست دزدان دریایی سومالی اسیر بوده اند درمقابل درخواست 100 هزار دلاری این دزدان در خطر جدی قرار دارند. آقای اسماعیل آباد یکی از صیادان فعال در آبهای بلوچستان به خبرگزاری “مانا” گفته است که 2 سال پیش یک فروند شناور با 21 ملوان بلوچ در آبهای سواحل سومالی توسط دزدان دریایی به اسارات گرفته شده است به گفته آقای آباد به “مانا” این شناور پس از یک سال توسط دزدان دریایی به اتش کشیده شده است و 14 تن از 21 ملوان ان با فجیع ترین شکل ممکن نووسط این دزدان دریایی به قتل رسیده اند. 
آقای اسماعیل آباد گفته اند که در ابتدا دزدان دریایی مبلغ 300 هزار دلار درخواست کرده اند اما پس از اطمینان به اینکه این مبلغ به آنها نمیرسد به کشتار صیادان اقدام کرده اند. آقای آباد گفته اند بر اساس آخرین اخباری که از طریق ارتباط مستمر دزدان دریایی که با مکالمه ملوانان اسیر با خانواده خود جهت دریافت پول رسیده است دونفر دیگر از 7 صیاد باقی مانده با بریده شدن زبانشان کشته شده اند. 
آقای آباد گفته اند که یکی از پنج صیاد باقی مانده توانسته است از دست دزدان دریایی بگریزد اما تاکنون او نتوانسته است خود را به کنارک برساند. 
این صیاد اهل کنارک در خصوص شرایط نگاه داری این صیادان اسیر به “مانا” گفته اند که بیش از یک سال است که آنها در زیر آفتاب بسیار سوزان سومالی با یک میله به درختی بسته شده اند و هر سه روز اندکی نان خشک جهت زنده ماندن به آنها داده میشود. 
آقای آباد افزوده اند که اکنون دزدان دریایی برای رهایی چهار اسیر باقی مانده طلب 100 هزار دلار کرده اند و تهدید کرده اند که تا پایان ماه مبارک رمضان اگر این مبلغ به آنها نرسد چهار اسیر باقی مانده را نیز خواهند کشت آقای آباد گفته اند که خانواده های داغدار این صیادان به هر ارگان و نهادی جهت رفع این مشکل مراجعه کرده اند اما تنها پاسخی که دریافت کرده اند این بوده است که این مشکل هیچ ربطی به ما ندارد!!

واکنش شدیداللحن وزیر خارجه بحرین به تهدید سلیمانی

وزیر خارجه بحرین در واکنش به تهدید پاسدار سلیمانی گفته: جمهوری اسلامی جمهوری شر است. 
 عدالت نیوز بگزارش“الخلیج آنلاین”، وزیر خارجه بحرین در حمله ای شدیداللحن، جمهوری اسلامی را جمهوری شر نامید و حاکمان ایران را به کشتن بی‌گناهان و سرنگونی دولت‌ها متهم کرد. 
 وزیر خارجه بحرین در توییت خود نوشت: جمهوری شر حاکم بر ایران تنها انقلاب شکست خورده خود را صادر می‌کند، سلاح و بمب به کشورهای دیگر می‌فرستد و بردگان را برای کشتن بی‌گناهان و سرنگونی دولت‌ها اجیر می‌کند. 
 گفتنی است نایب رئیس پلیس دبی نیز اخیرا گفته بود که حکومت ایران “حکومت آخوندهای شرور” است. 
 به گزارش العربیه، این مقام اماراتی در حساب تویتر خود نوشته بود: “ایران را ویران کردند، و تمام روابط برادرانه این کشور با کشورهای عربی و به ویژه کشورهای عربی همجوار را نابود کردند! 
این دولت آخوندهای شرور است.” وی نوشت: “انقلاب خمینی بدترین دوره حکومت فارس است. خمینی می گفت آمده تا فقیران را نجات دهد. اما بر تعداد آنها روز به روز اضافه شد. دوره خامنه ای هم دوره دشمنی با عرب شده است.” او افزود: “آخوندهای ایران اکنون بزرگترین مافیای جهان هستند.

ه‍.ش. ۱۳۹۵ تیر ۳, پنجشنبه

مردم بریس در کنار کوزه آب ولی تشنه؟



مردمان بندر بریس را دریابید 
با نگاهی به موقعیت بندر بریس در خواهیم یافت عمق جنایت را بر علیه ملت مظلوم بلوچ ،ملتی که دهه هاست تحت ستم و تبعیض و سرکوب قرار دارد و سرزمین بلوچستان آفریقایی به مراتب آقریقاتر از بلوچستان برای مردمانش هست.
بندر بریس در بلوچستان ،شهرستان چابهار به سمت شرق درکناره های سواحل بی نظیر و طلایی مکران  جا دارد.جاده ای  پُرپیچ وخم درمیان کوه های مینیاتوری و دریای نیلگون عمان که با فاصله ی 60کیلومتری می رسد به بندری زیبا درامتداد حاشیه ساحلی دریای  مکران که شبیه شبه جزیره ای است در بالایی دیواره های صخره ای که بیرون زدگی های آن مشرف به دریا قد علم کرده اند.
اما مردمان ان از بحران شدید بی آبی رنج می برند.وضعیتی که به سختی می توان باور کرد.
مردم درد کشیده بریس با فریاد ما را در یابید سالهاست بی جواب مانده اند.

بحران بی آبی در بلوچستان ،با نگاه تبعیض آمیز،رژیمی که سخت تر از خشم طبعیت است

وضعیت مردم بلوچستان در تقاطع تیرهای آتشین تیر ماه و رحمتهای ماه رمضان هوای گرم بالای 45 درجه به همراه آفتابِ سوزانی که لحظه ای نگاه آتشینش را از این سرزمین دور نمیکند. و مردمانی که در زیر بارش این آتش سوزان با زبانی همچون چاکهای بستر رودخانه های شهرشان که به یاد روزهای سبز و آبی گذشته از شدت تشنگی ترکیده اند، دیوانه وار به دنبال قطره ای آب میگردند.
 مردمانی که در تقاطع تیرهای سوزان تیرماه و رحمتهای ماه رمضان به دنبال گالن آبی میگردند تا که بتوانند آن را در میان ترکهای تشنگیشان بپاشند و در این بین اندکی احساس زنده بودن را به خود تلقین کنند؛ در میدان جنگی که آفتاب سوزان و گرمای وحشتناکش به همراهی دولت مردان بیگانه بر علیه مردمان این سرزمین برپا کرده اند زنانی را میبینی که بار پاکیزگی و نظافت خانه شان را درون تشتی پر از لباس و ظروف ریخته اند و صدها متر دورتر از منزلشان حمل میکنند، و مردانی که با گاری های مملو از گالن آب به سمت آبهای شبه گند گرفته هوتکی قدم بر میدارند که بساری از ما شاید آن آبها را برای رادیاتور خودرومان نیز مناسب ندانیم.
 در کنار این مردان و زنان کودکانی تشنه و منتظر را می یابی که در صف هایی طولانی در انتظار تانکرهای آبی هستند که گاه گاهی بنا بر مصالحی بجز از تشنگی این مردمان به این روستاها آب سقایی میکنند؛ این تصویری است از وضعیت مردم بلوچستان که در تقاطع تیرهای آتشین تیرماه و رحمت های ماه رمضان روزگار میگزرانند.
 تصاویری که با کارگردانی خشم طبیعت و مسولان حکومتی در این سرزمین خسته و کهن در حال ثبت شدن است. بنا بر آمارهای اعلام شده بیش از 62% از جمعیت روستایی بلوچستان از نعمت آب محروم هستند این آمارها تاکید میکنند بیش از م6000 روستا در جنوب بلوچستان مطلقا فاقد آب آشامیدنی میباشند و در این میان تشنگی و عدم مدیریت و رسیدگی حاکمیت به لبان خشکیده مردمان این استان، امان و صبر را از میان قلبهای صبور این مردم ربوده است. 
 اکنون مردمان این سرزمین علاوه بر نبرد در میدان جنگ تشنگی و گرما در میدان دیگری نیز مبارزه میکنند. میدانی به نام جنگیدن با برادر خود برای اندکی آب بیشتر است.عدالت نیوز


ه‍.ش. ۱۳۹۵ تیر ۲, چهارشنبه

بخشی از سخنان گوهر بار رهبر انقلابی بلوچستان شهید عبدالمالک ریگی رهبر جندالله _رحمه الله

پس از 26 سال سکوت،صبر عامدانه و مصلحت گرایی برای رفع و دفع ستم و با بن بست رسیدن مبارزات مدنی در بلوچستان ،عبدالمالک ریگی رهبر انقلابی بلوچستان این سکوت سهمگین وخشم ملت بلوچ بر علیه ظالمان ستمگر را در قالب تشکیل جندالله شکست و دوری از مبارزات عدالت خواهانه را در بلوچستان با رویکرد نظامی با داشتن هدفی والا برای بلوچستان و ملت ستمدیده بلوچ شروع کرد و موجی از بیداری وقربانی برای هدفی والا را در میان ستمدیدگان بوجود آورد.
و دشمن قسم خورده ملت بلوچ و اهل سنت را به زبونی و شکستهای سختی گرفتار نمود.
وی در اوج جوانی با گذشتن از موانع بسیار سخت جندالله را تشکیل داد و جوانانی را تربیت نمود که هم اکنون پس از گذشت 12 سال در میدان مقاومت حضور دارند و برای هدف والا می جنگند. امروز جیش العدل ادامه دهنده مقاومت و هدف والای رهبر انقلابی بلوچستان می باشد ،با تغییراتی در سیستم مبارزاتی و با تعهد بر آرمانهای قریب از سیصد شهید جندالله و دهها اسیر در گرفتار حکومت ظالم و با تعهد با آرمانهای ملتی تحت ستم برای رهایی و ایجاد یک حکومت خودمختار در چارچوب ایرانی فدرال با شعار فدرالیزم برای ایران و خودمختاری برای بلوچستان خواهد کرد . برای نسل رسیدن به هدف والا و تعهد به خون فرزندان مقاومت که بر فرش زمین بلوچستان مظلومانه ریختند متعهدیم تا نهال آزادی را در این سرزمین مظلوم پر بار و ثمر بخش گردانیم. 
نیاز است تا جوانان،این نسل امروزی ،آینده سازان فردا که بار مسئولیت سنگین حفاظت از سرزمین و حفاظت و صیانت از خون و خاک و ملت  و دین ،برای مبارزه ای که روشن گر مسیر نسلهای آینده و حفظ این سرزمین و تاریخ و اصالت آن می باشد متحد،متفق،یک مشت و یکصدا با فدرالیزم برای ایران و خومختاری برای بلوچستان به صفوف مبارزین بپیوندند. 
بیش از 12 سال استقامت در برابر دشمن تا دندان مسلح و مسلح به مکر و فریب ،به ما آموخته که در برابر اراده ای ملتی برای باز پس گرفتن از دست داده هایش هیچ نیست.مقاومت ملتی که سالها تحت ستم و سرکوب قرار داشته و به مکر و حیله و فریب دشمن آشناست شکستش بی معنی است و دشمن را یاری مقاومت در بر برابر مبارزینی که آبدیده و آموخته به مکر و حیله دشمن اند و دارای هدفی والا تا رسیدن به سرمنزل عزت وآزادی اند بی فایده و عبث است. 
نیاز است تا با تمام توان و استعداد خود را برای مبارزه ای در جهت در دست گرفتن سرنوشت و اداره امور بلوچستان در قالب حکومتی خودمختار همه یک صدا و متحد به مردان مقاومت پیوست و باری دیگر برگی نوین از رشادت و مردانگی تاریخی بلوچ را در بلوچستان به نمایش گذاشت و به بدخواهان و تمامیت خواهان ستمگر آموخت که ظلم پذیری در سرشت بلوچ نیست.ظلم را نه بر خود و نه بر دیگری می پذیرد . 
باری دیگر با تعهد بر آرامانهای والای رهبر انقلابی بلوچستان و با تعهد بر خون شهدا و هدف والا دوری جدید و نوین از مقاومت را در بلوچستان شاهد خواهیم بود و این مقامت پایانی برای ستم و برچیدن بساط ان خواهد شد و در زایش بلوچستانی خودمختار متولد خواهد شد.عدالت نیوز

ممنوعیت کار برای بیکاران در بلوچستان!

عدالت نیوز:فقر و بیکاری در بلوچستان بیداد می کند و آمار فقر مطلق در بلوچستان بالای 70درصد می باشد.هر گونه اشتغال در امور دولتی و قانونی بومیان با تبعیض شدید روبرو است و تنها از جمعیت سه میلیونی بلوچستان کمتر از 10 درصد از مردمان بومی درمشاغل دولتی در رده های پایین اداری بکار گماشته شده اند و 90 درصد دیگر گرفتار بیکاری و فقر مطلق  هستند.
بیکارانی که مرز تنها منبع درآمد آنان است و با وارد کردن چهار کسیه برنج و یا دوکارتن میوه و چای امور زندگانی خویش را می گذرانند، اما از سویی این مشاغل که تنها منبع درآمد ملتی فقیر و گرفتار ستم و تبعیض هستند از آن بعنوان قاچاق یاد می شود و در بسیاری موراد کولبران بلوچ مورد هدف تیراندازی نیروهای جنایت کار دولتی قرار گرفته و کشته می شوند و اموال آنان بلوکه می شود به نفع حکومت و یا بسیاری با جرایم سنگین روبرو می گردند.به نوعی با واقعیت ممنوعیت کار برای ملتی بیکار و گرفتار فقر مطلق در بلوچستان روبرو هستیم و تمامی راههای امرار معاش بر روی ملت ما بسته شده است.در همین زمینه به این گزارش توجه کنید:
به گزارش صدای اهل سنت جنوب؛عباس زاده محمودی افزود: کیسه برنج های توقیف شده برابر با 460 کیلو گرم بوده است. وی افزود: ارزش برنج های مکشوفه بیش از 23 میلیون ریال برآورده شده است که شعبه ی ویژه رسیدگی به تخلفات کالا و ارز طی صدور حکمی مبنی بر محکومیت تخلف، جریمه ای برابر با ارزش بیان شده ، برای راننده خودروی تویوتا در نظر گرفت. 
وی ادامه داد: از یک خودروی تویوتای دیگر تعداد 22 کارتن پرتقال هشت کیلویی،30 جعبه لیمو ترش هفت کیلویی و 7 جعبه گلابی هفت کیلویی به ارزشی بالغ بر 16 میلیون ریال کشف شد که شعبه ویژه رسیدگی به تخلفات کالا و ارز در این زمینه هم جریمه نقدی برابر با ارزش کالای قاچاق مکشوفه و ضبط کالای برای راننده خودروی حکم صادر کرد.

ه‍.ش. ۱۳۹۵ تیر ۱, سه‌شنبه

اعتراض‌ها مانع تجزیه استان هرمزگان به سود استان فارس شد

عدالت نیوز:تظاهرات اعتراضی در استان هرمزگان، در روزهاى اخير طرح جداسازی مناطقی از این استان والحاق آن به استان فارس را متوقف کرد. به گزارش خبرگزاری "فارس"، جاسم جادری استاندار هرمزگان در نشست شورای اداری شهرستان "پارسیان" اعلام کرد: مصوبه الحاق روستاهای پارسیان به استان فارس با نظرات کارشناسی استان هرمزگان در نشست‌های مشترک مدیرن و مسئولان کشوری و استان‌های هرمزگان و فارس در حال حاضر موقتاً متوقف شده و استدلال هرمزگان در این نشست‌ها پذیرفته شده است". 
 جاسم جادری استاندار هرمزگان در جمع معترضین پیش از این مردم استان هرمزگان در جنوب ایران و در ساحل شمالی خلیج، با تشکیل زنجیره انسانی خواستار ممانعت از جداسازی بخش‌هایی از این استان و الحاق آنها به استان فارس شده بودند. 
براساس این طرح که منجر به همجواری استان فارس با 6 کیلومتر از ساحل خلیج و قطع ارتباط مستقیم استان هرمزگان با استان بوشهر و منطقه ویژه اقتصادی پارس جنوبی می‌شود، پنج روستای عرب نشین سورباش، فارسی (فوارس)، اکبری (اكابر يا عجابر)، تمبو جنوبی و تمبو شمالی از بخش کوشکنار تابع شهرستان پارسیان که پیشتر گاوبندی نام داشت در استان هرمزگان جدا شده و به دهستان حومه (ترمان) از بخش مرکزی شهرستان لامرد استان فارس ملحق می‌شود. 
این طرح در اواخر دولت دوم محمود احمدی‌نژاد تصویب شده بود. معترضین الحاق 5 روستا به فارس را تجزیه هرمزگان نامیدند در نهم مهر ماه سال 92، حسین صادق عابدین استاندار منصوب محمود احمدی نژاد " اتصال استان فارس به خليج " را رسما اعلام كرده بود. در همان زمان و در مخالفت با این طرح، نامه‌ای خطاب به حسن روحانی به امضای 186 تن از نمایندگان مجلس شورای اسلامی رسید که خواستار توقف این طرح شده بودند. 
احمد جباری، یکی از نمایندگان استان هرمزگان در مجلس نهم ، گفته بود که مصوبه الحاق برخی از روستاهای استان هرمزگان به استان فارس از مصوبات دولت احمدی نژاد بوده و "هم مثل بسیاری از تصمیمات دیگر آن به صورت عجولانه و بدون بررسی دقیق کارشناسی ودلیل منطقی به تصویب رسیده است" و دولت روحانی باید آن را لغو کند. 
جباری گفته بود، ابراهیم عزیزی، استاندار هرمزگان، به این دلیل که اهل استان فارس است این مصوبه را تأیید کرده است. در پی اعتراض گسترده مردم الحاق 5 روستای عرب‌نشین به استان فارس لغو شد. 
عبدالکریم هاشمی نخل ابراهیمی، نمایندهٔ شهرستان‌های میناب، رودان، جاسک، سیریک و بشاگرد در مجلس با تشبیه اهالی هرمزگان به "مردم فلسطین" گفته بود : پلیس ضد شورش عدهٔ زیادی از جوانان را کتک زده و بازداشت کرده است. 
از زمان دولت سابق مقام های هر دو دولت احمدی نژاد و روحانی و نیز شورای عالی امنیت ملی تلاش کرده اند تا با الحاق بخشی از شهرستان پارسیان در استان هرمزگان به استان فارس این استان را به خلیج متصل کنند اما ضرورت این اتصال را به صورت شفاف بیان نکرده اند. 
 مردم هرمزگان در مناسبت‌های مختلف با طرح الحاق مخالفت کردند در روزهای گذشته نیز در پی اعتراضات مردمی درباره مطرح شدن دوباره این طرح، "بهروز اکرمی" معاون سیاسی امنیتی استانداری هرمزگان نیز ضمن تکذیب هرگونه تصمیم جدید در خصوص الحاق بخشهایی از پارسیان (گاوبندی) به استان فارس انتشار اخبار و شایعات را سوء استفاده و فضاسازی عده ای دانست که در پی تنش در استان و بر هم زدن آرامش کنونی هستند.



صد سال پیش اصلا استانی بنام سیستان و بلوچستان نداشتیم:اعتراض شدید پژوهشگر برجسته بلوچ آقای بزرگ زاده به حذف نام بلوچستان

عدالت نیوز:در پی همایشی که از سوی بدخواهان و تنگ نظران در راستای مبارزات ملت بلوچ با استعمار انگلیس در بلوچستان قرار است برگزار شود،نام بلوچستان حذف و بجای آن از واژه جنوب شرق استفاده شده است.

واژهء جدیدی که می خواهد بر اسناد تاریخی بلوچستان خط بطلانی دیگر بکشد و نام این سرزمین و اصالت ملت آن را به فراموشی بسپارد.

برگزار کنندگان این همایش انتخاب نام جنوب شرق را بنا به دلایلی سیاسی و تخریبی انتخاب نموده و این طرح همگام و همزمان با هویت زدایی نام بلوچستان از سربرگ  و اسناد ادارات دولتی و نهادهای خبری همراه است و  ضربه ای دیگر برای نابودی هویت و اصالت سرزمین بلوچستان است.
متن اعتراضیه شدید و بجای استاد عبدالسلام بزرگ زاده پژوهش گر تاریخ و زبان بلوچی به برگزار کنندگان مغرض این همایش



برادرگرانقدرجناب اقای دکتر مرادی عزیز 

صد سال پیش اصلا استانی به نام استان سیستان و بلوچستان نداشتیم که یکصدمین سالگرد مبارزات آن را داشته باشیم اگر صدمین سالگرد مبارزه مردم بلوچستان با استعمار انگلیس منظورتان است اون ربطی به جنوب شرق و شمال غرب و کوفت و زهر مار ندارد.
 یکصدمین سالگرد مبارزات مردم بلوچستان است علیه استعمار انگلیس که در مکان مشخص یعنی بلوچستان اتفاق افتاده حال اگر یک عده نادان از کلمه بلوچستان آلرژی و حساسیت دارند و انگار تن شون می خارد مردم بلوچ خوب بلدند چگونه به روش های مدنی و منطقی و البته اگر اهل منطق نیستند و به دنبال تنش و افراط گرای به روش های مناسب خودشان تن شون را خوب بخارانند و این را در سنوات گذشته برخی افراطی تر و احمق تر و نادان تر از خودشون ثابت کردند .
ما معتقدیم که اتفاقا برخلاف تصور افراطیون غیر بلوچ حذف نام بلوچستان حس ناسیوناسیتی و تفکر تجزیه طلبی و جدایی طلبی را در مردم بلوچ افزایش می دهد نه برجسته نمودن نام بلوچستان ایران و حذف نام بلوچستان خواسته و ناخواسته عموم مردم بلوچ را تحریک تا از هویت خود دفاع کنند.
 در حالی که اگر نام بلوچستان به عنوان بخشی از ایران برجسته گردد و همیشه از بلوچستان ایران یاد شود حس تعلق به ایران و همبستگی ملی را افزایش می دهد ضمن اینکه ما مردم بلوچ از کدام مسول و دلسوز نظام اعم از دولتمردان و مسولین امنیتی ، نظامی و مسولین دانشگاهی ،علمی و فرهنگی خواهش بکنیم که نمی خواهیم همایش برگزار کنید و پول مردم و بیت المال را هزینه کنید آن هم همایشی که در ابتدا به نام ما و نهایت به کام دیگران و به قیمت حذف هویت ملی و ایرانی ما یعنی حذف بلوچستان ایران اگر قرار است همایش به نام جنوب شرق برگزار گردد اصلا همان بهتر که برگزار نشود .
ما مردم بلوچ برای اثبات مبارزات خود علیه استعمار تمام اسناد و مدارک و سایر مستندات مصور تاریخی را در یک کتاب چاپ خواهیم کرد و به اطلاع عموم می رسانیم نیازی به برگزاری همایش جنوب شرق نیست. 
عبدالسلام بزرگ زاده سی یکم خرداد نودپنج

ه‍.ش. ۱۳۹۵ خرداد ۳۰, یکشنبه

فریب مردم بلوچ توسط رژیم در سیاست استخدام سپاه و بسیج

استخدامی که به جای اینکه بصورت رسمی باشد ،بصورت قراردادی است و از این طریق کارگرانی روزمزد را برای نابودی سرزمین،سرنوشت و دین ملت بلوچ استخدام نموده است.و هر پنج روز مانده به سه ماه باید تمدید قرارداد استخدام را بسیجیان بومی امضاء نمایند. 
استخدامی که برای سرکوب ملت بلوچ و پیشبرد سیاستها و برنامهای مخرب رژیم در بلوچستان بر علیه ملت بلوچ و اهل سنت می باشد. با به بن بست رسیدن و عدم حمایت و حفظ امنیت نیروهای نظامی  رژیم دست به حربه ای برای نابودی ملت بلوچ بدست خود مردم بلوچ زد. 
با شدت گرفتن مقاومت مسلحانه و مدنی در بلوچستان بر علیه نیروهای نظامی و غیربومی که نبض اداری و امنیتی و تجاری بلوچستان را در دست گرفته بودند، رژیم دست به سیاست مکارانه ای زد و برای نابودی نیروهای مقاومت که برای عدالت و برابری مبارزه می کنند و خواهان بلوچستانی بر پایه اداره بوم به بوم و رهایی بلوچستان از چنگال فقر و تبعیض و بیکاری بودند،عده ای از جوانان بیکار را به همراهی عده ای فریب خورده به استخدام روز مزد در آورد تا سپری برای حفظ جان نیروهایش کند و بدین سان مقاومت ملت بلوچ را توسط خود ملت سرکوب و از بین ببرد .
و پس از پایان این مرحله نیروهای روز مرد که کارشان را به نحو احسن انجام دادند ،نیز اخراج خواهند گشت. چرا که تهدید جدی دیگری وجود ندارد و به راحتی به سیاست و برنامه های مخربش بر علیه بلوچ و بلوچستان ادامه می دهد.
بسیج بومی به معنای خدمت به مردم بلوچ و یا در راستای برنامه ای  برای ریشه کن کردن بیکاری و اعتماد به ملت بلوچ نیست!
 باید این موضوع را مد نظر داشت که چرا به یک باره فیل حکومت که رام نشدنی بود در بلوچستان و وحشیانه ترین حالت از جنایت را داشت بر علیه دین،سرزمین و هویت ملت بلوچ به یک باره تغییر اخلاق و رفتار داد . 
آیا حکومت به اشتباهات و جنایت و سیاست و برنامه های اشتباه و زیان بار و نابخشودنی اش که بر علیه ملت بلوچ و اهل سنت روا می داشت پی برد و در صدد جبران و به فکر بومی کردن اداره منطقه ای بلوچستان افتاد؟
این مورد اصلا نمی تواند صادق باشد.
پس به گزینه دوم فکر می کنیم که : یا در مردابی گرفتار شد که تنها با دسیسه و فریب مردم بلوچ می توانست از این مرداب خود را بیرون کشد؟ 
و آیا این سیاست استخدام مردم فقیر و محروم و مورد تبعیض شده که از سقف دنیا جزء زندگی در سقف تحت ستم بودن، سرکوب و بیکاری شدید رنج می بردند سیاستی نافع برای مردمان بلوچ می باشد و یا مضر؟ 
بطور خلاصه چنین باید گفت. که استخدام در سپاه و بسیج بومیان بلوچ نه سیاستی از راه جلب اعتماد و دلجویی از این مردمان می باشد بلکه حکومت در بحث امنیت نیروهای نظامی و اداری اش که غیربومیان می باشند شکست خورد در قبال جبهه مقاومت فرزندان بلوچ. 
لذا شکست های پی در پی و ناتوانی از تامین امنیت نیروهایش حکومت را مجبور به ان کرد تا مقاومت نظامی و مدنی مردم بلوچ را از این طریق بوسیله عده ای بنام بسیج بومی از بین ببرد و تامین امنیتی برای نیروهایش ایجاد نماید. 
پذیرفته ایم که بیش از پنج هزار تن از بیکاران بلوچ را در بسیج بومی استخدام نموده است؟اما وقتی به کلمه استخدام می رسیم به ناگاه می بینیم که این عده همانگونه که قبلا گفتیم بصورت روزمزد بکارگماشته شده اند.بماند که حقوقی ماهانه دانه درشت به آنها می دهد ؟
اما چرا این نیروها هرگز بصورت رسمی استخدام نشده و نمی شوند و مجبورا هر سه ماه یکبار در روز هشتادو پنجم تمدید می کنند برگه خدمت خویش را و براساس قانون کار و مصوب دولت کسانی که به صورت رسمی استخدام نمی شوند هر پنج روز مانده به سه ماه باید برگ خدمت خویش را امضا نمایند؟
حال اگر به موضوع به نگاهی فراتر از این استخدام کارگران روزمزد نگاهی به سیاست حکومت داشته باشیم درمی یابیم که این نیروها بعنوان نیروهای سپر برای نیروهای دولتی استخدام شده تا مقاومت فرزندان بلوچ و اهل سنت را بوسیله خودی های فریب خورده از بین ببرند و به محض اینکه میدان مقاومت مردمی خالی گشت این نیروهای روزمزد نیز تصفیه حساب شده و هیچ گونه اعتراض و دخل و خرجی در امورات بلوچستان نخواهند داشت. 
پس باید ملت بلوچ این مهم را مد نظر داشته باشد که چرا به یک باره فیل حکومت یاد بلوچستان و مردمان فقیر ان کرد و اصلا مگر بلوچستان در ادوار و سالهای دور و گذشته بخشی از این کشور نبوده است که به امورات اقتصادی سیاسی و بیکاری و فقر آن نظری برای بهبود وضعیت بی اندازند!! 
نباید فراموش کرد که عده ای ناآگاه از مکرحکومت گرفتار در دام حکومت و بر علیه ملت خویش بصورت روزمزد استخدام شده اند تا آگاهان و عدالت خواهان و فریادهای برای عدالت و برابری را در بلوچستان ریشه کن کنند. 
شاید عده ای خوش باور بگویند حقوق مفتی می دهد و بسی را از بیکاری رهانیده،و خانواده هایی به نوایی رسیده اند. اما به په قیمتی؟
به این موضوع نیز به دو صورت باید پرداخت.که اولا بپذیریم که ملت ما گرفتار نوعی بزرگ نمایی کردن موضوعات بدون تحلیل و تفسیر دقیق گرفتار شده و فریب تبلیغات و شعار حکومتی را خورده  و در ثانی اگر به این موضوع که بسیاری از خیل بیکاران بلوچ به استخدام سپاه و بسیج در امده اند و به شغل و نوایی رسیده اند از بابت تلاش مبارزین ملت بلوچ و مستاصل کردن دشمن بوده است و دشمن را مجبور کرده اند تا سیاست بومی گری را خواسته یا ناخواسته اجرا و عملی کند و این استخدامات از برکت وجود همت و عزم و تلاش مبارزین بلوچ است.
فشارها بر حکومت از سوی مبارزین بسیار سنگین بوده که به ناچار مجبور به استخدامات هر چند جزیی زده است. 
 لذا باید بپذیریم که سیاست استخدام در سپاه و بسیج از نگاه ما اشتباه است واز نگاه و سیاست و برنامه دشمن تلاشی برای سرکوب و نابودی بلوچ و بلوچستان بدست عده ای نااگاه بلوچ می باشد. 
لذا نسل فعلی بلوچ_جوانان عزیز _آینده سازان و میراث داران فردا باید بسیار هوشیارانه عمل کنند و آگاهی عمومی ،حول قضایای کلی، در حد بالایی داشته باشند تا خدایی نکرده نادانسته سرزمین و سرنوشت خویش را نابود ننمایند.و آن عده از بسیجیان و سپاهیان بومی بدانند که به برکت مبارزین و مقاومتِ برای عدالت خواهی وبرابری منجربه استخدام انان شده است و باید آگاهانه عمل نمایند وبدانند که فریب خورده و دستی برای نابودی سرزمین،سرنوشت و دین ملت خویش گشته اند. 
بسیجی بومی عزیز نباید اشتباه کنی،اشتباه تو به قتل و مرگ و بدبختی این ملت و سرزمین می انجامد.
 در بحث اینده بیشتر می پردازیم. 
عدالت نیوز:محمود بلوچ

ه‍.ش. ۱۳۹۵ خرداد ۲۹, شنبه

شلیک خوسرانه نیروهای امنیتی رژیم به شهرواندان بلوچ در زاهدان(دزآپ)

عدالت نیوز: بنا بر گزارشهای رسیده امروز شنبه مصادف با ۲۹خرداد نود و پنج نیروهای امنیتی در خیابان جام جم، یکی از خیابانهای پرتراکم شهر زاهدان اقدام به تیر اندازی به سوی یک‌ دستگاه پژوه ۴۰۵ حامل پتو و پارچه کرده اند، گزارشها حاکی از آن است که این حادثه خسارت جانی در برنداشته است.
 ماموران امنیتی هفته گذشته نیز در یکی از خیابانهای شهر زاهدان به سوی یک وانت حامل انبه بدون اعلام ایست موثر قبلی آتش گشودند که در ان حادثه نیز خسارت جانی گزارش نشد. 
تیراندازیهای بی ضابطه و پیوسته ماموران امنیتی در حالی است که سال گذشته بنا بر آماری که بدست کمپین فعالین بلوچ رسیده است اینگونه تیراندازیها دهها کشته و زخمی در پی داشته بودند.
 مردم بلوچ تیراندازی ماموران امنیتی در خیابانهای پرتراکم شهر زاهدان را بدون توجه به جان شهروند عابر در آن محل را به دلیل حمل غیر مجاز چند طاقه پارچه و پتو توسط افرادی که به دلیل نبودن شغل در استان مجبور به انجام این کار شده اند را دلیل بر بی ارزشی جان شهروندان بلوچ در نزد ماموران امنیتی میدانند.
 شنبه، 29 خرداد ماه 1395 برابر با 18-06-2016
video



صحنه هایی از فقر و محرومیت و تلاش دانش آموزان فقیر برای آینده ای مبهم!

دانش آموزانی که هرگز نمی دانند و نمی توانند تصوردرستی از آینده داشته باشند و برای ان تصمیم بگیرند و در عالم کودکانه به وظیفه ای که بر دوششان نهادیم وظیفه عمل می کنند. آنان بدرستی درک نمی کنند که حقوقی دارند و از یک حقوق بنیادین براساس ساختار آموزش و پرورش و سیستم حکومتی صاحب سهم و حقوقی برابر با دانش آموز تهرانی هستند. 
اما براستی والدین و روشنفکران ما که اگاه به این ستم و سیاست اند، تا چه اندازه تلاش کرده اند تا استعدادهای اینده سازان بلوچستان را شکوفا و انان را برای بدوش کشیدن آینده این سرزمین و حافظ میراث داران این میراث کهن آماده کنند. پذیرفته ایم که ستم سنگین است اما آیا غیر از این بوده که سکوت و زبان بریدگی ما عامل اصلی رقم زدن این جنایات است. تا چه اندازه تلاش کردیم فریاد براوردیم وپی گیری موضوع کردیم.و اگر نتیجه نگرفتیم کدام اعتراض جالب و قاطع را انجام دادیم و پای مردم را بوسط کشیدیم که برای حقوق قانونی اما تحریم شده شان بصورت قانونی فریاد برآورند. 
پذیرفته ایم که ستم سنگین است اما آیا غیر از این بوده که سکوت و زبان بریدگی ما عامل اصلی رقم زدن این جنایات است.عن جنایت بر گردن قشر تحصیلکرده،آگاه،روشنفکر،عالم و عامی است.چرا ما باید سکوت می کردیم در برابر حقوق مقبوض و محروم شده مان.چرا ما باید اجازه می دادیم که چنین ستم کمرشکن وتا بدین جا برسد ؟
 امروز ما با مردمی سرو کار داریم یا با نسلی سرو کار داریم که آینده دو نسل را در بلوچستان سوزاند. پدران نااگاه و مسکوت ما آینده دو نسل ،نسل جوان امروزی ونسل کودکان امروز را تباه نمودند.هرگز به خود زحمت ندادند تا کاری برای این دو نسل انجام دهند. آنان چون هرگز قدمی برنداشتند هرگز به نسل جوان نیز اجازه تحرکی نداده و نمی پذیرند که نسل فرزندانشان نیز برای دفع ستم کاری انجام دهد. اما آیا براستی نسل امروز می پذیرد که باید راه نسل گذشته را در پیش گیرد و شاهد نابودی ملت،سرزمین،هویت،دین وتاریخ و میراث و فرهنگ خود باشد. نسل جوان امروز خواسته یا ناخواسته مسئولیت سنگینی را بدوش خواهد کشید.جبران سکوت نسل پدرانش و ساخت اینده بهتر برای فرزندانش را. 
در تصویر زیر وضعیت دانش آموزان بلوچ در مدارس کپری را در 56 کیلومتری شهرستان ایرانشهر در روستای میسی را مشاهده می کنید. این کودکان به سنی نرسیدند که تشخیص اینده دهند ،و این ما هستیم که باید جایگاه آنان را برای فردا و اینده آماده سازیم. ع
لاج دردهای بیشمار بلوچ و بلوچستان به همت نسل جوان امروزی بستگی دارد.نسلی که باید معرف و شناسه از خودگذشتگی و تلاش و قربانی باشد. نیاز به همتی بلند و رهایی از اما و اگرها و امروزنه فردا،من نه او دارد.تک تک فرزندان بلوچ ،نسل امروزی باید در مسیر رهایی و نجات از ستم و فراری از این سرنوشت شوم باشد. امید است از دلمردگی و لاانگاری و بی توجهی بدرآییم و به تلاش و مبارزه ای خستگی ناپذیر دست یازییم.اینده بلوچ و بلوچستان در گرو دستان نسل فعلی است ،نسلی که دو راه بیشتر ندارد یا مبارزه برای بهتر شدن و یا ساکت ماندن و شاهد نابودی و زوال باشد. 

مسجد شهر اسدیه پس از پیگیری ها و اعتراضات مستمر مردم این شهر فک پلمپ شد

video
بگزارش  عدالت نیوز رسیده است مسجد شهر «اسدیه» مرکز شهرستان «درمیان» در استان خراسان جنوبی پس از پیگیریها و اعترضات مستمر مردم این شهر و همچنین انتشار سریع و قاطع این خبر توسط رسانه های اهلسنت به همراه خشم مردمی باعث شد که مسولان این شهر مجبور به فک پلمپ این مسجد شوند. 
موفقیت مردم شهر «اسدیه» در ایجاد فشار بر مسولان جهت فک پلمپ کردن این مسجد میتواند نقطه عطفی باشد در دلگرمی اهلسنت کشور که میتوان خواسته های قانونی و مظالم روا داشته شده در حق خود را با رسانه ای کردن آنها و‌ همچنین با شکل دادن فعالیتهای مدنی همچون تحصن، اعتراض و راهپیمایی در طلب حقوق خود به آنها دست پیدا کرد.در همین زمینه کلیپی از بازگشایی مجدد مسجد بدستمان رسیده است.

اعتراض مخالفین به حذف نام بلوچستان در اینستاگرام در طی کمتر از 12 ساعت ازمرز پانزده هزار گذشت

بگزارش عدالت نیوز بدنبال موج جدید حذف نام بلوچستان توسط ادارات و نهادهای حکومتی و‌ خبری، فعالان بلوچ در کارزاری رسانه ای در اینستاگرام با ایجاد هشتگ #بلوچ_وبلوچستان_مظلوم 
با هدف دفاع از حذف نام تاریخی بلوچستان و همچنین دفاع از تجزیه بیشتر بلوچستان و یاداوری تاریخ چند دهه گذشته این استان پهناور سعی در بیداری عمومی جهت جلوگیری از تلاشهای جدید حکومتی در راستای حذف هویتی و ارضی بلوچستان نموده اند. 
این هشتگ با مطلبی در راستای دفاع از هویت بلوچستان در فضای اینستاگرام توانست در کمتر از 12 ساعت نظر کاربران این نرم افزار اجتماعی را به سوی خود جلب کند و در مدت بسیار کوتاهی بیش از پانزده هزار دنبال کننده پیدا کند. 
کاربرانی که به دفاع از هویت تاریخی بلوچستان در مجموع در جهت دفاع و اشتراک گذاری آن بغیر از استفاده از هشتگ مبادرت نمودند بیش از بیست هزار تخمین زده میشود. 
حذف نام بلوچستان و اعتراض به حذف نام بلوچستان از سر برگ ادارات دولتی طی سالهای اخیر به تقابلی بین حکومت برای حذف نام بلوچستان و دفاعی از سوی ملت بلوچ برای حفظ و برگرداندن نام تاریخی بلوچستان تبدیل شده است.
فعالین بلوچ حذف نام بلوچستان را برنامه ای خائنانه و از پیش تعیین شده می دانند که توسط دستگاه حکومتی دنبال می شود و در نظر دارند نام بلوچستان را حذف و استان سیستان و بلوچستان را تنها سیستان بنامند.
حذف نام بلوچستان مساوی است با حذف هویت و شناسه تاریخی سرزمین بلوچستان و مردمان بلوچ،و این امر ادامه سیاست وبرنامه ای برای تجزیه بلوچستان به سه الی چهار استان مجزا میباشد.
طرحی که نابودی کلی ملت بلوچ و سرزمین تاریخی بلوچستان را در بر دارد. فعالیتهای فعالان بلوچ در نرم افزارهای اجتماعی در حالی است که دو روز پیش یکی از مسولان حکومتی درباره وجود نرم افزارها اجتماعی در بلوچستان آنها را «سم قاتل» خوانده بود

ه‍.ش. ۱۳۹۵ خرداد ۲۸, جمعه

دستهای پنهان در کلاهبرداری بزرگ بلوچستان؟ قسمت دوم


اهداف سیاسی دستهای پنهان در کلاهبرداری بزرگ بلوچستان 1.الف: یکی ازدلایل اصلی که روشنفکران بلوچ در وقوع این کلاهبرداری عنوان میکنند ستاندن ثروتهای مردم بومی بلوچ جهت جلوگیری از سرمایه گزاری موثر آنها در چابهار (که در حال گذر به قطب ترانزیتی ایران و آسیای میانه میباشد) است. 
به نوعی میتوان تلاشهای سپاه پاسداران را در راستای جلوگیری از سرمایه گزاری موثر مردم بلوچ و در دست گرفتن و یا سپردن نبض صد درصدی اقتصاد این بندر راهبردی بلوچستان (که قرار است در آینده ای نه چندان دور تبدیل به بزرگترین قطب تجاری ایران و آسیایه میانه شود) در دستان غیر بومیان و افراد به اصطلاح خودی نظام دانست.
 که اجرای اینچنین پروژه های ثروت ستانی بر علیه مردم بلوچ در بلوچستان میتواند وجود کوچکترین مزاحمتی از جانب مردمان بومی بلوچ را در صحنه تجارت بین المللی این بندر منتفی کند، و آینده چابهار را که احتمالا در افقی نه چندان دور با شتابی غیر منتظره به صفحه جدیدی خواهد رفت را در دستان افراد مورد اعتماد نظام بسپارند.
 1- ب: تاثیر دیگری که این کلاهبرداری بر اقتصاد مردم بلوچستان داشت خروج سرمایه های مردم از سایر بخشهای تجاری مثل املاک بود، بطوری که سرمایه گزاری و خرید و فروش املاک در چابهار بسیار تحت تاثیر این موج قرار گرفت و به نوعی خرید زمین از سوی مردم بومی بلوچ متو‌قف و اکثر مردم جهت کسب سرمایه اولیه برای حضور در این شرکت سوری اقدام به فروش املاک خود کردند، امری که باعث شد بازار مسکن چابهار شاهد کاهش ارزش قابل توجهی شود، موضوعی که بسیار به نفع غیر بومیان جهت بهره برداری از این موقعیت طلایی شد و اقدام به خرید زمین از مردم بومی بلوچ‌ کردند که در نتیجه این داد و ستد معامله ای با دو سر سود به نفع سیاستهای تغییر بافت جمعیتی بلوچستان صورت گرفت. 
2- الف: یکی دیگر از دلایلی که میتوان آن را از علل طرح و اجرای این کلاه برداری دانست نگاه داشتن مردم بلوچ در شرایط سخت اقتصادی میباشد شرایطی که در آن بزرگترین دقدقه مردم بلوچ نان شب باشد، و به هیچ چیز دیگر نیندیشد. بسیاری از کنشگران بلوچ فقر موجود در بلوچستان را با توجه به موقعیتهای مرزی و قرار گرفتن در کریدور تجارت شمال به جنوب و شرق به غرب و همچنین منابع و معادن دیگری که به صورت اختصاصی در بلوچستان وجود دارند را دلیل بر عمدی بودن فقر موجود در بلوچستان میدانند.
 فقری که از جهات بسیاری به نفع سیاستهای حاکمیت در بلوچستان بوده است و به نوعی حاکمیت میخواهد کماکان مردم بلوچ را در این وضعیت نگاه بدارد.
 2- ب: دلیل دیگری که میتوان ان را از علایل سازماندهی این کلاه برداری عنوان کرد غارت کردن و به غنیمت گرفتن سرمایه های مردم بلوچ جهت تامیین نیازهای اقتصادی سپاه پاسداران میباشد!!.
 غنیمت گرفتن سرمایه های مردم بلوچی که بارها خود را به روشهای مختلفی همچون اخاذی های چند صد میلیونی از سرمایه داران بنام بلوچ با ایجاد پرونده سازی بر علیه آنها و تحت فشار قرار دادنشان برای گرفتن مبالغ هنگفت جهت پاکسازی این پرونده ها نمود پیدا کرده است؛ و یا موج سرقت ماشینهای شاسی بلند و گران قیمت مردم بلوچ در سالهای اخیر در چابهار را با توجه به نگرش افراط گرایانه مذهبی سپاه پاسداران در حق پیروان مذهب اهلسنت که اکنون در عراق و سوریه نمونه عملی پیدا کرده است را به عنوان سوابقی دانست که میتواند این به غنیمت گرفتن را براحتی برای مردم بلوچ توجیح کند.
 2- پ: مورد دیگری که میتوان آن را از وجوهات سیاسی دستهای پنهان در اجرای این کلاهبرداری عنوان کرد ایجاد درگیری های طایفه ای و عشیره ای بین سرمایه گزاران قشر متوسط با واسطه های آقای میر محمدی دانست.

 درگیری که احتمال بروز آن با توجه به روش اخذ پول میر محمدی قطعی به نظر میرسد. اما در کنار اجرای این سیاستهای تلخ بر علیه مردم بلوچ باید به یاد داشت که این کلاهبرداری دستان پنهان، برای مردم بلوچ درسهای بزرگی نیز به دنبال داشت درسهایی همچون نشان دادن قدرت اصلی اتحاد و هم دلی به مردم بلوچ، که منجر به جمع آوری سرمایه ای نزدیک به هزار میلیاردی در بین افرادی که بیشترین آمار فقر و فلاکت را در کشور به دوش میکشند شد. 
 نکته دیگری که باید آن را مورد توجه قرار داد آشکار کردن ظرفیتهای واقعی مردم بلوچ در ایجاد اتحاد با یکدیگر در زمینه فعالیتهای اقتصادی و اجتماعی و سیاسی میباشد اتحادهایی که میتواند همچون تعاونی های کوچک در روستاها شروع و با پیوستن شاخه های این رود خانه به یکدیگر تبدیل به دریای شود که میتواند تعجب هر نظاره گری را بر انگیزد.
 در پایان باید توجه داشت که حصول این درسها برای ما هزینه های بسیار سنگینی در بر داشته است هزینه هایی که در بعضی موارد با گرفتن جان مالباختگان بر اثر سکته و یا از دست دادن تنها گوشواره های آویزان بر گوش زنان فرو دست جامعه به دست آمد، و باید قدر آنها را دانست و در بهره برداری از این درس ها تمام تلاش و همت خود را به کار گماشت.
محمد قنبر رند 
 آدينه، 28 خرداد ماه 1395 برابر با 17-06-2016

ه‍.ش. ۱۳۹۵ خرداد ۲۷, پنجشنبه

نمازگزاران مسجد پلمپ شده شهرک «اسدیه» امروز در مقابل فرمانداری این شهر تجمع اعتراضی برگزار کردند.


 عدالت نیوز: بنا بر گزارش دریافتی نمازگزاران مسجد پلمپ شده «اسدیه» مرکز شهرستان «درمیانه» واقع در استان خراسان جنوبی امروز برای دومین روز پیاپی به نشانه اعتراض نمازهای پنجگانه خود را در مقابل مسجد پلمپ شده این شهر اقامه کردند. 
بنا بر این گزارش علاوه بر این گروهی از مردم شهر«اسدیه» به صورت همزمان مقابل فرمانداری این شهرستان دست به تجمع اعتراضی زده اند.
 مسجد شهر «اسدیه» دیروز توسط نهادهای امنیتی بدون ارایه هیچگونه دلیلی پلمپ شده بود. اکثر تجمع های اعتراضی اهلسنت نسبت به سیاستهای تبعیض آمیز جمهوری اسلامی توسط نیروهای امنیتی به شدت سرکوب شده است؛ سرکوب تجمع مردم و طلاب مسجد مکی زاهدان در اعتراض به تخریب مسجد«شیخ فیض» مشهد یکی از این موارد است که در جریان آن دهها طالب علم و جوان زاهدانی در صحن مسجد و دارالعلوم مکی به شهادت رسیدند.




انتقال 24 کارگر شهرداری احواز از داداگاه انقلاب به زندان سپيدار

عدالت نیوز:24 كارگر بازداشت شده شهردارى منطقه 4 اهواز ، كه به علت برگزارى تجمع اعتراضى نسبت به عدم پرداخت 3 ماه حقوق معوقه شان، بازداشت شده بودند با دستور دادگاه به زندان سپيدار احواز انتقال داده شده اند. بنا به گزارش سازمان حقوق بشر احواز، اين كارگران معترض پس از آن كه دو شب را در بازداشتگاه کلانتری 27 گلستان (خیابان سعدی ) گذراندند ، امروز چهارشنبه 15 ژوئيه ، به دستورقاضی دادگاه انقلاب اهواز (واقع در كوى کیانپارس ) با تمديد قرار بازداشت به زندان سپیدار اهواز انتقال داده شدند. اسامي برخى از بازداشت شدگان بشرح زير است: 
 ١_منصور طرفى٢_طاها عفراوى ٣_كاظم عفراوى٤_حسن حيادر٥_ حميد هويش مزرعة ٦_كاظم مزرعة٧_موسى سوارى٨_على احمدى فر٩_عدنان مجدم ١٠_ حسين منصورى١١_ ناصر دحيمى ١٢_على بچيه١٣_ جاسم پور احمدى ١٤_عبدالكريم ثعلبى١٥_ سيد عدنان موسوى ١٦_عبدالله سليمانى١٧_كاظم عفرى١٨_حسن مجدم١٩ _ جواد سوارى. 
در گزارش سازمان حقوق بشر احواز آمده است كه " نيروى انتظامى روز دوشنبه اين كارگران كه همگى عرب هستند را با دستور سيد خلف موسوى شهردار احواز و شكايت فكوريان شهردار منطقه 4 بازداشت شده و به مكان نامعلومى انتقال داده شده اند . خبرگزارى "ايلنا" نيز ، با انتشار اين خبر از کارگران نقل كرده كه این تجمع ازساعت 8 صبح روز گذشته مقابل ساختمان شهرداری منطقه 4 احواز برگزار شده بود که ساعت 9 صبح، 24 نفر از کارگران توسط عوامل انتظامی بازداشت شدند. از قرارمعلوم شب گذشته را این کارگران همچنان در بازداشت سپری کرده و امروز سه شنبه قرار بود برای تشکیل پرونده قضایی به دادگاه منتقل شوند. 
 این کارگران که تعداد آنها حدود 70 نفر است، از ابتدای سال جاری دستمزد دریافت نکرده‌اند و همین مسئله باعث برپایی تجمع اعتراضی بوده است. سازمان حقوق بشر ضمن محكوم كردن اين بازداشت هاى خودسرانه وغيرقانونى وسركوب تجمع مسالت آميز اين كارگران به حقوق معوقه خود، خواستار آزادى فورى وبى قيد و شرط اين كارگران ستمديده و زحمتكش شده است.