جمعه ۷ آذر ۱۳۹۳ ه‍.ش.

بازداشت هفت تن از جوانان بی دفاع بلوچ در زهک

عدالت نیوز:بنا به گزارشها پس از ترور سه تن از نیروهای متجاوز و جنایت کار در زابل طی روز چهارشنبه5 آذر 93 برابر با 26 نوامبر توسط نیروهای خلق بلوچ به هلاکت رسیدند.در این راستا نیروهای متجاوز هفت تن از جوانان بلوچ را به گروگان گرفتند.
جمشید رخشانی نسب، فرماندار زهک، در بلوچستان، اعلام کرده است که هفت نفر به اتهام حمله روزچهارشنبه ، که به کشته شدن سه مامور پلیس انجامید، بازداشت شده‌اند.  دو نفر از این هلاک شدگان از نیروهای ر کادری بوده‌اند. 
طی روز چهارشنبه نیروهای مردمی که در گوشه گوشه بلوچستان از دست جنایات نیروهای رژیم به ستوه امده اند .این بار در زهک که  از توابع زابل است نیروهای ظالم را که حرمت خانه و ملت را زیر پا گذاشته بودند انتقام گرفتند. مردم زهک  چندین بار به نیروهای انتظامی در زهک که دست به اعمال باج گیری و اذیت و ازار مردم می رساندند هشدار داده بودند که دست از جنایت و ظلم بردارند .در نتیجه نیروهای انتظامی با سرعت و شدت بیشتری اعمال ظالمانه خویش را بر علیه مردم انجام داده که طی اخرین بار که منجر به هلاکت رسیدن این نیروها شده بود شبانه به منازل مردم یورش برده به  بهانه های مختلف و به تفتیش منازل می پرداختند در نتیجه جوانان دلیر زهک  طی یک عملیات مهم و پیچیده ای ،  چهار نفر از این جوانان کفن پوش به خودروی نیروهای انتظامی حمله می کنند و نیروهای متجاوز و ظالم را درس عبرتی برای سایرین می گردانند و با استفاده از موقعیت نزدیکی نوار مرزی از مرز خارج میشوند.نیروهای ظالم که دستشان به مظنونان اصلی نمی رسیده در نتیجه هفت تن از جوانان زهکی را بازداشت نموده و اعلام داشته اند که اگر چهار نفری که در ترور دست داشته اند را تحویل ندهند اعدام خواهند گشت.
این رویه گروگان گیری عنوانی رسمی و قانونی است که پس از هر عملیاتی فورا جهت انتقام از ملت بی دفاع، تعدادی را اسیر و به گروگان می گیرند و پس از روند پرونده بصورت غیر قانونی و ناعادلانه  طی چند هفته و روز حکم اعدام صادر می کنند.
همانگونه که 16 جوان بلوچ پس از عملیات سازمان در سراوان به زبان انتقام اعدام گشتند و پس از ترور موسی نوری دادستان زابل سه نفر نیز فورا اعدام گشتند.بدون آنکه پروند روند عادلانه و منفانه ای داشته باشد.این احکام طی یک ساعت تا سه هفته اجرا گشته است.
سازمان جیش العدل به نروهای رژیم و جنایت کاران وزارت اطلاعات هشدار می دهد که چنان چه افراد بازداشت شده بی گناه در روند این پرونده آزاد نشوند بدانند که پاسخ دندان شکنی به آنان خواهیم داد.

سومین اعتصاب کارگران پتروشیمی چبهار و سکوت محض رسانه ها

عدالت نیوز:کارگران شرکت پتروشیمی چبهار بخاطر عدم دریافت 4 ماه از حقوق، ساعات کار زیاد ، دستمزد پائین، نداشتن تعطیلی ایام تعطیل رسمی، برای سومین بار در دو ماه اخیر دست به اعتصاب زده و تمام روال قانونی را برای پیگیری حق و حقوق خود دنبال کرده اند اما نه تنها به وضعیت آنها رسیدگی نشده بلکه در سکوت محض رسانه ای تعدادی از آنها پس از تهدید به اخراج، از کار برکنار شدند.
 به گزارش (اختصاصی) کمپین فعالین بلوچ احداث پتروشيمي چابهار که مدتی به مهمترين و داغ ترين مباحث استان بلوچستان تبديل شده و سر هر کوی و برزن صحبت از برطرف شدن معضل بی کاری و پیشرفت استان بود ظاهرا اما دستکم برای کارگران بلوچ  که تا کنون برای به ثمر رسیدن این پروژه مشغول به کار شده اند چندان رویای شیرینی نیست!
گفتنی است پیمانکار شرکت پتروشیمی مسئول برخی از پروژه های این شرکت "شرکت کندوان پارس" با مدیریت علی و حسن صاحبزمانی و مدیر عامل: محمودی ، مسئول امور مالی آن: موسوی و کارفرمایان سه نفر تهرانی به نام های ملک اسماعیلی، بهاران، بانشی می باشند.
این کارگران بخاطر عدم پاسخگویی مسئولان به مطالباتشان تا کنون سه بار دست به اعتصاب زده اند که بار اول شنبه 12 مهرماه 93 یک روز پیش از عید قربان برای دریافت حقوق سه ماهه معوقه خود قصد اعتصاب داشتند که به گفته کارگران: توهین یکی از مهندسان نقشه برداری به نام "محمدی" به عقاید اهل سنت و مردم بلوچ سبب شد دست به اعتصاب زده و خواستار عزل اداری وی از کار شوند. که این مساله باعث شد کارفرمایان برای ساکت کردن کارگران حقوق معوقه یک ماه را به آنها پرداخت کردند.
تصاویر مربوط به اخراج کارگران و برگه حقوق ماهیانه که هیچ چیز در آن درج نشده است، نه حقوق و مزایا و نه کسورات
ادامه مطلب:

پنجشنبه ۶ آذر ۱۳۹۳ ه‍.ش.

بلوچستان و محرومیت گره خورده به پیشانی آن با داشتن بهترین موقعیت برای بهروزی ملت

سوال اینجاست که چرا بلوچستان در حالی که برخوردار از موهبت های بیشمار الهی در راستای رفاه و بهبودی اجتماعی و اینکه می تواند کشوری معادل کشور ایران را با جمعیتی بالغ بر هفتاد میلیون نفر سرآمد روزگار نماید جزء محرومترین سرزمین ها می باشد و وضع ملتش بدتر از سرزمینش؟
چرا نباید در عصر حاضر بلوچستان به تثبیت موقعیت جهانی اش در جهان بپردازد و تاثیر گذار در روند اقتصادی جهان با دارا بودن شرایطش باشد. چه چیزی مانع از پیشرفت و تعالی ملت بلوچ در بلوچستان می باشد.
قبل از فکر کردن در مورد این گزینه ها باید درک صحیحی از محیط اطراف خویش داشته باشیم و اینکه صحبت از چه چیزی در میان است و علت در کجاست. باید چنین گفت که بلوچستان از زمان اشغالش توسط ارتش پهلوی در 1928 میلادی برابر با 130به زور تحت لوای امنیتی نظامی بودن اداره میشود، زیرا بر خلاف دیگر سرزمینها بلوچستان سرزمین ملت بلوچ است که هرگز این ملت خونش با بیگانگان به یک جوی نمی رود.
بنابراین هرگز در سایه حکومت قلدرانی که خواهان بلعیدن این سرزمین و منابعش هستند غنی نمی شود مگر زمانیکه بلوچ در بلوچستان،به اقلیت و یا همرنگ جماعت آنان و یا بطور کل از میان برداشته شود.
 چرا که اشغالگر هرگز به این هدف جایی را اشغال نمیکند که در آنجا برای مردمان بومی تحت اشغال خویش، رفاه و بهبودی اجتماعی، توسعه صنعتی و تجاری به هدیه بیآورد،. هدفء اشغالگر تنها مسلط شدن و کنترل بر "منابع طبیعی" سرزمین اشغال شده است، این "منابع طبیعی" ممکن است در شکل مواد معدنی و یا در قالب یک جاده و آبراه برای حمل و نقل باشد.و سرزمین ما برخوردار از هر دو گزینه برای اشغال بود.
 واما م امروز جهان شاهد استعمار گری نوینی هست به کمک بانک جهانی و بهره گیری ازسرمایه های ملت ها و وابستگی آنها به اقتصاد .نوعی از استعمار که کمتر از قدرت تفنگ استفاده می کند و بیشتر افکار را جلب و جذب می کند و به تخلیه هویتی و به خود فراموشی وا می دارد تا انسانها نسبت به حقوق خویش در راستای منافع دست برتر گام بردارند.
اما در بلوچستان وضع بر همان منوال با ترکیبی از استعمار نوین همچنان همان است که بوده. در گذشته بلوچستان همیشه مورد تاخت و تاز قدرتمندان قرار داشته و این در زمانی بوقوع می پیوسته که نیاز به گذشتن از سرزمین بلوچستان برای غارت منافع ملت های همجوارش را داشته اند.در آن زمان قدرتمندان فاقد درک استخراج گنج های نهفته و نیازمندی امروز دنیا به آن بودند و به ظاهر داشته های ملت ها البته با گرفتن جان هزاران نفر راضی بوده و پس از چند سالی که خزانه هاخالی گشته راه برگشت را با گذاشتن خسارتی سنگین رها نموده و ملت و سرزمین مورد اشغال را به حال خود باقی می گذاشته اند.اند.
تا اینکه استعمار گر پیر بریتانیا که نقشه صد سال آینده را در دست اجرا داشت دست به استعمار سرزمینهای ملل مختلف زد و دور جدیدی از سیاست خویش را در قالب مرزبندیهای جدید به نمایش گذاشت. و در این میان سرزمین بلوچستان که سرزمینی بود که جزء در مقابل ملتش کرنش می کرد و به هیچ بیگانه ای باج نمی داد از سیاست خرید افکار به بهای ناچیز بعضی از خودفروختگان در امان نماند و با وجود مقاومت و رشادت مردانش به سه قسمت تجزیه شد .قسمتی الحاق به ایران شد که از تنگه هرمز تا قسمتی از خراسان و کرمان و تا حدود مرز فعلی افغانستان نیمروز و مرز پاکستان تفتان تا گوادر در چارچوب مرزبندیهای جدید جزئی از ایران گشت.
با وجود الحاق قسمتی از سرزمین بلوچستان به ایران ملت بلوچ از پای ننشسته و مراتب اظهار نارضایتی خویش را در قالب نبردهایی که با دولت مرکزی آن زمان به رهبری رضا میر پنج قلدر داشتند ابراز نموده و این سلسله نارضایتی ها وجود داشت تا آن زمان که فشار برای امضای الحاق خاک بلوچستان به ایران توسط محمد خان بارکزی حاکم وقت بلوچستان به امضا نرسید و طی توطئه ای توسط دولت ایران بازداشت و سرانجام بدون اینکه دولت ایران به خواسته خویش برسد اعدام گشت.
بلوچستان از آن زمان تحت تسلط بزور و بالاجبار دولت ایران قرار گرفت و از آن زمان تاکنون هیچ گونه رضایتی از دولت اشغالگر در بلوچستان وجود نداشته زیرا اگر بپذیریم سکوت ملت بلوچ به نشانه رضایت این ملت از زندگی در زیر پرچم بیگانه بوده حرف گزافی است زیرا حاکمیت مرکز هیچ گونه تسهیلاتی و یا مشارکتی در دست این ملت و یا از این ملت برای بهبودی وضع اسف بار زندگی کمکی نگرفته و تنها با نیروی نظامی و کادرهای نظامی امنیتی در قالب نیروی اداری کار گرفته  است. ملت بلوچ همیشه جای در گزینه بیگانه داشته اند و همیشه بلوچستان بصورت امنیتی اداره گشته و این امنیتی بودن نه تنها در چارچوب پاسگاه و پایگاه بلکه همه شئونات و شریان های اقتصادی و سیاسی را نیز در دست گرفته و ملت بلوچ را در محاصره سیاسی و اقتصادی قرار داده و به بدترین شکل ممکن نیز این ملت تحت ستم را سرکوب نموده است.
و اما شرایط وآاسفای امروز ملت بلوچ در چارچوب ایرانی تمرکز بر مرکز و پرورش قومی برتر چنان دردناک است که قلم به تنهایی نمی تواند از آن پرده بردارد و نیازمند چشم های لیزری است که شاید بتوان درصدی از رنج و ستم وارده بر این ملت را به تصویر کشید و اما افسوس که هرگز به هیچ دوربینی اجازه به تصویر کشیدن رنج این ملت داده نشده است.
سرزمین بکر و دست نخورده بلوچستان چنان غنی و سرشار از منابع طبیعی و برخوردار از بهترین و کم هزینه ترین مسیرهای ترانزیت و موقعیت جغرافیایی است و در صورتی دیگر یکی از امن ترین گذرگاههای اقتصادی در جهان خواهد گشت. در واقع بلوچستان در دو حالت یکی از بهترین گزینه ها در جهان با دارا بودن بهترین شرایط خواهد بود .حالت اول سرزمینی است سرشار و غنی از منابع طبیعی مانند طلا،نفت،نقره،مس،گازمتان، انواع و اقسام سنگهای قیمتی وخاک حاصل خیز و در حالت دوم جدای از اینکه یکی از بهترین گزینه های صادرکننده نیاز حیاتی جهان به بازارهای آزاد خواهد بود یک گذرگاه امن برای انتقال و حمل و نقل و ترانزیت نفت و دیگر اقلام لجستیکی است. از سویی مسیری به جنوب شرق آسیا، افغانستان و آسیای مرکزی و همزمان سرزمین متصل کننده تنگه هرمز به چین و نزدیکترین مسیر برای کریدور انتقال نفت از کشورهای همجوار دریای خزر به آبهای گرم و منطقه خاورمیانه را نیز دارا هست.
به نوعی بلوچستان دست واسطه شرق به غرب و تامین کننده نیاز جهان به انرژی و حافظ منافع اقتصادی جهان با داشتن موقعیت جغرافیایی و استراتژیکش می باشد. با وجود چنین موقعیت هایی که موهبتی الهی برای ملت بلوچ می باشد می توان چنین برداشت نمود که در صورتی که ملت بلوچ به امنیت و آزادی برسند یکی از سرمایه دارترین ملت ها در جهان خواهند بود . و با این موقعیت ها می توانند نقش بسزایی در سیاست و بحران جهانی ایفای نقش بنمایند.چنین وانمود می نماییم که کشورهای کوچکی چون بحرین و قطر و امارات و...که امروز نقش بسزایی در نیاز انرژی و اقتصاد بازار جهانی دارند به علت وجود نفت و موقعیت دسترسی به شاهراه آبی انتقال این داشته های محدود خویش هستند.و در صورت اینکه بلوچستان موقعیت جهانی اش را تثبیت نماید مردمان به ظاهر صاحبان سرمایه این کشورها در آنروز باید دست سوی ملت ما دراز کنند. زیرا آنها تنها از برکت نفت و موقعیت انتقال آن و استفاده از موقعیت بازارآزاد تجاری امروز شریک اقتصادی در جهان هستند.
 و اما بحث کلی در این جاست که اشغالگرچون همیشه منافعش را از طرف ملت تحت استعماردر خطر می بیند با درک موقعیت جغرافیایی بلوچستان و منابع و منافع بسیار نهفته در آن هرگز قدمی بسوی پیشرفت و سعادت این ملت برنداشته بلکه همیشه سعی در تحریف و تحقیر و نابودی این ملت گام برداشته اند.تا جاییکه بنیاد هویتی این ملت را نشانه رفته و به تحریف تاریخ دست زده تا شاید روزی این ملت را خودی بدانند و با سرکوب مستمر همراه به جو امنیتی بالایی که وجود داشته سعی در نابودی این ملت دارند تا شاید بعد از نابودی و تضعیف این ملت آینده نسل خویش را تضمین نمایند.
و ما شاهد کلی به تاراج رفتن منافع و معادن خویش هستیم بی انکه درصدی ازمنافع حاصل از سرزمین ما به نفع ما باشد. بلکه موقعیت و شرایط مهم و استراتژیک بلوچستان به دولت  مرکزی چنین وانمود کرده که بلوچستان را بصورت امنیتی اداره و در چنین شرایطی راه استخراج منابع و سیاست منافع خویش را دنبال کنند.و ما شاهد این تاراج ملی منابع خویش و تزریق عمدی فقر بدست دولت مرکزی هستیم .
وجود منابع زیاد و قرارداشتن سرزمین بلوچستان در یک منطقه خاص جغرافیایی در جهان، برای بلوچ ها مانند یک رحمت و برکت محسوب میشود، اما ناتوانی ملّی و فقدان نهادهای قومی قوی و فقدان مهارت های لازم، عواملی هستند که موجب شده اند که ملت ما زندگی تحت ستم همراه با سرکوب وسانسوری داشته باشد .تا جاییکه این فشارها چنان سخت و طاقت فرسا بوده که ملت ما را غافل از بدیهی ترین حقوقش نموده و وجود این شرایط باعث گشت تا فرزندان این ملت دست در دست یکدیگر برای نجات هستی از دست رفته و ملت تحت ستم خویش دهند و در فکر ساخت سنگری دفاعی جهت جبران و حفظ ارزشهای خویش بزنند.وبا کمترین امکانات تا به امروز توانسته اند راه آشنایی با حقوق و واژه دفاع را برای ملت تحت ستم خویش آشنا گردانند و ما امروز شاهد خیزشهای جوانان این ملت بسوی نجات از ستم هستیم.
بلوچستان امروز نیازمند به دفاع و حمایت از ملت و هویتش می باشد.و این دفاع وظیفه فرد فرد ملت بلوچ اعم از مرد و زن ،دانشگاهی و حوزوی ,…. می باشد.باید تمام استعداد های نهفته در بلوچستان ،به یک قدرت جهت اثبات موقعیت و برخوردار از منافع تا رسیدن به عدالت تبدیل گردند. 
محمود بلوچ

چهارشنبه ۵ آذر ۱۳۹۳ ه‍.ش.

سلمان میایی را بی گناه پرپر کردند

شهید سلمان میایی فرزندحاج جان محمد متولد 1365و طلبه حوزه حرمین شریفین چابهار سلمان در سن 24 سالگی و هنگامی که پدر تکیه بر عصای خویش نموده بود توسط جلادان خون آشام اواخر سال 1389 بعد از گذشت دو هفته از عاشورای حسینی از زیر دست پدر ربوده شد و قامت فرتوت و شکسته پدر به سجده ای سوی زمین کشیده شد.
سجده ای که دل شکسته و قامت پیر و فرتوت وی را با گذشت روزها از نبود تنها تکیه گاه پیری اش شکسته تر کرد.
آری سلمان توسط جلادان تشنه به خون وزارت اطلاعات در جهت بازگشت برادرش علی به گروگان وزارت اطلاعات درآمد و به وبه سلولهای مخوف وزارت اطلاعات زاهدان انتقال یافت. خانواده به هر دری زدند تا شاید از سلمان خبری بدست اورند اما طی ماهها تلاش بی وقفه خون آشامان حتی پیراهن دریده اش را به خانواده نشان ندادند تا شاید مرهمی بر دل شکسته و پر اندوه و آشوب خانواده گردد. پس از ماهها شکنجه و نگهداری در سلولهای مخوف وزارت اطلاعات فردی را که به گفته خویش به گرو گرفته اند تا برادرش تحت فشار قرار گیرد و برگردد با تنی رنجور و کبود و شکسته با دادن حکم اعدام روانه زندان کردند..
اما هم چنان خانواده رنج می برد از دوری فرزند و عدم ملاقات .در طی مدتی که در زندان زاهدان بود یکی دو بار با هزار بدبختی بالاخر موفق به دیدار فرزند شان شدند. دیری نپایید که وزارت اطلاعات با وجود اینکه فرد بی گناهی را بازداشت و حکم اعدام داده بود با تبعیدش به زندان خرم آباد داغی دیگر بر چهره مظلوم اش گذاشت و خانواده را محروم از ملاقات و وی را ممنوع از تلفن جهت احوال صدا و ندایی از دور کرد.
 سحرگاه (4آبان ۱۳۹۲)در پی اعلام انتقامی رسانه ای که دنیا هرگز آن را محکوم نکرد وی و پانزده تن دیگر از لخت جگرهای بلوچستان به پای چوبه های دار رفتند و برای همیشه خون مظلومیتشان از چوبه های دار ندای بای ذنب قتلت سر می دهد. براستی جرم سلمان و امسال سلمان که بی دفاع و بی گناه از دامن پر مهر مادر و از زیر دست پدران شکسته ما برای ابد به زیر تیغ کشیده می شوند چیست؟
چرا وقصاص چه چیزی را ملتم در سرزمینم پس می دهند؟
آیا اینجا بلوچستان سرزمین من تو او و سلمان ها نیست؟
آیا اینجا بلوچستان سرزمین مهر مادری و گهواره رشد و نمو من_تو_او و سلمانهانیست؟
چرا باید چنین تقاص در سرزمین خویش پس دهیم ؟ در دامن پر مهر سرزمین سوخته مان مظلومیم محرومیم مطرودیم و چه کودکانه و در رویای پروازی بسوی جوانی به خوابی برای ابد می رویم.
ظلم تا بی کی قابل تحمل است و صبر تا بی کی قالبش خالی از واکنش خواهد ماند.
ولی دنیا بداند که چراغ ظلم در بلوچستان من خاموش خواهد شد زیرا خون سلمان ها ست که قطره قطره بر کوره جنایت و خیانت متجاوزین می چکد. بلوچستان من از اسارت خواهد رهید و بلوچ با افتخار در سرزمینش زندگی خواهد کرد.
میله های ستم به دورمان را خواهیم شکست و عزت و ازادی را رقم خواهیم زد و دنیا بداند که بلوچستان از یوغ ستم آزاد خواهد گشت زیرا پروانه ها به پرواز درامده اند به دور شمع وجودش و ان شاءالله نزدیک است که ازادی دین و سرزمین رقم خورد .چرا که بدله خون آزادی است آری بدله خون ازادی است. 
روح وی و همسنگران تشنه لبش تا ابد زنده و جاوید
به قلم علی میایی جدگال

بلوچ در سرزمین مادری اش تحت ستم و آواره لقمه ای نان

گویا واژه رسیدن به آزادی برای ملتم ناآشناست .برای ملتی که تحت ستم و فشار زیسته و دنیا را چنان پنداشته که هست و تقدیر را چنان خوانده که می بیند، چنین واژه ای غریب است.حتی کشتار روزانه فرزندانش بدست عده ای ابله کولی از خدا بی خبر نمک نشناس این ملت را به فکر وا نمی دارد که چرا چنین بی رحمانه فرزندانش را می کشند.
همه کار و امور را از دستشان خارج نموده اند حتی که شغلی به مانند رفتگری که تفاله شغلهاست اشغال شده اند.و چنان بر این ملت ظلم تحمیل گشته که حتی شغلهای کاذب و بدون پشتوانه ای چون حمل مواد سوختی که فقط در بلوچستان به عنوان قاچاق از آن یاد میشود و قربانی آن تنها بلوچ است را در دست گرفته و با خودروهای نظامی به حمل و فروش آن روی آورده و در مسیر وانت بارهای فرزندان بلوچ را به رگبار گلوله می گیرند.
و اقدام به تاسیس و راه اندازی بازراچه های مرزی جهت فروش گازوییل نموده اند و خواهان آن هستند که این تنها راه درآمد را نیز بطور کامل اشغال نمایند.
هر کاری کردند و هر ظلمی روا داشتند تا شاید جوانان این ملت را دست بوس و خاشع در مقابل خویش نمایند، اما متوجه شدند که این ملت ملتی نیست که حتی در بدترین شرایط تن به دست بوسی و پابوسی و خفت دهد،بلکه در چنین شرایط سختی تن به زندگی زیر گلوله می دهد اما سر در برابر ظالم خم نمی کند.بنابراین با زدن مهر قاچاق بر هر کاری که این ملت در جهت زنده ماندن به ان دست می زد اقدام کردند و همچنان این رویه جاریست.
برای مثال همین مواد سوختی تانکر تانکر توسط همین بی شرفها از شهرستانهای دیگر بار می شود و بدون مشکل واینکه مهر قاچاقی بخورد وارد بلوچستان میشود و در جایگاههای سوخت بصورت آزاد فروخته می شود تا اینجا قاچاق نیست همین که فرزند بلوچی در گوشه ای از خیابان که از بیکاری رنج می برد و اقدام به فروش دو گالن گازوییل و نفت و بنزین می کند فورا با چندین مامور به سراغ این بلوچ فلک زده می روند که اسمان و زمین به حالش گریه می کند.و دو گالن گازوییل اش را ضبط و یا پاره می کنند که این روزها دیگر پاره نمی کنند با خودشون می برند تا به دیگری بفروشند و دوباره همین قصه پر غصه، این جوان فلک زده را به باد چوب می گیرند و دهها برابر قیمت دو گالن جریمه اش می کنند.
آری اینجا قاچاق میشود ولی آنجا که خودشان دلال این بازارند قانونی است.و در این میان شاهد کشتار روزانه جوانان خویش هستیم که به جرم چهار گالن گازوییل به رگبار گلوله بسته میشوند و بی پناه و بی دفاع بدون اینکه کسی به حالشان دل بسوزاند طعمه شعله های آتش می شوند و اجسادشان کباب و پس از کباب شدن خاکسترشان به هوا سپرده می شود .و اینجاست که آخرین راههای رزق و زندگی را بر روی ملت ما بسته و با شدیذترین وضع ممکن جوانان ما را دارند به گلوله می بندند.حال بعد از اشغال و سختی بیشتر و دردست گرفتن مهار این یکی کار که شده شغل ما ملتی در سرزمین مادری چه باید بکنیم .آیا بعد از آن راهی دیگر وجود دارد برای امرار معاش؟
 آری در سرزمین من مجرم فرزند بلوچ من است که از بیکاری و فقر رنج می برد و در ناامیدی زندگی بدون فردا بازی با مرگ را شروع می کند و جنایتکاران کولی که روزی آواره بودند و پناه گزین این سرزمین و زیر چتر حمایت این ملت در آمده بودند با سوء استفاده از قدرت قانون انسانیت را زیر پا گذاشته و بدتر از حیوانات با ما رفتار می کنند.
چنان فقر و جنایت داد می زند که معلمی ،بهورزی و هر شغلی دیگر حتی در روستاهای که مسیر عبور و مرور ندارند و جزء انسان پیاده و حیوان بارکش کسی به آنجا رفت و امد نمی تواند بکند به دست اینهاست و فرزند بلوچ با مدرک دکترا و فوق لیسانس و دیپلم و زیر دیپلم در همین روستاها مجبور به بازی با مرگ هستند تا از مرگ در فقر و گرسنگی نجات حاصل کنند و به مرگی با عزت تر از مرگ گرسنگی بمیرند.
چنین ملتی کجا می توانسته در مورد واژه هایی چون آزادی از ستم،داشتن آینده ای بهتر فکر کند .این ملت فقط به فکر نان شب بوده و هست.و اینجاست که با دلی پر از درد که آه از نهاد آن بپا می خیزد می گویم به آتش زنید این زندگی پست را .
علما و اندیش مندان این ملت درسایه حس می کنند که این ملت غرق تا خرخره در فقر کجا در برابر این همه بی عدالتی می ایستد بنابراین شعار در صبر و مصلحت می دهند .
جزء از زیر تیغ در رفتگان ،تعدادی از جوانان این ملت که سختی های زندگی و هیولای ظلمی که کمر ملت را شکسته حس کردند و زنده ماندن را در سایه سلاحها جستجو کرده و می گویند از این زندگی پر از خواری و خفت و ذلت مرگ بهتر است .و می گویند باید در راستای نجات برآمد.
آری ای فرزند بلوچ براستی که باید در راستای نجات برآمد.امروز دفاع از سرزمین،دین و هویت برای من و تو از هر واجبی واجب تر است.
دفاع از خاکمان، دفاع از دینمان ،دفاع از قتل ملت مان ،دفاع از بی هویت کردن مان ،دفاع از آوارگی مان که بی خانه و کاشانه نشویم و دفاع ازهر آنچه از جنایت است که بر علیه ملت و سرزمین مان روا می دارند.
اگر اینجا دفاع مشروعیت نداشته باشد پس کی و کجا و برای چه چیزی مهم تر از اینها مشروعیت پیدا می کند.
محمود بلوچ فیسبوک @بلوچ_وبلوچستان_مظلوم

سه‌شنبه ۴ آذر ۱۳۹۳ ه‍.ش.

رد اتهامات و اکاذیب سردار عراقی فرمانده زمینی سپاه

اظهارات بی پایه واساس و کذب سردار عراقی جانشین فرمانده زمینی سپاه در خبرگزاری تسنیم مبنی بر بازداشت عوامل حمله به پاسگاه آسپیچ سراوان را بطور کل رد می نماییم.و اعلام می داریم که هیچ یک از افراد سازمان بحمدالله چه در این عملیات و یا در سایر عملیاتها بازداشت نگشته و اظهارات سردار عراقی جزء خوراک دروغین رسانه ای چیزی بیش نیست.
وی طی گفتگویی با خبرگزاری تسنیم اشاره به این نموده که افراد بازداشت شده مرتبط به عملیات پاسگاه آسپیچ سراوان، متعلق به سازمان جیش العدل می باشد.در این که عملیات بر علیه پاسگاه آسپیچ سراوان توسط سازمان جیش العدل صورت گرفته جای بحثی نیست. اما این که نیروهای امام زمان موفق شده اند تعدادی از افراد سازمان را بازداشت بنمایند کذب می باشد.
وی هم چنین پا را فراتر از حد گفتارش گذاشته و اعلام داشته هویت و تابعیت افراد بازداشت شده هنوز مشخص نشده است.چگونه می شود که افرادی بازداشت شوند وهمه اطلاعات مورد نظر در مورد تعداد افراد سازمان و سایر اطلاعات را از خود بروز دهند ولی هویت و تابعیت افراد مشخص نشود؟ !!!
متن سخنان وی:وی با اشاره به اینکه هویت افراد بازداشت شده هنوز مشخص نشده است گفت: هویت اینها که مربوط به چه کشوری است، هنوز مشخص نشده است. تعداد و نام این گروه تروریستی مشخص شده است ولی بنده فعلا نمی‌توانم اعلام کنم چرا که در حال کار روی موضوع هستند. وی در ادامه اضافه کرد: آن تیمی که این عملیات تروریستی را انجام دادند، دستگیر شده‌اند؛ این تیم تروریستی علاوه بر انجام اقدامات خرابکاری، دست به اقداماتی مانند سرقت نیز می‌زد.:
وی دراین گفتگوی تامل برانگیزش جهت پوشاندن اقتدار به نیروهای امام زمان اتهاماتی از قبیل اینکه افراد بازداشت شده متعلق به کشوری غیر از ایران و یا افراد بازداشت شده گاها دست به سرقت می زده اند را متوجه افراد بازداشت شده نموده است!!!
اولا باید به سرادر عراقی چنین گفت.که سردار سالهاست شعار اقتدار و ارعاب می دهید ولی در عمل این دلاورمردان سازمان هستند که با رشادت و دلاوری خویش تاکنون دهها بار اقتدار پوشالی شما را در هم نوردیده و بیش از دهها تن از جنایت کاران سپاهی را به درک واصل کرده و در باتلاق بلوچستان شما را به دام انداخته اند.
درثانی جدای از افراد بازداشت شده بی گناه و بی دفاعی که جهت پوشاندن اقتدار و دادن روحیه به سربازان زبون و ذلیل خویش به اسارت گرفته اید و بهانه ای برای اعدام سرهم می کنید،چنان که در طی این سه دهه صدها تن از فرزندان این ملت را بدین سان اعدام و گلوله باران کردید.باید گفت که همه سربازان عدل بلوچ و تابعیت بلوچستانی دارند که برای احقاق حقوق خویش و دفع ظلم درسرزمین مادری خویش پا در میدان گذاشته اند.
و هم چنین این سربازان مدافعان ملت و سرزمینی هستند که دزدانی امثال شما همه هستی آنان را به تاراج برده و خواهان اجرای عدالت و قصاص چپاولگران هستند.
و در آخر هشدار می دهیم که برابر با هر قطره خون افراد بی گناه بلوچ و اهل سنت دریایی از خون بپا خواهیم کرد.چنین نیست که ما در برابر ظلم و جنایت شما سکوت و یا سست خواهیم گشت.و بجای این که مجبور به دروغ و پوشاندن لباس پوشالی اقتدار به خود باشید اقرار به وجود ظلم هایتان در بلوچستان کنید و بگویید عملکرد ظالمانه ما امروز ما را بدین حال زار گرفتار کرده است وبهتر است بلوچستان را ترک کنید و حاکمیت بلوچستان را به ملت مظلوم و محروم بلوچ که خاک مادری شان است واگذار کنید.این به نفع شما و سربازان و خودفروختگان  است که جزء خیانت و جنایت بر علیه ملت بلوچ کاری دیگر انجام نداده اند.
در غیر این صورت بدانید بلوچستان باتلاقی است که هیچ بیگانه ای از آن زنده بر نخواهد گشت.
عدالت نیوز 

جمهوری اسلامی بزرگترین مولد تروریسم دولتی و فرقه گرایی

بزرگترین مولد تروریسم دولتی و فرقه گرایی و تلاش برای انحراف و فریب افکار عمومی جهانی
علی علوی
روز یکشنبه در شهر قم گنگره جهانی جریان‌های افراطی و تکفیری از دیدگاه علمای اسلام توسط علمای حکومتی ایران و با حضور تعدادی از روحانیون وابسته و فریب خورده برخی کشورها آغاز بکار نمود تا پرده ای قطور باشد برای جلوگیری از تبلور حقیقت عملکرد حکومت جمهوری اسلامی ایران در زمینه فرقه گرایی , تروریسم دولتی ؛ ایجاد تقویت و هدایت دهها جریان تروریستی در سایر کشورهای جهان .تا مانعی باشد بر شفافیت یافتن افکار عمومی جهان و اگاهی انان از ماهیت مخوف حکومت جمهوری اسلامی و تزیینی بر چهره جمهوری اسلامی برای فریب افکار عمومی مسلمانان و جهانیان.
از داعش و خطر انان در این کنفرانس گفته شد؛ اما گفته نشد که باعث و بانی ظهور داعش عملکرد جنایتکارانه سی و پنج ساله حکومت جمهوری اسلامی در جهان اسلام از ایجاد و تقویت دهها گروه تروریستی مخوف و زیر زمینی از جمله حزب الله لبنان گرفته تا کشتار بیش از 250 هزار نفر مردم بیگناه سوریه به دست مزدوران سپاه و حزب الله بوده است.
جنایاتی که خشم جوانان اهل سنت را به جوشش دراورد و برای داعش فرصت ایجاد نمود.
گفته نشد که چگونه سربریدن چند نفر توسط داعش تیتیر یک رسانه ها شد ولی کشتار و قتل عام مظلومانه دهها هزار کودک و پیر و جوان سوری به دست حزب الله لبنان و پاسداران ایران هرگز مورد مداقه قرار نگرفت. و البته:
1-اولین نکته مهم برای مقابله با افراط گرایی در جهان اسلام ؛ مهار بزرگترین منبع افراط گرایی و فرقه گرایی یعنی حکومت جمهوری اسلامی است.
 2-تا زمانیکه روحانیون حاکم بر ایران در اندیشه تشکیل حکومت جهانی ولی فقیه باشند و برای تحقق ان هر راهی از جمله فرقه گرایی , تروریسم و کشتار را مجاز بدانند و عمل کنند جهان اسلام روی ارامش نخواهد دید.
3-تا زمانیکه علمای جهان اسلام با وحدت و قوت توده های مسلمانان و افکار عمومی جهان را از خطرات اندیشه ها و عملیکرد جنایتکارانه جمهوری اسلامی آگاهی ندهند و با انان به مقابله عالمانه نپردازند تروریسم دولتی رو به گسترش با پشتیبانی حکومت جمهوری اسلامی و دلارهای نفتی و کمکهای تسلیحاتی ایران و با پوششهای مختلف با ظاهر سازی منافقانه,امت اسلامی را هدف قرار خواهد داد.
4-بی شک مهار فعالیتهای فرقه گرایانه و مداخله گرایانه جمهوری اسلامی در سایر ملل باعث اضمحلال علی معلولی جریانهای افراطی و حذف انان خواهد گردید.
5-بی شک اگر حکومت جمهوری اسلامی به همراه مزدوران حزب الله لبنان در سوریه مداخله نمی کرد و بیش از 250 هزار مسلمان مظلوم سوری را نمی کشت امروز مردم سوریه ارام و متحد دارای حکومت ملی و برامده از خواست شهروندانش بودند. 6-بی شک اگر حکومت جمهوری اسلامی در یمن مداخله نمی کرد و تروریستهای حوثی را ایجاد و تحریک و تقویت مالی و نظامی نمی کرد مردم یمن مانند صدها سال گذشته شیعه و سنی در کنار هم زندگی می کردند. مشکل یمن مداخلات جنایتکارانه جمهوری اسلامی است.
7-متاسفانه در داخل کشور ایران نیز , حقوق شهروندی و اولیه جمعیت 40 درصدی اهل سنت ایران از انان دریغ شده است. و حتی به اهل سنت اجازه ندارند تا نمازهای عید را برگزار کنند در کنار بیش از چهار هزار مسجد شیعی استان تهران به جمعیت چند ملیونی سنی استان تهران اجازه ساخت حتی یک مسجد و عیدگاه داده نشده است.
دهها نفر ازعلمای بیگناه اهل سنت و هزاران جوان بیگناه سنی مذهب تنها و تنها به جرم اعتقادات مذهبی در زندانهای جمهوری اسلامی اسیر مرگ و زندگی اند. حکومت جمهوری اسلامی جوانان اهل سنت را بیگانه تلقی کرده و در سرزمین اباء و اجدادیشان از همه چیز محرومشان نموده است و .. امید است علمای معزز جهان اسلام به این نکات نیم نگاهی داشته و درمان دردهای جهان اسلام را از ریشه یافته و درمان کنند.

دوشنبه ۳ آذر ۱۳۹۳ ه‍.ش.

دانش آموز بلوچ بر اثر ضرب و شتم معلم زابلی راهی اتاق عمل شد

عدالت نیوز:یک دانش آموز دبستانی بلوچ در اثر ضرب و شتم معلم زابلی راهی اتاق عمل شد.
به گزارش کمپین فعالین بلوچ عبدالحمید گرگیج فرزند نور الله کودک 9 ساله که در مقطع سوم ابتدایی دبستان شهید میر حسینی شهرستان میرجاوه مشغول به تحصیل بود در اثر پارگی رگ و عفونت دست ناشی از ضربات شلاق معلم زابلی  راهی اتاق عمل بیمارستان شد.
نور الله گرگیج پدر این دانش آموز در این باره به کمپین فعالین بلوچ گفت: روز یکشنبه 25 آبان معلم پسرم به نام عباسی اهل زابل با شلنگ مخصوص کپسول گاز فرزندم را از ناحیه دست مورد ضرب و شتم قرار داده که در اثر آن فرزندم با پارگی رگ دست و عفونت شدید مواجه شده است.
نور الله که کارمند اداره بهداشت است می افزاید: برای معالجه فرزندم او را به زاهدان منتقل کردیم اما بیمارستان های نبی اکرم و بو علی با این بهانه که فرزندتان سنش کم است وی را قبول نکردند حتی بیمارستان بو علی ابتدا پذیرفت و برای وی پرونده هم باز کردند اما با اینکه وضعیت دست بچه ام بد بود دوباره به دلایلی غیر قابل پذیرش وی را رد کردند. پدر دانش آموز افزود: اکنون پسرم در بیمارستان امام علی زاهدان بستری شده و امروز یکشنبه (2 آذر) برای شستشوی عفونت دست، به اتاق عمل برده شده و فردا قرار است رگ های دستش مورد عمل جراحی قرار گیرند.
کمپین فعالین بلوچ�� حرکتی برای آگاهی مردم و بیداری

وضعیت بغرنج و غیر قابل تصور ملل تحت ستم در ایران و توافق هسته ای در وین

توافق اتمی بین5+1 و تروریستهای حاکم بر ایران در حالی دارد گره می خورد که ملت ایران ناخرسند از این توافق هستند. اگر ملت ایران ملل تحت ستم اعم از بلوچ، کرد، ترک ، آذری ، لر ، عرب و فارس ها می باشد که در چارچوبی ایرانی به حبس کشیده شده اند، و در طی زمام داری آخوندها به فجیع ترین وضع ممکن مورد هجمه سیاسی و نظامی و اقتصادی قرار گرفته و کلیه حقوق انسانی آنان زیر پا گذاشته شده و منافع حاصل از این آب و خاک در جهت پرورش تروریست در جهان و حفظ دیکتاوریت و نهادینه کردن آن می باشد،بطور کل از این توافق که به ضرر ملت ایران می باشد نارضی اند.
 ما ملل تحت ستم در ایران خواهان ایرانی بدون داشتن فکر اتمی می باشیم.
انرژی اتمی در سایه نظامی که مردمی نیست چگونه می تواند از درد و رنج این ملل تحت ستم با وجود اتمی شدنش بکاهد.
سی و پنج سال این نظام ناقض حقوق بشر و ناقض حقوق اقوام و اقلیتهای مذهبی قدمی در جهت کم کردن فشار تبعیض و جنایت در حق این ملتها برنداشته و بعضا با سرمایه های هنگفت مالی که از نفت و طلا و گاز و خاک این ملت است ،در راستای تزریق فقر به جامعه و فربه کردن نظام و پرورش گروههای تروریستی جهت متشنج کردن جهانی که می توانست به آرامی بسوی آزادی و صلح حرکت کند ،بیانگر آن است که اتمی بودنش نه به نفع ملت بلکه در جهت به آشوب کشاندن جهانی است که هرگز رنگ صلح و آرامش را نبیند.
و اما ما ملت بلوچ هشتاد و شش سال است از زمان اشغال سرزمینمان، با وجود سکوت در سایه اشغالگری رنج برده و می بریم و هزاران فرزند این ملت در راستای سکوت و در جهت مصلحت امروز نه شاید فردا به حق خویش در سایه این نظام خواهیم رسید، در گوشه ای از سرزمین ایران در حالی زندگی را در شرایط امنیتی بالا و فقر تحصیلی و اقتصادی بالا و با انواع و اقسام مشکلات که زاییده محرومیت و تبعیض می باشد داریم بسر می کنیم ،و این ستم وارده بر ما و بر سایر ملل و اقوام اسیر در ایران چون ملت عرب و کرد و آذری سنگینی می کند، و این در حالی است که میلیاردها دلار از سرمایه ها این ملل و اقوام صرف ساختن ضریح و پرورش گروههای تروریستی در سرتاسر دنیا میشود.و یا میلیاردها میلیارد دلار سالهاست هزینه گزینه نظامی و اتمی میشود .
کاش امروز بجای مذاکرات اتمی پرونده حقوق بشری ایران روی میز بود و هزاران مورد نقض حقوق بشر در این کشور مورد کنکاش و پرسش قرار می گرفت .بخصوص نقض آشکار حقوق قومیتها و اقلیتهای مذهبی و اعدامهای بی رویه و خارج از اصول و حساب و کتاب.
 غرب که پرچم دار دموکراسی و حقوق بشر است بهتر است قبل از توافق اتمی نظری بر پرونده فاحش ایران داشته باشد .
ایران در حالی بر روی میز مذاکرات با غرب نشسته که یکی از کشورهایی است که به هیچ یک از کنوانسیونهای سازمان ملل و حقوق بشر با تعهدی که دارد عمل نکرده و نمی کند.چگونه کشوری که حقوق بشر را در جامعه خویش که درراستای رفاه ملتش می باشد رعایت و اجرا نمی کند، می تواند تضمین دهد که در راستای استفاده از صلح آمیز بودن انرژی اتمی صادق است.
کشوری که هنوز در پشت میز مذاکرات بدون اتم نشسته جهانی را با تنش بوسیله گروههای ترویستی و دست پرورده اش تهدید می کند و چنان متبحر در این امر است که غرب پرچم دار دموکراسی را تبدیل به ستون پنجم و نیروی هوایی خویش در سوریه و عراق نموده است.چنین کشوری چگونه می تواند عدالت را که برنامه ای فراگیر برای رفاه ملت است اجرا کند.
ملت ایران که دست بسوی غرب برای هدیه دموکراسی و اجرای عدالت دراز کرده بودند امروز کم کم ناامید از خواسته قلبی و 35 ساله خویش گشته و به این باور رسیدند که غرب دموکراسی مصالح است و نه دموکراسی که به جان انسانها ارزش نهد.
ملت بلوچ یکی از ملل رنج دیده محبوس در چاردیواری ایران است که از همه حقوق مادی و معنوی خویش محروم می باشد و با وجود فقر و محرومیت در تبعیضی چند صد لایه ای قرار دارد و بیش از هزاران کشته و مجروح قربانی این تبعیض گشته اند. با وجود منابع خدادای فراوان این ملت یکی از محرومترین ملل تحت ستم در جهان است.چنان فشار زندگی بر این ملت سخت است که جهان شاهد بر آن است که حتی یک خبرنگار و گزارشگر و ناظرحقوق بشری در طی دوران زعامت و بادشاهی آخوندها حق ورود به بلوچستان را نداشته است تا به ابعاد مختلف فقر و ستم که بر علیه این ملت وجود دارد بپردازد.
آیا غرب که امروز پشت درهای بسته در حال مذاکرات با جنایت کارترین و فاحش ترین ناقض حقوق بشر نشسته چاره ای برای این ملت تحت ستم نموده ؟
آیا غرب حقوق ملت ایران را در این مذاکرات برسمیت می شناسد یا حقوق دولت آخوندها را که نیازی به معرفی آن نیست .و در این مورد فقط به گزارشات سازمان حقوق بشر و جناب احمد شهید بسنده می کنیم.و هم چنین به قانون شکنی های فرامرزی و دخالت آشکار در امور داخلی کشورهای همسایه و حوزه خلیج که بخشی از منافع و مصالح غرب می باشند و دهها گروه تروریستی که خاورمیانه را متشنج و حکومتها را از چارچوب به فکر رفاه جهت آسایش ملتهایشان در جهت مقابله با رژیم ایران سوق داده است.
آیا غرب به  آخوندهای دغل باز پر مکر و حیله اعتماد می کند و منافع خویش را در چارچوب مذاکراتی می بیند که هیچ گونه اعتمادی بر آن نیست؟
آیا غرب ملت ایران و بالاخص حقوق ملل تحت ستم در ایران را قربانی منافع خود با آخوندها خواهد کرد .که هیچ امیدی بر ضمانت آن نیست بلکه این توافق خاری خواهد بود در چشمان غرب و تهدیدی که اروپا و آمریکا را به چالش و رویارویی با خود خواهد کشاند؟
اگر غرب تحریم ها را در جهت تغییر نظام و رسیدن ملت به دموکراسی و دست یافتن به آزادی ازستم طرح ریزی و به اجرا در آورد پس لزومی به برداشتن تحریم ها تا زمان محقق شدن دموکراسی به معنای حقیقی اش نیست.زیرا دموکراسی با توافق اتمی در ایران محقق نخواهد شد بلکه دیکتاتوریت با قدرت بیشتری نهادینه می شود و منفعت حاصل از رفع تحریمها به زرادخوانه های اتمی سرعت بخشیده و هزینه جنگهایی میشود که در سوریه ،عراق و شام و بحرین و عربستان براه انداخته است و تقابلی بین [آخوندها و اعراب )خواهد شد  ودر نتیجه آن حیات خلوت دنیا خلیج را به آتش خواهد کشاند و این یعنی خداحافظی با دنیا، زیرا اقتصاد جهانی متزلزل و زمینه ساز جنگی بی پایان خواهد گشت و در صورت دوم ملت تحت ستم ایران که در شرایط برده گونه ای قرار دارند برای همیشه از غرب و دموکراسی بیزار گشته و بطوررکل ناامید ازتغییر خواهند گشت و دیگر به هیچ عنوان به غرب اعتماد و تکیه نخواهند کرد.و قربانی جنگی ناخواسته خواهند گشت.
 پلی که ایران و غرب را به توافق نهایی می رساند ملت ایران است نه نظام آخوندهایی که خواهان جهانی در تنش و خون هستند.و خون ملت را در شیشه و با سرمایه های این ملت فقط به فکر سلاح  و پرورش تروریست در جهان اند برای ایجاد ناامنی  .
 غرب باید منافع ملل تحت ستم در ایران را مد نظر بگیرد این به نفع غرب خواهد بود.دیر یا زود نظام آخوندها تضعیف خواهد گشت و برای همیشه به زباله دان تاریخ خواهد پیوست و اما در این میان این ملل تحت ستم و منافعشان است که باقی می مانند و اگر امروز غرب منافع این ملل را در نظر نگیرد با فردایی پر چالش روبرو خواهد گشت.
دیوار اعتماد بین ملت ایران و غرب در تغییر نظام است و نهادینه شدن دموکراسی در ایران. 
محمود بلوچ

شنبه ۱ آذر ۱۳۹۳ ه‍.ش.

کشته شدن 12 شهروند بلوچ در پی تیراندازی مستقیم و خودسرانه نیروی انتظامی در طی چندماه

عدالت نیوز: جا داردقبل از گزارش کمپین مراتب تشکر و قدردانی خویش را از عزیزانی که صداو ندای ملت مظلوم بلوچ گشته و وقت خویش را صرف بهبودی وضیت ملت تحت ستم خویش دارند ابراز داریم .کمپین فعالین بلوچ  حقیقتا تنها کمپینی است که در فضای مجازی منعکس کننده صدای مظلومیت ملت بلوچ می باشد.لذا ما از تمامی فرزندان بلوچ انتظار داریم که نهایت همکاری را با دست اندرکاران این کمپین داشته باشند تا بتوانیم از این طریق صدای مظلومیت و تحت سانسور خویش را به دنیا برسانیم . 

به گزارش کمپین فعالین بلوچ از ابتدای سال 93 تا کنون به رغم ابراز نگرانی مکرر ائمه جمعه و پیگیری های صورت گرفته توسط نهاد های مردمی 12 شهروند بلوچ در تیر اندازی های مستقیم و خودسرانه ماموران نیروی انتظامی کشته و زخمی شده اند.
 لازم به ذکر است این آمار ها صرفا گزارش های است که به دست کمپین فعالین بلوچ رسیده است و آمار واقعی میدانی که بخاطر پیچیدگی وضعیت منطقه، اخبار آن به نهادهای حقوق بشری نمیرسند بیش از این تعداد است. در ادامه مطلب زمان و مختصری از وضعیت کشته و زخمی شدن این افراد را بخوانید:
 جمعه 27 تیر
 یک زن 40 ساله به نام "سید بی بی رسولی زاده" مشهور به "مرادخاتون" فرزند بنگل در شهرستان سرباز بخش آشار روستای "افشان" توسط ماموران نیروی انتظامی با ماشین زیر گرفته و در اثر جراحات شدید پیش از رسیدن به بیمارستان سراوان جان خود را از دست داد.
 چهارشنبه 01 مرداد 93
 محمد شه بخش فرزند گل محمد 15 ساله در حالی که به کارهای روز مره خود مشغول بود در بلوار مزاری شهر زاهدان مورد اصابت گلوله ماموران نیروی انتظامی کلانتری 16 قرار گرفت. وی پس از 10 روز در اثر شدت جراحات از دنیا رفت.  پنجشنبه, 16 مرداد 1393
 نوه حاج امید شه بخش توسط نیروی انتظامی مورد اصابت گلوله قرار گرفت.
 پنج شنبه, 20 شهریور
 عبدالله مرادزهی همسر و فرزند دوساله اش در مسیر خاش – زاهدان در حالی که حامل مواد غذایی بود توسط ماموران نیروی انتظامی به گوله بسته شد و در اثر آن عبدالله مرادزهی کشته و همسر وی کی از فرزندانش زخمی شدند.
 جمعه, 21 شهریور
 در اثر شلیک مستقیم ماموران مرصاد نیروی انتظامی پاسگاه دهپابید به یک دستگاه خودرو 405 در 85 کیلومتری شهرستان خاش و آتش گرفتن خودرو و پرت شدن از روی پل، دو جوان از طائفه کهرازهی به طور کامل در آتش سوختند.
 یکشنبه, 23 شهریور
 عبدالنبی جمالزهی کارمند اداره برق دلگان در تیر اندازی خودسرانه یگان امداد نیروی انتظامی کشته شد.
 چهارشنبه 2 مهرماه
 غلام قادر بهادرزهی معروف به عبدالستار فرزند آدم در منطقه هُنگ شهرستان سرباز مورد شلیک مستقیم ماموران مرصاد نیروی انتظامی قرار گرفت که در اثر اصابت گلوله به ناحیه گلو در دم جان سپرد.
 شنبه 3 ابان
 عبدالله خاکی زاده بلوچ 22 ساله اهل روستای بنداران سیریک از فاصله نزدیک مورد هدف گلوله مامور نیروی دریابانی سیریک قرار گرفت که در اثر آن از ناحیه سر به شدت زخمی و به بخش مراقبت های ویژه بیمارستان منتقل شد وی پس از 15 روز در اثر شدت جراحات از دنیا رفت.
 چهارشنبه 28 آبان
 محمد ریگی معروف به فرامرز در حال انجام کارهای روزمره در یکی از خیابان های شهر خاش مورد شلیک مستقیم ماموران گشت نیروی انتظامی کلانتری 11 قرار گرفت که در اثر اصابت گلوله در ناحیه سر در دم جان سپرد.
 اغلب موارد فوق الذکر مورد انتقاد ائمه جمعه -به عنوان تنها تریبون های مردم ساکن بلوچستان- قرار گرفته اند. در تمام وقایع فوق، پیگیری ملموسی از سوی مسئولان قضایی و انتظامی که به نتیجه درست بینجامد دیده نشده است. این در حالی است که در وضعیت عکس ، اگر فرد مدنی به سوی پلیس اتش گشوده باشد موضوع به طور گسترده ای رسانه ای شده و چندین تن در موضوع مورد نظر حتی بدون داشتن استانداردهای قضایی و حقوقی بازداشت و مورد محاکمه قرار گرفته اند.

انتقال مولوی فتحی محمد نقشبندی از زندان زاهدان به مکانی نامعلوم

عدالت نیوز:به گزارش کمپین فعالین بلوچ - مولوی فتحی محمد نقشبندی امام جمعه پیشین اهلسنت راسک که در زندان مرکزی زاهدان بسر می‌برد به مکان نامعلومی منتقل شد.
 روز چهارشنبه ۲۸ آبان ماه مولوی فتحی محمد نقشبندی از زندان مرکزی زاهدان به مکان نامعلومی منقل شد. این انتقال ناگهانی باعث نگرانی خانواده وی شده است. تاکنون هیچ اطلاعی از علت انتقال و محل انتقال به خانواده و دیگر زندانیان هم بند وی داده نشده است. ﮔﻔﺘﻨﯽ ﺍﺳﺖ ﻫﻢ ﺍﮐﻨﻮﻥ ﻣﻮﻟﻮﯼ ﻧﻘﺸﺒﻨﺪﯼ ﻭ ۹ ﻧﻔﺮ ﺍﺯ ﻫﻤﺮﺍﻫﺎﻧﺶ ﺑﻪ ﺍﺗﻬﺎﻡ «ﻣﺤﺎﺭﺑﻪ ﻭ ﺍﻗﺪﺍﻡ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻣﻨﯿﺖ ﻣﻠﯽ» ﺑﺎ ﮔﺬﺷﺖ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺑﻪ ۳ ﺳﺎﻝ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺑﻪ ﺳﺮ ﻣﯽ ﺑﺮﻧﺪ.
 ﻣﺎﻣﻮﺭﺍﻥ ﺍﻣﻨﯿﺘﯽ ﻣﻮﻟﻮﯼ ﻧﻘﺸﺒﻨﺪﯼ ﻭ ﻫﻤﺮﺍﻫﺎﻧﺶ ﺭﺍ ﻣﺘﻬﻢ ﺑﻪ ﺗﺮﻭﺭ ﻣﺼﻄﻔﯽ ﺟﻨﮕﯽ ﺯﻫﯽ ﺍﻣﺎﻡ ﺟﻤﻌﻪ ﻣﺴﺠﺪ ﺧﻀﺮﺍ ﺭﺍﺳﮏ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ، ﺍﺗﻬﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺯﻧﺪﺍﻧﯿﺎﻥ ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺭﺩ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ. ﻭ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺟﻨﮕﯽ ﺯﻫﯽ ﻧﯿﺰ ﺩﺭ ﭼﻨﺪ ﻧﺎﻣﻪ ﻣﺤﻀﺮﯼ ﺑﻪ ﺩﺍﺩﺳﺘﺎﻥ، ﺩﺍﺩﮔﺴﺘﺮﯼ ﻭ ﺩﯾﻮﺍﻥ ﻋﺎﻟﯽ ﮐﺸﻮﺭ ﺑﺮ بی‌ﮔﻨﺎﻫﯽ ﺍﯾﻦ ﺯﻧﺪﺍﻧﯿﺎﻥ ﺗﺎﮐﯿﺪ ﻭ ﺧﻮﺍﺳﺘﺎﺭ ﺁﺯﺍﺩﯼ ﺁﻧﻬﺎ ﺷﺪه‌اند.

پنجشنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۳ ه‍.ش.

شهادت جوان بلوچ بر اثر تیراندازی خودسرانه نیروهای رژیم

عدالت نیوز:بنا به گزارشهای دریافتی و رسانه ای جوان بلوچ دیگری بنام محمد ریگی (تمندانی)در شهرستان خواش(خاش)بار دیگر توسط جوخه های ترور و وحشت به گلوله بسته شد و به شهادت رسید.
سالهاست  که جوانان بلوچ بدون داشتن اتهامی ،در راستای ایجاد رعب و وحشت توسط جوخه های ترور که حاکمیت و امنیت را از مردم صلب کرده اند بدون هیچ گونه ترس از بازداشت و بازخواستی بصورت خودسرانه جوانان بلوچ را به زیر آتش گلوله و انتقام گرفته اند.
لذا از تمامی ملت عزیز بخصوص قشر جوان که آینده و تغییر بدست آنان ممکن است تقاضا داریم در مقابل وحشی گریهای نیروهای خودسر بی ایستند و از خود مقاومت نشان دهند و از دین ،ملت و سرزمین خویش دفاع کنید.
محمد ریگی معروف به فرامرز روز چهارشنبه 28آبان در حال انجام کارهای روزمره در یکی از خیابان های شهر خواش مورد شلیک مستقیم ماموران گشت نیروی انتظامی کلانتری 11 قرار گرفت که در اثر اصابت گلوله در ناحیه سر در دم جان سپرد.

چهارشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۳ ه‍.ش.

اسلام‌گرایان شیعه‌ی روسوفیل




 عدالت نیوز بنا بر گزارش خود نویس  : قرابت اسلامگرایی شیعه و نو تزاریسم روس
چرا اسلام‌گرایان تا این حد به روسیه‌ی تحت حکومت پوتین علاقه نشان می‌دهند تا حدی که منافع روسیه به منافع جمهوری اسلامی و سنگرهای روسیه به سنگرهای جمهوری اسلامی تبدیل شده است؟
در تحولات اوکراین شاهد حمایت تمام عیار جمهوری اسلامی از روسیه بودیم. تیترهای بزرگ روزنامه‌های دولتی در روزهایی که کریمه توسط نیروهای روسی (با یونیفرم قلابی) اشغال می‌شد یا ساختمان‌های دولتی در شرق اوکراین مورد حمله قرار می‌گرفت به گونه‌ای بود که گویی رزمندگان ایرانی در حال فتح خرمشهر هستند. حتی هنگامی که مقامات وزارت نفت پیشنهاد فروش گاز به اروپا در شراط قطع گاز روسیه را مطرح کردند نزدیکان به خامنه‌ای این پیشنهاد را خیانت به کشور و تخریب سنگرهای خودی تلقی کردند. (کیهان، ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۳) روسیه و جمهوری اسلامی در ماجرای سوریه نیز کاملا باهم در یک جهت عمل کرده‌اند.
چرا اسلا‌م‌گرایان تا این حد به روسیه‌ی تحت حکومت پوتین علاقه نشان می‌دهند تا حدی که منافع روسیه به منافع جمهوری اسلامی و سنگرهای روسیه به سنگرهای جمهوری اسلامی تبدیل شده است؟
از «نه شرقی»، به فقط شرقی

در چند سال نخستین تاسیس جمهوری اسلامی که رقابت سیاسی شدیدی میان اسلام‌گرایان و مارکسیست‌ها بر سر قدرت وجود داشت اتحاد جماهیر شوروی نیز همانند ایالات متحده استکبار و توطئه‌گر تلقی می شد تا حدی که برخی از دانشجویان خط امامی می‌خواستند سفارت روسیه را به جای سفارت ایالات متحده اشغال کنند. اما پس از آن که خیال جمهوری اسلامی از براندازی یا سهم گیری از قدرت توسط مارکسیست‌ها (لنینیست، مائوییست‌، خوجه ئیست، ...) راحت شد جمهوری اسلامی در کنار استکبار چپ آرام گرفت.
رفت و آمدها زیاد شد، پوتین به دیار خامنه‌ای آمد، خامنه‌ای از همه‌ی نسخه‌های کشورهای کمونیستی برای سرکوب مخالفان بهره گرفت و روسیه به یکی از شرکای تجاری جمهوری اسلامی تبدیل شد. در دوران خامنه‌ای روسیه به یکی از نزدیک‌ترین متحدان و طرف‌های معامله‌ی جمهوری اسلامی ارتقا یافت. این نزدیکی تا بدان‌جا پیش رفته است که علی‌رغم تاراج منابع کشور در ساخت نیروگاه بوشهر (پرداخت ۵ برابر یک نیروگاه جدید به گفته‌ی برخی از اعضای مجلس) و لغو قرارداد اس-۳۰۰ هنوز اسلام‌گرایان سنگ روسیه را به سینه می‌زنند.
پوتین دوست داشتنی
جمهوری اسلامی از گورباچف و یلتسین که در برابر غرب با سیاستی کجدار و مریز بازی می‌کردند دل خوشی نداشت. خامنه‌ای همه‌ی تلاشش را کرده که روسای جمهوری مثل رفسنجانی یا خاتمی مثل گورباچف نباشند و با غرب کنار نیایند. اما هنگامی که پوتین بر سر کار آمد دل مقامات ارشد نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی از جمله رهبر آن آرام گرفت. آنها با کسی مواجه بودند که مثل خود آنها چهار ویژگی اصلی را یدک می‌کشید: سوابق اطلاعاتی، فساد مالی، جاه طلبی منطقه‌ای، و نزدیکی به کلیسای ارتدکس. از این جهت در پوتین متحد طبیعی جمهوری اسلامی را یافتند. البته در این میان رفتارهای شخصی وی (خوش‌گذرانی‌ها) و کشتار مسلمانان را به دست فراموشی سپردند.
رسانه‌های حکومتی در برخورد با روسای جمهوری فرانسه و روسیه دو معیار کاملا متفاوت دارند: در برخورد با دسته‌ی اول انتظار دارند که آنها مثل شیخ صدوق و شهید ثانی (مولف شرح لمعه از کتب فقهی مورد تدریس در حوزه‌های علمیه) رفتار کنند و در برخورد با دسته‌ی دوم اهل مدارا و تساهل و عدم دخالت در زندگی شخصی افراد می‌شوند.
جبهه‌ی اقتدارگرا
اسلام‌گرایان شیعه بعد از شعارهای آرمان‌گرایانه‌ی «نه شرقی، نه غربی» یا موازنه‌ی منفی در چند سال اول جمهوری اسلامی، در ۳۵ سال گذشته متوجه شده‌اند که در دنیای امروز نمی‌توان بدون هم‌پیمان زیست. آنها دیده‌اند که برای تامین اسلحه به چین و روسیه، برای خرید موشک دوربرد و دانش هسته‌ای به کره‌ی شمالی و برای نجات دیکتاتورهایی مثل اسد به روسیه نیاز دارند و از این جهت نه از کشتار مردم کره‌ی شمالی به دست رژیم حاکم بر پیونگ یانگ و نه از کشتار مسلمانان در روسیه انتقاد می‌کنند و نه از تجاوز آنها به یک کشور دیگر ابراز نگرانی می‌نمایند. اسلام‌گرایان به خوبی دریافته‌اند که امروز دمکراسی و اقتدارگرایی دو جبهه‌ی بزرگ در دنیا هستند و خود به جبهه‌‌ی اقتدارگرایی و دیکتاتوری و استبداد تعلق دارند. البته بسیاری از مخالفان حکومت- حتی دمکرات‌ها- هنوز این جبهه بندی در عالم را به درستی درک نکرده‌اند و برای کسب قدرت در ایران از طریق دمکراسی به ادبیات ضد آمریکایی و ضد غربی خود ادامه می دهند.
مشی حکومت‌داری جبهه‌ی «مقاومت»
امروز در دنیا دو مشی متفاوت حکومت‌داری وجود دارد: دمکراسی لیبرال که با معیارهایی مثل پاسخگویی، شفافیت، چرخش نخبگان، انتخابات آزاد، منصفانه و سالم، توسعه‌ی پایدار، متوازن و همه جانبه، حقوق بشر، و آزادی‌های چهارگانه (بیان، اجتماعات، رسانه‌ها و تشکل‌ها) قابل سنجش است و اقتدارگرایی (مذهبی، سکولار، سوسیالیستی) که با تمرکز بر هویت یا عدالت یا استقلال در پی به حاشیه راندن معیارهای فوق است. مقامات جمهوری اسلامی به خوبی می‌دانند در کدام سمت این ماجرا ایستاده‌اند. آنها نام این سمت را گذاشته اند «جبهه‌ی مقاومت» که در واقع مقاومت در برابر دمکراسی و آزادی است.
آنها می‌دانند که در دراز مدت باید در کنار قصابانی مثل اسد و عمر البشیر، جاه طلبانی مثل پوتین، عامه گرایانی مثل چاوز، فاسدانی مثل لاکاشنکو (رهبر بلاروس) و یانوکوویچ (رئیس جمهور سابق اوکراین) و تروریست‌هایی مثل حزب الله لبنان بایستند. از نگاه آنان هم‌پیمانی با کشورهایی با نظام لیبرال دمکراسی عین وطن فروشی و جاسوسی و غوطه ور شدن در فساد و هم‌پیمانی با نظام‌های اقتدارگرا عین عزت و حکمت و مصلحت است.
قرابت اسلام‌گرایی شیعه و نو تزاریسم روسی
غیر از همپیمانی در برابر لیبرال دمکراسی‌ها و نیاز به حامی، قرابت‌های بسیاری میان اسلام‌گرایی و نو تزاریسم پوتین وجود دارد:

۱. رهبران مادام العمر، فراقانون، غیر پاسخگو و نظارت ناپذیر مثل خامنه‌ای و پوتین؛
۲. نظام‌های رانتی نفتی که با مشتری پروری و رانت‌خواری نیروهای امنیتی و نظامی و نزدیکان حکومت هسته‌ی اولیه‌اش را در کنار هم نگاه می‌دارد؛
۳. استفاده از مذهب برای توجیه دین‌داران در کنار انسان هراسی و مبارزه با تکثرگرایی برای حفظ هویت ملی نسخه پیچی شده از مرکز؛
۴. درست کردن یک لولو از غرب که آمده هویت و منابع کشورهای دیگر را غارت کند در حالی که مقامات در حال ذخیره کردن تاراج‌های‌شان در بانک‌های غربی‌اند و شرکت‌های غربی طرف معامله‌ی آنها هستند؛ و
۵. محدود کردن آزادی بیان و رسانه‌ها از طریق راه اندازی اینترنت ملی و مقابله با نهادهای مدنی تحت عنوان پایگاه غرب؛
۶. مهندسی کردن انتخابات برای بیرون آمدن کسانی که حکومت می‌خواهد از صندوق رای، و نمایش دمکراسی از این طریق؛
۷. کنترل گستره‌ی عمومی و ارعاب با استفاده از نیروهای شبه نظامی مثل بسیج در ایران و قزاق‌ها در روسیه.
به همین دلیل است که علی‌رغم بدبینی تاریخی بسیاری از ایرانیان به روسیه (مثل انگلستان) به دلیل اشغال برخی از مناطق کشور (از آذربایجان تا گرجستان) و نقد برخی مقامات از رفتار روس‌ها در مذاکرات اتمی و برنامه‌ی اتمی، روابط جمهوری اسلامی و روسیه هر روز قوی‌تر و قوی‌تر می‌شود.

رسوبات روسوفیلی در اصلاح طلبان مذهبی
از همه جالب‌تر این است که بسیاری از اسلام‌گرایان سابق (از جنس اصلاح‌طلبان مذهبی و منتقد حکومت خامنه‌ای) که سرکوب حکومت را دیده و امروز بسیاری از آنها در کشورهای غربی زندگی می‌کنند هنوز بدبینی به غرب را یدک می‌کشند و با صدای بلند به نقد سیاست خارجی ایالات متحده می‌پردازند اما وقتی به روسیه می‌رسند زبان در کام می‌کشند. کسانی که منتقد سیاست دخالت بشر دوستانه‌ی ایالات متحده برای کاهش کشتارهای جمعی هستند در باب دخالت نظامی روسیه در اوکراین یا حمایت همه جانبه‌ی روسیه از رژیم بشار اسد اصل حاکمیت ملی و عدم دخالت نظامی قدرت‌های بزرگ در امور دیگر کشورها را فراموش کردند.

تغییر اردوگاه
یکی از ریشه‌های روسوفیل شدن اسلام‌گرایان گرایش ضد غربی آنهاست. گرایش ضد غربی نه تنها برای فرایند دمکراتیزاسیون در ایران مضر بوده بلکه برای منافع ملی کشور نیز مخاطره ایجاد کرده است. از این جهت توجه به مخاطرات و مشکلات روسوفیل بودن هم در جهت حرکت ایران از اردوگاه اقتدارگرایی به اردوگاه دمکراسی و هم در جهت حفظ و تقویت منافع ملی کشور است. 

چهارشنبه، 28 آبان ماه 1393 برابر با 19-11-2014

سازمان ملل ایران و سوریه را به دلیل نقض حقوق بشر محکوم می کند


 عدالت نیوز:  بنا برگزارشگر تلویزیون العربیه در نیویورک روز چهارشنبه 19-11-2014 ، خبر داد که کمیسیون حقوق بشر مجمع عمومی سازمان ملل متحد قطعنامه ای را تصویب کرد که به موجب آن ایران و سوریه را به دلیل نقض حقوق بشر محکوم می کند.

در همین حال، عبدالله المعلمی نماینده دائم پادشاهی سعودی در سازمان ملل متحد، طی نطقی در جلسه شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد، از مسئولان این نهاد بین المللی خواست تا با اتخاذ تصمیمی قاطع و سرنوشت ساز علیه رژیم اسد به دلیل ارتکاب جنایت در حق مردم بی دفاع سوریه، اقدام کنند.

المعلمی گفت:" اکنون جنایات رژیم سوریه علیه مردم بی دفاع شکل های مختلفی به خود گرفته است. دیگر حتی  جنایت علیه مردم سوریه به بمب های بشکه ای حاوی مواد منفجره محدود نمی شود بلکه به مرز تجاور جنسی به زنان، کودکان و مردان رسیده است.

گفتنی است که بان کی مون دبیرکل سازمان ملل متحد در گزارش اخیر خود به مجمع عمومی از وضعیت بد حقوق بشر در ایران ابراز نگرانی شدید کرده است.

در گزارش دبیرکل سازمان ملل متحد در مورد وضعیت حقوق بشر در ایران آمده است که فشار بر مدافعان حقوق بشر، فعالین حقوق زنان، روزنامه نگاران و اقلیت های قومی و مذهبی و مخالفان سیاسی حکومت ادامه پیدا کرده و در مواردی افزایش یافته است.

همچنین احمد شهید گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد درباره وضعیت حقوق بشر ایران، روز سه شنبه 28 اکتبر 2014 در آخرین گزارش‌ خود نوشت که جمهوری اسلامی حقوق اقلیت‌های جنسی، قومی، دینی و مذهبی و نیز روزنامه ‌نگاران و فعالان منتقد و مخالف را زیر پا می گذارد. او همچنین از افزایش شمار اعدام‌ها در ایران به شدت انتقاد کرده است.

گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد درباره حقوق بشر در ایران از اعدام ریحانه جباری، متهم به قتل یک کارمند پیشین وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی، انتقاد کرد. شهید گفت که از اعدام خانم جباری "شوکه" شده است.

گزارش احمد شهید به تفصیل به نمونه های مختلفی از موارد نقض حقوق بشر در ایران می پردازد. شکنجه توسط ماموران امنیتی یا تنبیه غیر انسانی، بی رحمانه و اهانت آمیز، شلاق زدن یا مجازات اعدام ، از جمله اعدام در ملاء عام و اعدام محکومان نوجوان در سنین پایین، مسئله نقض حقوق زنان، نقض حقوق اقلیتها، ممنوعیت اجتماعات مسالمت آمیز و آزادی اندیشه و بیان و فقدان حق برخورداری از دادرسی عادلانه از جمله نمونه های نقض حقوق بشر در ایران است که در گزارش احمد شهدید به تفصیل به آنها پرداخته شده است.

چهارشنبه، 28 آبان ماه 1393 برابر با 19-11-2014

انفجار دو تونل زیر زمینی متعلق به ارتش اسد در حومه دمش


 عدالت نیوز به نقل از العربیه  نت فارسی :شبکه خبری "سوریه مباشر " روز چهارشنبه 19-11-2014 گزارش داد، گروهی که خود را "جیش الاسلام " می نامند، دو تونل زیر زمینی متعلق به ارتش اسد در منطقه "جوبر" در شرق دمشق و شهر بیت سحم در جنوب پایتخت را منفجر کردند.

به گزارش تلویزیون العربیه، گروه موسوم به "ارتش اسلام" اعلام کرد، نیروهای این گروه در حین درگیری با نیروهای اسد در منطقه جوبر یک تونل زیر زمینی متعلق به نیروهای اسد را کشف و با قرار دادن 500 کیلو گرم مواد منفجره آن را منهدم کردند.

سروان عبدالرحمن، سخنگوی ارتش اسلام گفته است این تونل 150 متری، توسط نیروهای اسد برای امداد رسانی و ذخیره کردن سلاح و سرکوب مخالفان ساخته شده است. 

به گفته عبدالرحمن گروه جیش الاسلام تونلی دیگر را در حومه شهر بیت سحم در جنوب پایتخت سوریه منفجر کردند.

گروه "جیش الاسلام" جزئیاتی در باره تعداد قربانیان نیروهای اسد یا مخالفان در پی این انفجار ارائه نداده است. این گروه اما با پخش تصاویری ویدیویی در شبکه های اجتماعی از جمله فیس بوک، صحنه این انفجار ها را نشان داده است.


چهارشنبه، 28 آبان ماه 1393 برابر با 19-11-2014

دوشنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۳ ه‍.ش.


مِنَ المُؤمِنينَ رِجالٌ صَدَقوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيهِ ۖ فَمِنهُم مَن قَضىٰ نَحبَهُ وَمِنهُم مَن يَنتَظِرُ 
وَما بَدَّلوا تَبديلًا


در میان مؤمنان مردانی هستند که بر سر عهدی که با خدا بستند صادقانه ایستاده‌اند؛

 بعضی پیمان خود را به آخر بردند (و در راه او شربت شهادت نوشیدند)، و بعضی 

دیگر در انتظارند؛ و هرگز تغییر و تبدیلی در عهد و پیمان خود ندادند.

یکشنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۳ ه‍.ش.

اطلاعیه سازمان:مبنی بر به شهادت رسیدن دو تن از فرزندان مقاومت


به نام عدل
شهادت دو تن از فرزندان مقاومت را به جامعه اهلسنت و مبارزین جان بارکف عدل و رهروان عدالت تبریک و تسلیت عرض می نماییم.
وهرگزکسانی را که در راه الله کشته شده اند مرده مپندار؛بلکه زنده اند نزد پروردگارشان روزی داده می شوند.

سازمان جیش العدل اعدام دو تن از اسرای مقاومت را که سالهاست در بند رژیم جنایت کار بود به خانواده این عزیزان و همسنگرانش تبریک و تسلیت عرض می نماید.
در سحرگاه پنج شنبه 22آبانماه  1393دو تن از فرزندان مقاومت بنام های وحید شه بخش(عبدالرحمن) و محمود شه بخش(جنید) که در فروردین ماه سال 1391 در یک عملیات در نواحی شهر دزدآپ(زاهدان فعلی) زخمی گشته  و سپس اسیر گشتند پس از سالها شکنجه و حبس  به درجه رفیع شهادت نائل آمدند وبه کاروان شهدای مبارزه و مقاومت شتافتند  و  با خون خود عهد خویش را با خدا به سرانجام رساندند.و به آرزوی قلبی خویش که همانا فدا شدن در راه آرمانهای اسلام و ملت تحت ستم بلوچستان بود رسیدند و با فدا نمودن جان خویش درس ایمان و مقاومت در برابر ستم را به بازماندگان مبارز در میدان دادند.
آری شهادت مرگ نیست بلکه آزادی  است از ستم و زندگی جاودانه و چنان شیرین که مشتاقانش لحظه شمار آن،با به شهادت رسیدن فرزندانمان هرگز عزم و اراده های آهنین ما سست نخواهد شد بلکه شعله های انتقام شدت خواهد گرفت و دشمن ذلیل بداند که به زوال خویش نزدیک شده و پیروزی از آن مظلومان است.
سازمان جیش العدل اعلام می دارد که به یاری الله منتقم انتقام خون تک تک فرزندانش را خواهد گرفت و شهادت فرزندان در بند اسیرش تزلزلی در اراده و عزم مقاومت نخواهد گذاشت .
یاد و خاطر شهدای مقاومت گرامی که با خون خویش برگی دیگر از ازادی را می نویسند.


چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۳ ه‍.ش.

بیانیه کاک حسن امینی در دفاع از اظهارات مولانا گرگیج در مورد عزاداری

عدالت نیوز : به نقل از

 گزارش کمپین فعالین بلوچ در پی انتقاد مولانا محمد حسین گرگیج از عملکرد گزینشی صدا و سیما و پخش عزاداری به نام اعتقادات اهل سنت  تعدادی از رسانه های زنجیره ای اصولگرایان با همراهی از عملکرد صدا و سیما مولانا محمد حسین گرگیج را مورد انتقاد و توهین قرار دادند. کاک حسن امینی در دفاع از بیان اعتقادات صحیح اهل سنت توسط مولانا گرگیج بیانیه ای صادر کردند که در متن زیر مشاده می کنید:

 

بسم الله الرحمن الرحیم

به دنبال مشارکت افرادی از روحانیان منتسب به اهل سنّتِ استان گلستان در عزاداری و سینه زنی تاسوعا و عاشورا، جناب مولانا محمد حسین گرگیج امام جمعه محبوب و بزرگوار اهل سنّت آزاد شهر در خطبه نماز جمعه به شیوه‌ای عالمانه و حکیمانه به عزاداری در مذاهب و باور اهل سنّت پرداختند، و مطالبی بیان داشته‌اند که جزء بدیهیات عقاید اهل سنّت می‌باشند، تا آنجا که ایشان نه تنها باور همه‌ی اهل سنّت حقیقی و صادق را بیان کرده‌اند، بلکه تاریخ چهارده قرنه‌ی اهل سنّت، موردی خلاف آن را نشان نمی‌دهد، همه روحانیان اهل تشیّع نیز –جز آنهایی که جاهل باشند یا تجاهل کنند- آن را تصدیق خواهند کرد. اهل سنّت از صدر اسلام تاکنون هیچگاه برای هیچ یک از بزرگان خود، حتی پیامبر بزرگوار اسلام – صلی الله علیه و سلّم-، و خلفای راشدین – رضوان الله تعالی علیهم اجمعین- عزاداری نکرده‌اند، برعکس، در کتب معتبر اهل سنّت، روایات صحیح از رسول الله –صلی الله علیه وسلّم- مبنی بر حرمت این عمل وجود دارد و حتّی از بزرگان اهل تشیّع نیز در منابع معتبر آنان چنین روایاتی یافت می‌شود. پس آنچه جناب مولانا گرگیج در این زمینه بیان داشته‌اند عقیده‌ی همه‌ی اهل سنّت در طول و عرض تاریخ اسلام می‌باشد.

جناب مولانا در بخش دیگری از سخنانش به پخش مراسم عزاداریِ روحانیانِ به نام اهل سنّت را از صدا و سیمای محلی اعتراض می‌کنند: که انتساب این عمل به اهل سنّت، دروغ محض است، هم سنّی و هم شیعه می‌دانند که در مذاهب اهل سنّت، بعد از سه روز برای هیچ مرده‌ای عزاداری جایز نیست، حتی برای پیامبر عظیم الشأن و خلفای بحق ایشان. پس این، افترا و دروغ بستن است به مذاهب اهل سنّت، و موجب اختلاف و تفرّق بیشتر. برخی از روحانیان تفرقه انداز و شبکه‌های ماهواره‌ای و سایتهای وابسته به چنین اشخاصی که فاقد قدرت استدلال و روش برخورد دینی و منطقی می‌باشند، نسبت به جناب مولانا گرگیج شروع به تهمت زنی و بی‌ادبی کرده‌اند.

از این روی، اینجانب بر خود تکلیف دانستم که از طرف خود و همه‌ی اهل سنّت راستین کردستان اعلام نمایم: که این موضعگیری شجاعانه و بیانات حکیمانه‌ی جناب مولانا گرگیج –حفظه الله و أیّده- عقیده و موضع همه‌ی ما بلکه تمام اهل سنّت ایران و جهان است. زیرا این از مسلّمات مذهب ما است. لذا هر گونه اسائه‌ی ادب به حضرت مولانا را بخاطر بیان این مطلب بی‌ادبی نسبت به همه‌ی اهل سنّت محسوب می‌شود چون ایشان یکی از رهبران آگاه به مذاهب اهل سنّت ایران، عالمی شجاع و بیانگر حق بوده، و به یاری الله تعالی خواهند بود.

امید است عقلای قوم نگذارند بیش از این ماهیگیران فرصت طلب، آب زلال دین اسلام را و نیز آب حیات بخش وحدت ملی و برادری دینی را گِل آلود نمایند.

 

حسن امینی

احمدی مقدم: امسال 380 مورد اسیدپاشی داشتی

  عدالت نیوز به نقل از العربیه نت فارسی
اسماعیل احمدی مقدم، رئیس پلیس ایران روز چهارشنبه 12-11-2014 گفت که امسال 380 مورد اسید پاشی به خودرو، اشیاء و افراد صورت گرفته است.

وی اظهار داشته که اکثر موارد اسید پاشی جنبه انتقامی و روانی داشته و اغلب عاملان آن نیز دستگیر شده اند.

فرمانده پلیس ایران گفت جرم اسیدپاشی بیشتر از آن چیزی است که رسانه‌ها در یک مورد خاص به آن می‌پردازند.

به گزارش ایسکانیوز، فرمانده ناجا در جمع خبرنگاران در مورد سرانجام پرونده اسیدپاشی اصفهان گفت: "متهم این پرونده هنوز دستگیر نشده است و این پرونده تنها به دلیل بازتاب رسانه‌ای اهمیت پیدا کرد. این در حالی است که ما در 6 ماه نخست امسال 380 مورد اسیدپاشی داشتیم که موارد جزئی و بزرگی مانند حادثه اصفهان را شامل می‌شود".

احمدی مقدم در توضیح بیشتر این تعداد اسیدپاشی گفت: "در این آمار علاوه بر افراد، اسیدپاشی بر روی خودروها و اشیا نیز لحاظ شده است. اقداماتی که برخی از روی حسادت، کینه و ... انجام می‌دهند که اغلب متخلفان نیز دستگیر می‌شوند".

فرمانده نیروی انتظامی درباره چرایی منتشر نشدن تصویر چهره نگاری شده از عامل اسیدپاشی در رسانه‌ها نیز گفت: "در این خصوص قاضی باید نظر بدهد و شاید تصویر چهره نگاری به حدی نبوده که در رسانه‌ها منتشر شود اما به هر حال مرجع انتشار آن ناجا نیست".

وقوع 380 مورد اسیدپاشی در سال جاری، تداوم اجرای طرح امنیت اجتماعی در زمستان، توضیح درباره مهمانی افغان‌ها در محرم و غیره از مسائلی بود که فرمانده ناجا در حاشیه همایش ملی پلیس و ارتقای سلامت اداری با خبرنگاران مطرح کرد.

فرمانده ناجا درباره اجرای طرح امنیت اجتماعی و اینکه گفته می‌شود در زمستان پلیس اجرای این طرح را متوقف می‌کند گفت: "طرح امنیت اجتماعی به همان شکل سابق ادامه دارد و کمرنگ و پررنگ نمی‌شود. ما جرایم و ناهنجاری‌ها را رصد می‌کنیم و با توجه به آن وارد عمل می‌شویم".

گفتنی است که پس از انتشار اخبار مربوط به اسیدپاشی در اصفهان، اعتراضاتی در شهرهای تهران و اصفهان برگزار شد. 

حوادث اسیدپاشی در ایران تقریبا با بررسی طرح امر به معروف نمایندگان مجلس همزمان بود. برخی مقامات حکومتی با انتقاد از پوشش اخبار اسیدپاشی، از این که این حملات به "آمران به معروف و ناهیان از منکر" منتسب شده، انتقاد کردند.

ایران پس از بیش از یک دهه با سفر گزارشگران حقوق بشری موافقت کرد

عدالت نیوز: به نقل ازهرانا- جمهوری اسلامی ایران با سفر دو تن از گزارشگران «تخصصی» حقوق بشر به این کشور موافقت کرد. این در حالی است که ایران تا کنون با سفر احمد شهید گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد موافقت نکرده، چرا که او را به «بی انصافی» و «رعایت نکردن بی طرفی» متهم می‌کند.
به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از تسنیم نزدیک به نهادهای امنیتی ایران، هادی صادقی معاوت فرهنگی قوه قضائیه جمهوری اسلامی ایران، در نشستی خبری درباره اجلاس اخیر «یو.پی.آر» در ژنو توضیحاتی ارائه داد.
صادقی در این باره گفت: «در اجلاس اخیر ژنو ۱۰۶ کشور وقت صحبت گرفتند و از این تعداد نیمی به حمایت از مسائل حقوق بشری در ایران پرداختند و نیمی دیگر نیز به ما توصیه‌هایی را ارائه کردند.
وی افزود: «در مجموع حدود ۲۹۰ توصیه به ایران ارائه شد که از این مقدار حدود ۱۰۰ توصیه درباره لغو مجازات اعدام و تعداد زیادی نیز درباره آزاد کردن همجنس‌گرایی بود که طبیعتا نمی‌توانیم این کارهار ا ان درباره توصیه برخی کشورهای غربی مبنی بر لغو مجازات اعدام افراد زیر ۱۸ سال گفت: «در حال حاضر این کار در ایران انجام می‌شود و هیچ مورد اعدام زیر ۱۸ سال نداریم و اگر فردی مرتکب قتل شود حکم اعدام وی بعد از ۱۸ سالگی اجرایی می‌شود.
در ایران نوجوان در زندان نگهداشته میشود تا به سن ۱۸ سالگی برسد سپس حکم اعدام در مورد وی اجرا می‌شود.
صادقی به دیدار با رئیس جدید شورای حقوق بشر سازمان ملل اشاره کرد و گفت: «در این دیدار تقاضاهایی از جمله پذیرش گزارشگران ویژه مطرح شد در حالیکه گزارشگر ویژه کنونی یعنی احمد شهید گزارشگر منصفی نیست و مجموعه رفتارها و صحبت‌های وی نشان داده او نسبت به جمهوری اسلامی ایران بی‌طرف نیست.»
وی ادامه داد: «جمهوری اسلامی ایران به دلیل منصفانه نبودن مواضع احمد شهید و رعایت نکردن وظایف گزارشگری او را به داخل کشور راه نداده است.»
معاون فرهنگی قوه قضائیه ایران اضافه کرد: «در دیدار با رئیس جدید شورای حقوق بشر ایران آمادگی خود را برای پذیرش گزارشگران منصف اعلام کرد و قرار شد در دو مورد تخصصی گزارشگران تخصصی در سال میلادی آینده وارد کشور شوند.جام دهیم.»
معاون فرهنگی قوه قضائیه ایران