ه‍.ش. ۱۳۹۵ خرداد ۹, یکشنبه

پير مرد بيماري كه از بيمارستان سيرجان بيرون انداخته شد

video
به گزارش عدالت نیوز، بنا بر کلیپی که توسط فعالان رسانه ای به دست عدالت نیوز رسیده است مشاهده میشود پیرمردی مسن و بی بضاعت به دلیل عدم توانایی در پرداخت مخارج درمانی خود در مراحل درمان توسط مسولان بیمارستان امام رضا سیرجان به بیرون از بیمارستان انداخته شده است.
در این ویدیو که بدست عدالت نیوز رسیده است شخص بیمار که خود را ایرانی معرفی میکند از مسولین کشور مخصوصا وزیر بهداشت تقاضا میکند به وضعیت وی رسیدگی کند.
این نخستین باری نیست که یک ایرانی به دلیل عدم توانایی در پرداخت مخارج درمانی خود زندانی و یا در میانه مراحل درمان از بیمارستان به بیرون انداخته میشود.
پیوسته گزارشهای فراونی در زمینه عدم رسیدگی بهداشتی و درمانی شهروندان فقیر ایرانی در خبرگزاری های مستقل و فضای مجازی منتشر میشود که نشان از وضعت نامناسب بهداشت و درمان در ایران است، این وضعیت در استانهای حاشیه ای مخصوصا بلوچستان که مردم ان علاوه بر فقر از نگاههای تبعیض آمیز مذهبی و قومی دستگاه حکومتی رنج میبرند بسیار وخیم تر میباشد. این وضعیت در این استان تا جایی بغرنج میباشد ک علیرضا پشنگ نماینده مردم خاش و میرجاوه در یکی از نطقهای میان دستور خود در انتقاد از وزیر بهداشت گفته بود که <برخی از مسولین بیمارستانها مردم ما را با موش های سرگردان در این بیمارستانها اشتباه گرفته اند!!>

مهم نیست کار دنیا به کجا خواهید کشید زیرا سهم فرزند بلوچ از دنیای فعلی عملگی است

مهم نیست کار دنیا به کجا خواهد کشید.
چراکه فرزند بلوچ سهمش از دنیای فعلی عملگی است. آری بلوچ در نه ماهگی باید پوست بندازد و‌برای نبردی سخت در این دیار ستم خیز در کودکی و‌نوجوانی شنل مردانه به تن کند و مانند مردی سرد و‌گرم کشیده روزگار باید درگیر با نان شب باشد.
جان دادن برای لقمه ای نان.لقمه ای که یا باید به زیر تیر و‌ترکش و دود و باروت به کف آرد. یا به زیر تیغ تیز تبعیض و تشر کارگزاران غیربومی و یا گالن های بنزین و‌گازوییلی که باید به دندان کشد.
چه کسی از این قشر مظلوم می پرسد که سیاست و ریاست یعنی چه؟
چه کسی از این مظلومان خواهد پرسید که سرزمینت را تقسیم و‌تجزیه می کنیم حرفی برای گفتن داری؟
سالهاست دیگران (غیربومیان)مهار سرنوشت ما را در سرزمین مادری مان بدست گرفته و نسخه می پیچند هر از گاهی برای سرزمین مادری مان و پیاده می کنند نقشه های برای نابودی مان را.
آیا تاکنون کسی بیاد دارد که انسان حسابش کردند ؟
آیا تاکنون از کسی پرسیدند که چه می خواهی شما هم حق اظهار نظر داری در مورد سرنوشتت؟
آنچه که بیاد داریم ظلم ، ستم ،تبعیض ، خشونت ، اعدام و تیرباران بوده و سهم ما از زندگی برای از زنده ماندن عملگی بوده . 
مطلب ازمحمود بلوچ

ه‍.ش. ۱۳۹۵ خرداد ۸, شنبه

تیراندازی خودسرانه نیروهای دولتی به یک دستگاه خودرو در محور چابهار

عدالت نیوز:بنا به گزارشهای دریافتی عصر روز جمعه تیراندازی خودسرانه نیروهای دولتی به یک دستگاه خودرو در محور چابهارمنجر به آتش گرفتن خودرو گشت و خوشبختانه راننده خودرو جان سالم بدر برد.
عصر روز جمعه ساعت 18:20 یک دستگاه خودروی تویوتای تایلندی مدل 2700 به رنگ نوک مدادی در مسیر چابهار توسط مامورین بازرسی شهید یداللهی مورد هدف گلوله قرار گرفت .
خودروی تویوتا همانگونه که در تصویر مشاهده می کنید کاملا خاکستر شده و راننده خودروی که جوانی بلوچ است از تیرس گلوله و آتش نجات می کند. 
راننده خودرو اظهار داشته است که مامورین ایست بعد از اینکه از خط توقف خارج شده بودم دستور ایست دادند که بنده بعلت عدم به همراه داشتن گواهینامه به مسیر ادامه دادم.لحظاتی از ایست بازرسی دور نشده بودم که صدای شلیک و نهایتا شعله های آتش مرا غافلگیر کرد و تنها توانستم خودم را نجات دهم.
خودری اتش نشانی بعد از یکساعت تاخیر به محل رسیده و همانگونه که مشاهده می شود دیگر از خودرو چیزی باقی نمانده است.
تیراندازی خودسرانه نیروهای جنایت کار به سوی شهروندان بلوچ به امری عادی و تفریحی روزانه تبدیل گشته و هیچ ارگان و نهادی پاسخگوی این جنایات نیست.طی چند ماه اخیر چندین  تن از مردم بلوچ توسط نیروهای دولتی خودسرانه و عامدانه مورد هدف گلوله قرار گرفته و بشهادت رسیده اند.28/5/2016


اینجا مقاومت بر علیه ستم و استبداد در جریان است

سوءاستفاده از موقعیت های تجاری ،راهبردی بلوچستان بر خلاف موازین و کنوانسیون های سازمان ملل متحد و شورای امنیت و بر خلاف میل و اراده ملت بلوچ می باشد. اینجا مقاومت بر علیه ستم و استبداد در جریان است ،در چنین شرایطی بحث هر گونه سرمایه گذاری خارجی به زمان پسا وضعیت فعلی برمی گردد،زمانی که ملت بلوچ به حق تعیین سرنوشت رسیده و خود تصمیم گیرنده در رابطه با مسائل سیاسی،اقتصادی و منطقه ای باشند ،در چنین شرایطی امکان هر گونه سرمایه گذاری خارجی ممکن خواهد بود.

ه‍.ش. ۱۳۹۵ خرداد ۷, جمعه

نه به روزگاری که رضا شاه با دادن پول هویت ایرانی می خرید و نه به امروز که همان بلوچ غیرایرانی است

عدالت نیوز:در تصاویر زیر خانمی از بلوچ های رودبار کرمان را مشاهده می‌کنید که در کپری از جنس گونی زندگی می‌کند. بنابراظهارات شهروندخبرنگار این خانم در روستای سورگاباد رودبارجنوب کرمان است و فاقد شناسنامه می‌باشد. منبع: هادی .
رودبار کرمان شهرستان رودبار جنوب یکی از شهرستانهای استان کرمان است؛ که در منتهی الیه جنوب شرقی استان قرارگرفته‌است که از شمال با بم و عنبرآباد از شرق با استان سیستان و بلوچستان از جنوب با قلعه گنج واز غرب با کهنوج همسایه است. باشگاه خبرنگاران

لازم به یاد آوری است مناطق بلوچ نشین کرمان در سال 1326 ه.ش طی یک پروسه خائنانه به بهانه گستردگی مساحت و پراکندگی جمعیت و با شعار رسیدگی بهتر در وسعت کمترو زدودن  فقر و محرومیت از بلوچستان جدا گشتند.
در سالهای 1307 ه.ش به بعد بحث شناسنامه و هویت ایرانی که در آن زمان بلوچها به انها گجر می گفتند ،با دادن مزایا همراه بود ،تا ملتی را که از گجر نفرت داشتند به نوعی هویت ایرانی بخشند.( بعلت ظلم و جنایاتی که  ارتش گجردر حق مردم بلوچ انجام داده بودند مردم بلوچ هیچ اعتمادی به رضاشاه و حکومتش نداشت)بدین سان کارگزاران رضا شاه روستا به روستا با تشویق مردم به گرفتن شناسنامه ودادن چند شاهی هویت می خریدند تا بلوچ ایرانی بماند و اما کسی شناسنامه رضاشاهی را قبول نمی کرد،و این جدای از جنایت نابخشودنی تجزیه سرزمینی بود که بخشهای بزرگی از مساحت بلوچستان به اندازه 100 هزار کیلومتر مربع را از خاک بلوچستان جدا و به کرمان و هرمزگان و خراسان بخشید.
وامروز پس از گذشت 70 سال از زمان تقسمات جابرانه به بهانه رسیدگی به این ملت مظلوم در جنوب شرق جغرافیایی ایران ما شاهد ان هستیم که این مناطق از فراموش شده ترین مناطق در جغرافیایی ایران هستند و وضع مردمان مناطق تجزیه شده به مراتب از وضع مردمان بلوچستان با فقر بالای 90 درصدی بدتر است.
با گذشت بیش از 70 سال از شعار عمران و آبادانی رضا شاهی ،رژیم فعلی دست رضاشاه را از پشت بسته و با خنجر تزریق فقر و بدبختی به فقیر سازی و فقیر کشی روی اورده است.

سناریو جدید وزارت اطلاعات ::مولوی عثمان قلندرزهی در تیررس

عدالت نیوز:سناریوی جدید وزارت اطلاعات در حال اجراست ،اما اینک فاجعه ای دیگر برای جامعه اهلسنت در شرف وقوع است سی و هشت سال پس از آغاز  حکومت موسوم به جمهوری اسلامی ایران و طلوع محرومیت‌ها و فشارها بر جامعه اهل سنت میگذرد.
 به جرائت می‌توان گفت که امروز همچنان برای اهل سنت ایران درب بر همان پاشنه می‌گردد که در خزان 57 چرخید، و دلیل از روز روشن‌ترش دستگیری بی دلیل علما و اندیشمندان اهلسنت است که تنها به “جرم” بیان عقیده و دفاع از مذهب به زندان افکنده شده اند ،و دهها حوزه علیمه و مسجد و نماز خانه تخریب و پلمب شده است.
وزارت اطلاعات و دیگر ارگانهای امنیتی نظام از اوایل انقلاب علما و اندیشمندان اهلسنت را نشانه رفته اند اما اینک مولوی محمد عثمان قلندرزهی مدیر حوزه علمیه مدینه العلوم خاش در تیر رس وزارت اطلاعات است .
روز گذشته ۵ خرداد ۹۵ یک بمب جا سازی شده در محوطه غربی حوزه علمیه مدینه العلوم کشف شده است. ” بمبی که  توسط باغبان مدرسه کشف  و پس از آن مولوی محمد عثمان با تماس به فرمانداری خاش مسئولان امنیتی را در جریان قرار داده است”اما مسئولان امنیتی و انتظامی تا کنون در این باره اظهار نظر نکرده اندو یا نظری ندارند چون سابقه طولانی در تخریب مدارس و مساجد و شهادت علما و اهل سنت دارند.
این مدرسه دینی وابسته به اهل سنت، تحت اشراف و مدیریت “مولوی محمد عثمان قلندرزهی” امام جمعه مسجد جامع الخلیل و از علمای مردمی و پر نفوذ شهر خاش است.
تونلی که در زیر محراب مکی کشف شد و می توانست فاجعه ای بزرگ رقم بزند و منجر به شهادت صدها شهروند سنی و تخریب کامل مسجد و حوزه علمیه بی انجامد.
و بدین سان خداوند مکر مکاران را افشا می کند تا از فاجعه هایی بزرگ جلوگیری بعمل اید.اما براستی باز هم شاهد سکوت و یا اعتراض و انتقادی ساده از پشت تریبونها خواهیم بود و یا یک بار برای همیشه قاطعانه خواهیم ایستاد تا دوست و دشمن حساب کار بدستش آید!!!!
آشناییم به مکرش و آشناست به اینکه تا چه اندازه در گذشته در مقابل جنایاتش ساده و به آرامی گذشتیم و راه را برای فجایع بزرگتری مهیا و اسان کرده ایم.

ه‍.ش. ۱۳۹۵ خرداد ۶, پنجشنبه

توسعه بلوچستان تنها با اداره بوم به بوم آن ممکن است

عدالت نیوز:چند درصد و یا چند نفر از مردم بلوچ در تصمیمات کلان استانی (اداری و اجرایی)وجود دارند؟
چند نفر و نه چند درصد از مدیران بومی در کار گروههای برای پیشرفت و توسعه بلوچستان حضور دارند؟
در طول تاریخ جمهوری اسلامی از هیچ بومی بلوچی دعوت و مشارکت برای شرکت در طرح ها و برنامه های مختلف که در بلوچستان اجرا و یا درحال اجرا شده بعمل نیامده است؟
در چنین حالی که دیگران برای ما تصمیم گرفته اند آیا نتیجه جزء آمار بالای فقر و فلاکت بیش از 90درصدی چه چیزی عاید ملت بلوچ شده است؟
بلوچستان بارزترین استان از نظر فقر و محرومیت و سوءتغذیه و در ادامه آن بالاترین آمار مرگ و میر را دارد.به گونه ای که 90 درصد مردم بلوچ بیکار و محروم از حقوق انسانی و قانونی خود می باشند و این جنایت از بابت وجود کارگزاران غیربومی و نیروهای امنیتی و نظامی است. 
بنابراین توسعه بلوچستان تنها با اداره بوم به بوم  و این اداره بوم به بوم تنها در سایه یک حکومت محلی ممکن است.

کشف بمب جاسازی شده در محوطه حوزه علیمه مدینه العلوم اهل سنت خاش

عدالت نیوز:یک بمب جا سازی شده در محوطه حوزه علمیه اهل سنت مدینه العلوم خاش کشف شد. به گزارش کمپین فعالین بلوچ، روز گذشته ۵ خرداد ۹۵ یک بمب جا سازی شده در محوطه غربی حوزه علمیه مدینه العلوم کشف شده است. یک منبع آگاه از اساتید مدرسه مذکور در این باره گفت: ” بمب ابتدا توسط باغبان مدرسه کشف شده و پس از آن مولوی محمد عثمان با تماس به فرمانداری خاش مسئولان امنیتی را در جریان قرار داده است”
 وی افزود: “مسئولان امنیتی خاش با یک تیم به حوزه علمیه آمده و از بمب جاسازی شده عکس و فیلم تهیه کرده و پس از بررسی گفتند که این بمب بخاطر آبیاری باغچه خنثی شده است”. این مدرسه دینی وابسته به اهل سنت، تحت اشراف و مدیریت “مولوی محمد عثمان قلندرزهی” امام جمعه مسجد جامع الخلیل و از علمای مردمی و پر نفوذ شهر خاش است. مسئولان امنیتی و انتظامی تا کنون در این باره اظهار نظر نکرده اند. هیچ فرد، گروه و ارگانی تا کنون مسئولیت این اقدام را به عهده نگرفته و از انگیزه این اقدام مشکوک اطلاعی در دست نیست.

وجود ۶۶۶ کلاس درس خطرآفرین در خاش

عدالت نیوز:معاون پشتیبانی و اداری مالی آموزش و پرورش شهرستان خاش گفت که هم‌ اکنون ۳۵ مدرسه در شهرستان خاش فرسوده است که عمر بیشتر از ۳۷ سال را دارند.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران به نقل از ایسنا، محمد نبی کرد اظهار کرد: «۱۴ مدرسه تنها در سطح شهر خاش به‌صورت دو شیفت فعالیت می‌کنند هم‌چنین پنج پروژه آموزشی خاش برای تکمیل شدن به تأمین اعتبار نیاز دارند».
«علیرضا راشکی»، مدیرکل نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس سیستان و بلوچستان نیز گفت: «۶۶۶ کلاس درس خطرآفرین در خاش وجود دارد».مدیرکل نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس سیستان و بلوچستان یادآور شد: بیش از ۱۸ هزار کلاس درس در سیستان و بلوچستان وجود دارد که ۴۴ درصد آن‌ها مستحکم، ۲۳ درصد نیاز به مقاوم‌سازی و ۳۳ درصد نیز باید تخریب و دوباره ساخته شود».

روستای ۳ هزار نفری تنها ۲ ساعت از شبانه روز آب آشامیدنی دارند

عدالت نیوز:روستای ۳ هزار نفری تنها ۲ ساعت از شبانه روز آب آشامیدنی دارند مردم روستای قاسم آباد بعد از مدتها مطالبه و مکاتبه همچنان اسیر بی توجهی مسئولین هستند .
 به نقل از پهره؛ در بخش بمپور شهرستان ایرانشهر روستایی با جمعیت سه هزار نفری در طول شبانه روز تنها دو ساعت از نعمت آب آشامیدنی برخوردار است؛ گره ای است که به دست مسئولین امر باز خواهد شد. یکی از شهروندان روستای قاسم آباد بخش بمپور شهرستان ایرانشهر به خبرنگار ما می گوید: متأسفانه علی رغم گذر پروژه بزرگ خط انتقال طرح آبرسانی مجتمع شرق و غرب بمپور از کنار روستای قاسم آباد؛ همچنان این روستا با کمبود آب مواجه است.
 عبدالهی می گوید: آب و فاضلاب روستایی در سال ۱۳۸۳ یک حلقه چاه در پایین دست این روستا حفر کرده اما این چاه جوابگوی مردم روستا نیست و چه بسا برخی از محله ها روزانه فقط نیم ساعت آب دارند. مسلم نیز با ابراز گلایه از عدم پیگیری مسئولین می گوید: با وجود پیگیریهای صورت گرفته و مکاتبات زیاد هنوز این مشکل چند سالی است که بر طرف نشده است. این شهروند روستای قاسم آباد می افزاید: خشکسالی چندساله، حرکت شن های روان و گرمای سوزان منطقه در کنار نبود آب آشامیدنی به یکی از چالش های جدی روستا بدل شده است بطوریکه به طور قطع با تدبیر سریع مسئولین در ماندگاری روستاییان در روستاها و جلوگیری از مهاجرت آنها به شهرها موثر خواهد بود.
 در همین زمینه مدیر آب و فاضلاب روستایی ایرانشهر با تایید کاهش آب چاه و مشکل کمبود آب در روستای قاسم آباد بیان داشت: به منظور رفع مشکل کمبود آب آشامیدنی مردم این منطقه این اداره کارخرید لوله برای انتقال شبکه آب به روستای قاسم آباد را آغاز کرده است. محمدرضا کلکلی با بیان این که آبرسانی به دو روستای جعفرآباد و قاسم آباد از توابع بخش بمپور یکی از مهمترین اولویتهای مدیریت آب و فاضلاب روستایی ایرانشهر است.

ه‍.ش. ۱۳۹۵ خرداد ۵, چهارشنبه

اجازه نخواهیم داد بیش از این تمامیت خواهان بلوچستان را ببلعند

دوران استبداد، تمامیت خواهی و  استثمار در ایران بپایان رسیده و ملت ایران که متشکل از ملیت های مختلفه هستند دیگر اجازه نخواهند داد عدالت در بند استبداد باشد. 
مبارزاتی برای تعیین حق سرنوشت شکل گرفته و این مبازات و مخالفتها نتیجه بیش از 9 دهه ستم و سرکوب و تمامیت خواهی است .بنابراین اجازه نخواهیم داد بیش از این تمامیت خواهان منابع و منافع ما را ببلعند و فربه شوند و لگد بر گرسنگان و مظلومان که صاحبان بر حق ایران زمینند بزنند.
اجازه نخواهیم داد منابع ومنافع ملی ما  بیش از این توسط تمامیت خواهان حاکم بر سرنوشت ایران بلعیده وبخشیده شود به غیر ایرانی و باعث به خطر افتادن صلح و امنیت جهانی گردد و از سویی ملت مظلوم بلوچ در ورطه نابودی قرار گیرد.
37 سال جنایت و تزریق به عمد فقر و فلاکت گواهی بر مظلومیت بلوچستان است.
سهم بلوچستان از 37 سال حکومت تمامیت خواهان فعلی ،بیکاری و فقرمطلق بالای 90درصد و توسعه نیافتگی ،و گسیل شدن هزاران غیر بومی ؛و اداره بلوچستان بصورت امنیتی و نظامی گری بوده و در این میان هزاران فرزند بلوچ کشته و در زندانها بسر می برند .
توسعه چابهار _بلوچستان به بهانه کدام تضمین بین المللی و حقوقی استوار است که از منافع حاصل از آن دود و گرد و خاکش نصیب بومیان ان نگردد،سند جنایت 37 ساله حکومت مرکزی گواهی بر ادعای پوچ انان در بحث اشتغال،درامد و زدودن چهره فقر و بیکاری،تبعیض و خشونت دولتی است.
توسعه بندرگاه چابهار مساوی است با ورود و گسیل داشتن هزاران نیروی کار غیر بومی،گسیل داشتن هزاران نیروی نظامی دیگر،وبر هم زدن بافت ترکیب جمعیتی بلوچستان به نفع غیربومیان،توسعه بندرگاه چابهار بهانه ای برای به تاراج بردن منابع و معادن بلوچستان می باشد.همچنین این امر به امنیتی تر شدن بلوچستان و نهایتا به تقسیم وتجزیه بلوچستان خواهد انجامید تا این طرح با امنیت بهتری اجرا و عملی گردد و از سویی با وعده های پوچ و بی اساس به مانند سالهای 1326ه.ش بلوچستان را به بهانه توسعه ،عمران و رسیدگی بهتر تجزیه نمایند.
توسعه چابهار پایانی برای بلوچستان و ملت بلوچ خواهد بود .

همانگونه توسعه و صنعتی شدن خوزستان نفت خیز بهانه ای برای نابودی و برهم زدن بافت ترکیبی جمعیت عربهای ساکن خوزستان شد و هم اکنون سهم مردم عرب از نفت خوزستان دود و بارانهای اسیدی و فقر و فلاکت است.
توسعه چابهار زمانی می تواند به آلام و دردهای بیشمار مردم بلوچ پایان دهد که ملت بلوچ به حق تعیین سرنوشت برسند و خود در صدر تصمیم گیرنده در بحث اقتصاد،سیاست و برنامه ریزی منطقه ای باشند.
بنابراین اجازه نخواهیم داد این طرح بهانه ای برای سرکوب و ستم بیشتر و تجزیه سرزمین بلوچستان بی انجامد.
محمود بلوچ

چه کسی پاسخگوی جوانان تحصیل کرده اهل سنت در ایران است؟! آیا این نسل کشی نیست؟!

عدالت نیوز:چه کسی پاسخگوی جوانان تحصیل کرده اهل سنت در ایران است؟! آیا این نسل کشی نیست؟! اگر این جوان شیعه سیستانی بود باز این حال و روزش بود؟!! محمد صدیق دهواری فعال بلوچ ادامه می دهد : 
عنوان گزارش آقای محمد صدیق دهواری فعال بلوچ است که گزارشی از یک نخبه بلوچ اما بیکار بنام حسین غفران را به تصویر کشیده است.
حسین غفران برای خود شغلی پیدا کرد وبا خوشحالی می گوید که کاری (ودی کورتگون) کاری پیدا کرده ام .
این کلمات را این دانش اموخته حقوق در حالی که در حین پیاده روی در کوی قدس زاهدان در معیت اساتید بزرگوارم به بساط او رسیدیم اظهار داشت . بساطی متشکل از یک زیرانداز وچند کتاب حقوقی ومختصر شامی سرپایی .
 اری حسین غفران جوان بلوچی است که با سختی ومشقت زیاد وبا کارگری خرج تحصیل خود را تامین وتا مقطع کارشناسی ارشد ادامه داد وبا مدرک ارشد حقوق بین الملل از دانشگاه ملی قم هم اکنون به نگهبانی مصالح کوی قدس مشغول است وخوشحال است برای خود شغلی پیدا کرده است .
 چهره ای که این روزها برای دانشجویان کلان شهر زاهدان با اجرای حماسی خود در اختتامیه جشنواره اقوام ایرانی اشناست که بخشی از عرق ملی وهویت ایرانی را به منصه ظهور گذاشت ودر فضای مجازی از استقبال گسترده ای برخوردارشد که متاسفانه سال گذشته در حین خدمت سربازی تصادف واز ناحیه پا دچار اسیب گشته است .
وی دارای مقالاتی هم چون بی تابعیتی عملی ایرانیان مقیم استان سیستان وبلوچستان بود ه وعنوان پایان نامه اش نیز تحول قواعد تابعیت از منظر نظام بین اللملی حقوق بشر با تاکید بر وضیعت تابیعت مردم بلوچ می باشد اری کار عیب نیست ولی کاش کار بهتر وشایسته تری در شان این استاد برجسته پیدا می شد . داشتن همسر ی فداکارو سخت کوش ودور اندیش ومومنه که پا به پای وی تحمل سختی ومشقت نموده با تحصیلات دانشگاهی کارشناس حقوق نیز زندگی ارام وشیرینی به این زوج جوان بخشیده است 
(محمد صدیق دهواری۹۵/۳/۱)

ادامه بازداشت های جوانان اهل سنت در احواز


عدالت نیوز:سحرگاه روز سه شنبه نیروهای اطلاعات رژیم  تعدادی از جوانان اهل سنت احوازی را در خیابان ابومسلم، محله الثوره بازداشت کرده به مکانی نامعلومی انتقال دادند که تا کنون از آنها سرنوشت بازداشت شدگان اطلاعی در دست نیست . فعالین احوازی  اسامی بازداشت شدگان را به شرح زیر اعلام کرده اند.که عبارتند از: سعيد صياحی ، رشيد الزابي ، عقيل كروشات ، جعفر عبيداوي.

بازداشت یک شهروند بلوچ به اتهام انتشار تصاویر احزاب مخالف رژیم

عدالت نیوز: به نقل از رسانه های داخلی یک شهروند بلوچ در شهرستان مهرستان به “اتهام انتشار تصاویر  ” بازداشت شد.
 سایت های وابسته به رژیم گزارش داده اند که یک شهروند بلوچ در شهرستان مهرستان به بخاطر انتشار تصاویری بازداشت شده است. بنابر این گزارش فرمانده انتظامی شهرستان مهرستان مدعی شده: “فردی که در فضای مجازی با انتشار تصاویری از گروههای مخالف  از آنان حمایت میکرد در این شهرستان شناسایی و دستگیر شد.
”در این گزارش نامی از فرد بازداشت شده نیامده است. فرمانده انتظامی مهرستان مشخص نکرده که تصاویر حمایت چه نوع تصاویری بوده اند.
اتهاماتی بی اساس که همیشه  به جوانان بازداشت شده و یا قربانیان تیراندازی های خودسرانه نیروهای 
نظامی داده می شود تا به نوعی روند بازداشت و کشتار غیر قانونی را قانونی جلوه داده و از ادامه پیگیری پرونده کشته شدگان و بازداشت شدگان جلوگیری شود.و نهادهای امنیتی با تهدید خانواده های قربانیان مانع از افشا و پیگیری جنایت می گردند.

بازداشت ۶ نفر در شهرستان سرباز

عدالت نیوز:ماموران لباس شخصی با حمله به روستای “نظرآباد” سرباز ۶ نفر را بازداشت کردند.  ماموران لباس شخصی، با دو دستگاه خودرو به یک باب آرایشگاه در روستای نظرآباد سرباز حمله کرده و ۶ نفر را بازداشت کردند.
به گزارش کمپین فعالین بلوچ، سه نفر از بازداشت شده ها بلوچ و سه نفر دیگر از کارگران پاکستانی هستند که گویا در آن محل مشغول به کار بودند. به گزارش شاهدان عینی “کارگران پاکستانی از ترس بازداشت و آزار و اذیت با دیدن ماموران در مغازه را از داخل قفل کردن اما ماموران درب مغازه را شکسته و آنها را بازداشت کردند. ماموران امنیتی خودروی یکی از بازداشت شدگان را نیز با خودشان بردند. روستای نظرآباد در فاصله ۳۰ کیلومتری شهرستان راسک – و در ۵۰ کیلومتری مرز ایالت بلوچستان پاکستان قرار دارد.

اعدام زندانی بلوچ در زندان شیراز

عدالت نیوز:به گزارش کمپین جمع آوری اسامی  کشته شدگان بلوچ  زندانی بلوچ مسلم محمود زهی در زندان شیراز اعدام شد. مسلم محمود زهی اهل خاش روز سه شنبه مورخ 24_5_2016 در زندان شیراز اعدام شد. از اتهامی که متوجه آقای مسلم محمود زهی بود اطلاعاتی در دست نیست.

دهلی و تهران شریک در غارت منابع بلوچستان


 به نام عدل

سازمان جیش العدل هر گونه سرمایه گذاری در بلوچستان و بهره برداری از منابع و موقعیت های تجاری راهبردی بلوچستان را منوط به رضایت ملت بلوچ و پسا از رسیدن ملت بلوچ به حق تعیین سرنوشت می داند و به هیچ دولت خارجی و داخلی اجازه نخواهد داد منابع و منافع ملی را به استثماربکشند و تاراج نمایند.
 طی هفته جاری اجلاس آیورا در بلوچستان برگزار و همچنین توافق نامه توسعه بندرچابهار بین تهران، دهلی و کابل به امضا رسید. توافق نامه ای که حاصل آن غارت منابع بلوچستان و بهربرداری از موقعیت های تجاری راهبردی بلوچستان بدون مشارکت و سهیم شدن مردم بلوچ از منافع حاصل از آن و به فشار،ستم ،تبعیض و سرکوب بیشتر در منطقه خواهد انجامید.و دوری دیگر از تبعیضات و ستمهای چند لایه را در بلوچستان شدیدتر بدنبال خواهد داشت.
سرمایه گذاری که به تشدید سیاست های خصمانه جمهوری اسلامی در بلوچستان خواهد انجامید و به جای رفاه،امنیت،اشتغال دوری ازجنایت را در مقیاس ملی،مذهبی ،هویتی،و جغرافیایی در برخواهد داشت.
 لازم به یادآوری است که سازمان جیش العدل با هر گونه پیشرفت،عمران و سرمایه گذاری خارجی و داخلی در بلوچستان و بهره برداری از موقعیت ها و منابع و معادن بلوچستان مخالف نیست،اما این سرمایه گذاری و بهره برداری نیازمند شرایط و زمان است و در حالی که ملت بلوچ در حال حاضر در مبارزه ای نابرابر برای تعیین حق سرنوشت و حقوق بنیادین انسانی خویش درگیر است ،شرایط فعلی اجازه امکان هر گونه سرمایه گذاری خارجی و داخلی را در بلوچستان نمی دهد. و هرگونه بهره برداری از منابع و معادن و سوءاستفاده از موقعیت های تجاری راهبردی بلوچستان بر خلاف موازین و کنوانسیون های سازمان ملل متحد و شورای امنیت و بر خلاف میل و اراده ملت بلوچ می باشد. در چنین شرایطی بحث هر گونه سرمایه گذاری خارجی به زمان پسا وضعیت فعلی برمی گردد،زمانی که ملت بلوچ به حق تعیین سرنوشت رسیده و خود تصمیم گیرنده در رابطه با مسائل سیاسی،اقتصادی و منطقه ای باشند ،در چنین شرایطی امکان هر گونه سرمایه گذاری خارجی ممکن خواهد بود.
در حال حاضر که ملت بلوچ تحت ستم و سرکوب شدید و در گیر در مبارزه ای برای حق تعیین سرنوشت ، موافق با مولفه های بین المللی برای رهایی از ستم می باشد،دولتهای خارجی بنا به درک شرایط موجود در بلوچستان و بنا به احترام به قوانین بین المللی واحترام به منشور حقوق بشرکه بنیادی ترین اصل نادیده پنداشته شده در بلوچستان است ، نمی توانند شریک استبداد در راستای استثمار منابع ملل تحت ستم برآیند.
بنابراین دهلی با توجه به این اصل پذیرفته شده از هر گونه سرمایه گذاری در بلوچستان باید خودداری نموده،در غیر این صورت شریک استبداد برای استعمار و استثمار منابع و مافع ملی ملت بلوچ وشریک در جنایات جمهوری اسلامی در بلوچستان محسوب خواهد شد.
هر گونه سرمایه گذاری در بلوچستان به نفع حاکمیت استبداد و منجر به ستم و سرکوب شدید خواهد شد.
لذا کشور هند  باید به قوانین بین المللی و درک وضعیت بغرنج ملت بلوچ وبا احترام به منشور حقوق بشردر حمایت از ملل تحت ستم و نقض آن، از چنین سرمایه گذاری دستبردار و به استحکام بخشی حقوق بشر در ایران به داد ملیت های تحت ستم برسد و نه شریک در جنایات جمهوری اسلامی،بنابراین چنانچه هند از فسخ این قرارداد ظالمانه دست بردار نشود منابع هند در منطقه مورد تهدید قرار خواهد گرفت.
وضعیت ستم و سرکوب و از سویی مبارزات عدالت خواهانه برای تعیین حق سرنوشت در بلوچستان امروز امری پوشیده برای جهان نیست . دولت کابل نیز با توجه به این مواضع و با احترام به حقوق ملت بلوچ و با توجه به اینکه ، در دهه های مختلف در شرایط نابسامان داخلی قرار داشته وبا توجه به حسن همسایگی نیک و نزدیکی فرهنگ ملی ،مذهبی و تاریخی میتواند نقش بنیادین خویش را در رابطه با وضعیت بلوچستان ایفا کند واز هرگونه سرمایه گذاری در میدان سوخته پرهیز نماید. ملت بلوچ نه ملتی جنگ طلب، بلکه ملتی طرفدار صلح،امنیت،آزادی و حقوق بشر و حسن تعامل با همه افراد بشر است،بنای درگیری و نارضایتی با هیچ دولت و ملتی را نداشته و تاریخ این ملت گواه بر این خصایل است، واما در بحث منافع ملی کوتاه نخواهد آمد و از خود واکنش نشان خواهد داد،واکنش در مقابل تاراج منابع ملی و دفاع در برابر جنایت و کشتار حق به رسمیت شناخته شده همه افراد بشر است.واما شرایط فعلی بلوچستان که درگیر مبارزه ای برای تعیین حق سرنوشت است اجازه هرگونه بهره برداری از منابع و منافع این ملت را نه به دول خارجی و نه به سیستم حاکم استبداد داخلی خواهد داد.
 ملت بلوچ در طول سالیان متمادی از شدیدترین تبعیضات،و بالاترین آمار فقر مطلق و محرومیت شدید ،بیکاری و کشتار سیستمانیک از سوی جمهوری اسلامی روبرو بوده است و جنایات جمهوری اسلامی در بلوچستان در دو بخش ملی ،هویتی و مذهبی صورت می پذیرد و سیاست جمهوری اسلامی بر پایه فقیر سازی ، طرد و به حاشیه راندن و بر هم زدن ترکیب جمعیتی،تجزیه سرزمینی و نابودی هویت ملی و مذهبی صورت گرفته و نشانه بارز آپارتاید نژادی،مذهبی بوده ودر ردیف جنایات جنوساید انسانی،فیزیکی و فرهنگی و هویتی می باشد.
در طول این چند دهه هیچ گونه برنامه ای برای بهبود وضع مردمان بلوچ از سوی جمهوری اسلامی صورت نگرفته و ملت بلوچ در ردیف ملتهای تحت ستم قرار داشته و هرگز اعتمادی بر این ملت وجود نداشته و بدتر از نگاه به یک ملت بیگانه به آن اندیشیده شده و سیاست ستم و سرکوب برنامه 37 سال جنایت در بلوچستان بوده است.میزان مشارکت مردم بلوچ در سهم خواهی منطقه ای زیر صفر می باشد و کمتر از 10 درصد از مردم بلوچ در پست های ادارای و مشاغل دولتی در رده های پایین به کار گماشته شده اند که عملا هیچ نقشی در برنامه ریزی کلی و تصمیمات کلان کشوری و استانی مشارکت نداشته و اداره منطقه بصورت غیربوم و توسط نهادهای نظامی،امنیتی بوده است.
در چنین وضعیتی که اعتماد و حس و مسئولیت ملی از سوی کارگزارن جمهوری اسلامی از نگاه افتاده و ملت بلوچ در ردیف ملیت های درجه دو و سه و غریبه پنداشته شده است وهزاران فرزند کشته شده بلوچ ، هزاران فرزند محبوس در بیدادگاههای رژیم وآمار بالای فقر و محرومیت شدید خود گواهی بر مظلومیت این ملت و جنایات جمهوری اسلامی است.
 بنابریان هر گونه سرمایه گذاری در بلوچستان از سوی جمهوری اسلامی و یا با مشارکت دول خارجی به استحکام بخشی استبداد و نقض حقوق هر چه بیشتر حقوق بشرو نابودی ملت بلوچ خواهد انجامید.سیاست رو به آینه 37 سال جمهوری اسلامی گواهی بر عدم اعتماد برآن است و هیچ تضمینی جزء به رسمیت شناختن حق تعیین سرنوشت ملت بلوچ نمی تواند تضمین کننده امنیت و حسن اعتماد شود.
مبارزه ملت بلوچ مبارزه ای گره خورده با سایر ملل تحت ستم در جغرافیای ایران اعم ازملت کرد ،ترک ،ترکمن ، عرب فارس و هماهنگ با مبارزات مذاهب مختلفه اعم از سنی وشیعی ،مسیحی وبهاییان و برای استقرار حقوق بشر در ایران و ایجاد و استقرار یک سیستم فدرال بر اساس اداره منطقه ای می باشد و جزء این، استبداد از ایران زمین برچیده نخواهد شد و عدالت در سیستم استبداد همیشه در بند خواهد بود.
سازمان جیش العدل
چهار شنبه، 5 خرداد ماه 1395 برابر با 25-05-2016

ه‍.ش. ۱۳۹۵ خرداد ۴, سه‌شنبه

نمازخانه حضرت سلمان فارسی در مشهد پلمب شد

عدالت نیوز:یکی از نمازخانه‌های اهل‌سنت امروز دوشنبه 3 خرداد 1395 در محله تاجرآباد مشهد توسط ماموران شهرداری پلمب شد.
 به‌گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی سنی‌آن‌لاین، نمازخانۀ حضرت سلمان فارسی رضی‌الله‌عنه به بهانۀ «عدم رعایت ضوابط فنی و شهرسازی» توسط شهرداری مشهد پلمب شده است. نمازخانۀ حضرت سلمان فارسی در سه‌راه تاجرآباد واقع شده است و حدود 400 خانوار از اهل‌سنت در این محله زندگی می‌کنند.
امامت نمازهای یومیه در این نمازخانه بر عهده «مولوی عبدالصمد خانی» بود. یکی از مقتدیان این نمازخانه در گفت‌وگو با «سنی‌آن‌لاین» اظهار داشت: ماموران شهرداری که توسط نیروهای امنیتی همراهی می‌شدند نمازخانۀ حضرت سلمان فارسی رضی‌الله‌عنه را پلمب کردند. این نمازخانه از 13 سال پیش تاکنون محل عبادت و نماز ساکنان اهل‌سنت در این محله بوده است. وی در مورد علت پلمب نمازخانه بیان داشت: در این نمازخانۀ کوچک حدودا بیست نفر می‌توانستند با جماعت نماز بخوانند.
مدتی پیش برای توسعه به شهرداری منطقه مراجعه کردیم و مبلغی هم پرداخت کردیم تا نمازخانه را اندکی توسعه بدهیم. ظاهرا بهانۀ ماموران شهرداری برای پلمب همین امر بوده است، در حالیکه ساخت‌وساز با مجوز و رعایت ضوابط فنی بوده است. مقتدی نمازخانۀ حضرت سلمان فارسی ادامه داد: نمازخانۀ ما صرفا محل برگزاری نماز با جماعت است که پس از توسعه کمتر از 50 نمازگزار می‌توانند در آن به جماعت نماز بخوانند.
این نمازخانه هیچ فعالیت دیگری نداشته است و حتی نماز جمعه و عیدین هم در این محل اقامه نشده است. این شهروند اهل‌سنت در مشهد به «سنی‌آن‌لاین» گفت: در محله تاجرآباد مشهد اهل‌سنت دو مسجد دیگر دارند، اما فاصله آنها از منطقه‌ای که نمازخانه مذکور در آن فعال بود، زیاد است و به همین دلیل مردم مکانی را برای ادای نماز جماعت اختصاص داده بودند.
مقتدی نمازخانه حضرت سلمان فارسی ضمن درخواست از مسئولین ذی‌ربط، ابراز داشت: از مسئولین درخواست داریم مانع نماز و عبادت ما نشوند. جای تأسف است که دو معتادخانه و محل تجمع معتادان در محل وجود دارد. همچنین طبق اطلاع ما دو ساختمان به‌صورت غیرقانونی در همین کوچه در حال ساخت‌وساز هستند؛ آنها با هیچ مشکلی مواجه نیستند، اما برگزاری نماز با جماعت تحمل نمی‌شود. گفتنی‌ست پیش از این، «مولوی عبدالرشید آبتین»، یکی از علمای اهل‌سنت در مشهد در حال حمل کتب درسی ویژه اهل‌سنت بازداشت شده بود. مولوی آبتین امام جماعت و خطیب مسجد النبی تاجرآباد مشهد بود. او پس از مدتی به‌شرط عدم فعالیت دینی و فرهنگی در مشهد، آزاد شد.

نشست آیورا در چابهار توسعه ی استان یا ایجاد ظرفیت برای جذب جمعیت؟

عدالت نیوز:به این سخن وزیر راه وشهرسازی آقای عباس آخوندی در نشست آئورا تامل کنید : ” سیستان و بلوچستان ظرفیت جمعیت پذیری خوبی دارد و با اقداماتی که در حوزه راه، شهرسازی از جمله تاسیس شهرهای جدید انجام شده ، مطمئنیم جمعیت خوبی در این استان جذب می شود ” ( بنقل از خبرگزاری ایسنا ) –
 ظرفیت سازی جمعیتی در یک اقلیم قومی و فرهنگی که خود در گستره ی کشوری ایران بعنوان اقلیت قومی محسوب می شود آیا معنایی جز اقلیت سازی آن در جغرافیای قومی و فرهنگی خود می تواند داشته باشد ؟
و این مهم با کدام مفهوم توسعه و پیشرفت قابل اثبات ، توجیه و یا تفسیر پذیراست ؟ 
منطقه ی بلوچستان علیرغم آنکه از نظر شاخص های توسعه یافتگی در قیاس با دیگر مناطق ایران در سطحی بسیار نازل قرار دارد اما از منظر جمعیت انتقالی بیرون از اقلیم قومی و فرهنگی که صرفا با خواست و اعمال اهرم های حاکمیتی صورت گرفته بیشترین جمعیت را نه در حاشیه شهر ها که در مهم ترین مراکز حاکمیتی و تصمیم سازی به تحمیل و یا به ناچاری پذیرفته است .
دستگاه حاکمیتی چه قبل و چه بعد از انقلاب بنابر نگرش های خاص که ناشی از تفاوت قومی و فرهنگی یا زبانی یا مذهبی است ، غالبا ابزاری بوده که این تفاوت قومی و فرهنگی را به نفع قومیت غالب ، مهندسی کرده است .
از آن جمله عدم مشارکت در مدیریت استان ، عدم امکان بکار گیری ساکنان این جغرافیای قومی در بسیاری از نهادهای حاکمیتی همانند دستگاه های نظامی و امنیتی یا ایدئولوژیک که این امر خود سبب گسیل حجم عظیمی از جمعیت خارج از این منطقه به این جغرافیا بوده است (حال بماند بخاطر همین نگاه چه جمعیتی در جغرافیای خودشان از داشتن این مشاغل محروم مانده اند)
 با توجه به نکات ذکر شده شائبه ی این سرمایه گذاری قبل از انکه رفع محرومیت های مزمن که جز هویتی و شناسنامه این مردم و استان محسوب می شود و یا بکار گیری نیروهای مستعد بومی و کاهش فقر منظور برنامه ریزان یا هدف گزاران باشد ، بیشتر به هدف جمعیت پذیری نظر دوخته اند و بساطی گشاده دست از سرمایه گذاری فراهم کرده اند تا جمعیتی خارج از استان را میزبانی کنند.
 جناب وزیر ما را به منزلتی از ناچاری نبرید که بگوئیم توسعه ارزانی خودتان ولی زمین قومی و فرهنگی زیر پای مان را خالی نکنید .
توسعه یافتگی با همه جلال و جبروت وسوسه انگیزش قربانگاه هویت قومی -مذهبی و فرهنگی ما نباشد زیرا آنگاه نه توسعه ای خواهد بود و نه سرمایه گذاری ها سودی خواهد داشت آنچه در چنین زمینی سر بر می آورد گسل های زجر آور قومی وفرهنگی خواهد بود که نشانه های آن در اطراف مان بخوبی عبرت آموز است .
 و در نهایت همه ی بزرگان و کسانی که با حسن نیت به تحولات چابهار امید بسته اند از کنار این خدشه ی “ظرفیت پذیری جمعیتی” نگذرند و آنرا چون دغدغه ای جدی برای هویت قومی و فرهنگی این اقلیم نظر داشته باشند تا در جغرافیای خود به اقلیتی بی هویت و حاشیه نشین تبدیل نشوند. و توسعه چیزی نیست جز توانمند سازی ظرفیت های هر جغرافیا با مشارکت مردمی و پذیرش هویت و ظرفیت آن . و هر آنچه جز این باشد شائبه ایست که ترکیب جمعیتی را به ضد صاحبان آن اقلیم بدل خواهد کرد و آنگاه تا دریافته باشیم ، دیگر دیر شده است 
نویسنده  ک. باشنده

ه‍.ش. ۱۳۹۵ خرداد ۳, دوشنبه

فقر،بیکاری وتبعیض وممنوعیت دست فروشی در سراوان

عدالت نیوز:گزارشها از سراوان حاکی است که شهرداری این شهر در اقدامی عجیب در برخورد با دست فروشان در سطح شهر مکان دست فروشان را با چندین بار خاک به نوعی تخریب و موجب گشته تا مسیر ومکان دستفروشان به نوعی دچار مشکل و مختل شود.
 به علت بیکاری و فقر شدید در سال های اخیر دستفروشی رشد روز افزونی در شهرهای بلوچستان داشته است. اینک اما شهرداری سراوان برای آنچه از آن مقابله با دستفروشی می نامد، مسیرهای کسب و کار دستفروشان را با چندین بار خاک گرفته است. 
فقر و بیکاری در بلوچستان بیش از 70 درصد به گفته مسئولان محلی و بیش از 90 درصد در مشاهدات حقیقی است.در سالهای اخیر با توجه به مسدود شدن بسیاری از خطوط مرزی که به نوعی عده کثیری از جوانان بیکار را به خود مشغول کرده بود و کانال کشی ودیوار کشی مرز با ارتفاع 3 متری و حفر کانال به عمق سه متر عملا به معضل بیکاری در بلوچستان افزوده است.این در حالی است که تبعیض در ادارات دولتی بیداد می کند و میزان مشارکت بلوچ در ادارات دولتی کمتر از 10 درصد تخمین زده می شود.
ناگفته نماند که بسیاری از مردم بلوچ بناچار مجبور به قاچاق کردن سوخت هستند و بدین سان از آن سوی مرز مایحتاج زندگی خویش را که شامل اقلام خوراکی و حبوبات می باشد وارد می کنند ،که روزانه شاهد خشونت نیروهای دولتی و کشتار مردم بلوچ بر اثر تیراندازی های بدون ضابطه وقانون و یا شاهد مرگ بسیاری بر اثر تعقیب و گریز نیروهای دولتی می باشیم.
در نتیجه مسئولان  غیربومی بدون در نظر داشت آمار بالای بیکاری و فقر ومحرومیت در بلوچستان به مشکلات و معضلات موجود افزوده و هر اداره  و ارگانی با توجه به تعریف دایره کار و مسئولیتش به ظلم و اجحاف در حق مردم بلوچ می پردازد.

ه‍.ش. ۱۳۹۵ خرداد ۲, یکشنبه

اهل سنت محروم از صدارت،وزارت و ریاست در ایران


 در ایران تخمین زده می شود بیش از 20میلیون اهلسنت زندگی میکنند و بیشتر درجغرافیای مرزی کشور سکونت دارند(بلوچستان،کردستان،احواز،هرمزگان،ترکمن صحرا،و بخشهای مرکزی و جنوبی کرمان ،خراسان و...و بصورت پراکنده در شهرهای مرکزی ، اما مرکز ایران اکثریت با جناح تشیع است. بی تردید اهلسنت قبل از انقلاب از هیچ گونه حقوق سیاسی، اقتصادی و فرهنگی مانند تشیع برخوردار نبودند و از دیر بازمبارزاتی برای احقاق حقوق اهل سنت در میان مردمان سنی مذهب صورت گرفت.
پس از انقلاب با شعار اسلام دین واحد است و عدالت برای همه ،اهل سنت نیز هماهنگ با دیگر مردمان ایران به فروپاشی نظام شاهنشاهی و پیروزی انقلاب نقش بسزایی ایفا کردند. اهل سنت بلوچستان به رهبری مولانا عبدالعزیز (رحمه الله)نیز در روند مبارزات و پس از آن در تحکیم پایه های جمهوری اسلامی نقش پر رنگی را ایفا کردند.
با پیروزی انقلاب ایران در سال 1357انقلاب خمینی رقم خورد در نتیجه مولانا عبدالعزیز از این انقلاب حمایت نموده و از مردم خواستند در رفراندوم سال 1358به نفع جمهوری اسلامی رای بدهند مولانا از مسولین نظام خواستند که عدالت و برابری را رعایت نموده و مرتکب اشتباهات حکومت قبلی نشوند .
حزب اتحاد مسلمین ، تحت رهبری مولوی «عبدالعزیز ملازاده (ملازهی) »تاسیس شد. این حزب در رفراندم فروردین 58 جمهوری اسلامی ایران شرکت کرد. اما به دنبال تاسیس حزب رهبران اهل سنت منطقه در همه پرسی قانون اساسی درآذر 58 دراعتراض به اصل 12 آن شرکت نکرد. طرح مطالبات قومی ،واگذاری پست های استان به افراد بومی ، دادن خود مختاری به بلوچ ها ازاهداف وفعالیتهای سیاسی حزب اتحاد مسلمین بود.
 مولانا در عین حال که از انقلاب اسلامی حمایت میکرد خواسته ها و مطالبات به جای مردم را نیز دنبال میکرد.از جمله این حقوق (رفع تبعیض ،مشارکت در امور سیاسی و برنامه ریزی کلان کشور ،به رسمیت شناختن حقوق اهل سنت و حق خودمختاری برای بلوچستان)بود.
پس از انقلاب قرار بود رنگ، نژاد، زبان و مذهب امتیاز نباشند و حکومت اسلامی برخواسته از موضع طبقاتی و سلطه گری فردی و گروهی نباشد و از وظایف حکومت اسلامی(نفی هرگونه ستمگری و ستم کشی و سلطه گری)و (رفع تبعیضات ناروا و ایجاد امکانات عادلانه برای همه در تمام زمینه های مادی و معنوی) باشد .
اما آنچه در عمل اتفاق افتاد سراسر تبعبض بود و سلطه گری و انحصار طلبی مذهبی و زبانی، فرقه ای و قومی منجمله طبق اصل 12قانون اساسی مذهب شیعه اثنی عشری به عنوان مذهب رسمی کشور به رسمیت شناخته شد این اصل متعارض، راه را برای انواع تبعیض هاو سلطه گریها باز کرده و پیامدهای نامطلوبی را به بار آورده است. در زمان تصویب قانون اساسی در سال 58افرادی چون احمد مفتی زاده و مولانا عبدالعزیز(رحمه الله) با صراحت با این اصل مخالفت کرده و اعتراض خودشان را به گوش دست اندرکاران انقلاب رساندند نه تنها اعتراض به این مصوبه قانون اساسی سودی نبخشید بلکه آزار سنی ها اعم از معترض مذهبی و سیاسی آغاز شد که تاکنون ادامه دارد .
از پیامدهای به رسمیت شناخته شدن مذهب تشیع در ایران:هیچ اهلسنتی نمیتواند به مقام وزارت و صدارت،ریاست و عضویت در مجمع تشخیص مصلحت نظام برسد هیچ اهلسنتی نمیتواند استاندار و یا به فرماندهی سپاه و ارتش گمارده شود حتی در نواحی سنی نشین که اکثریت قاطع با اهلسنت است . غالب مسولان رده های میانی و پایین در مناطق اهلسنت همچنان از شیعیان بومی اند یا از شیعیان غیر بومی.بلوچستان،کردستان و احواز منجمله استانهای اهل سنت نشین هستند که کاملا توسط کادرهای غیربومی و نظامی اداره می شوند.
در این سه دهه اخیرتبعیض و ناروایی مذهبی تا بدانجا گسترده شده که بارها مساجد اهلسنت ویران و یا بسته شده و حتی مراسم خاص مذهبی جز در چهارچوب سیاستهای مشخص و مقرر حکومتی مجاز نبوده و نیست.توهین به مقدسات اهل سنت شیوه ای معمولی برای سران جمهوری اسلامی گشته است تا جاییکه اقای خامنه ای رهبری کشور نیز گاها از رسانه ملی و در جایگاه رهبری مقدسات اهل سنت را با تشیبه منافقین داخلی به طلحه و زبیر رضی الله عنهما نسبت می دهند و با صراحت این دو شخصیت بزرگ جهان اسلام و اصحاب گرامی قدر نبی اکرم صلی الله علیه و آله وسلم را مورد بی حرمتی و توهین قرار داد و بدین سان افراد و اخوندهای در رده پایین مستثنی و با عدم هر گونه مسئولیت قضایی و با معصونیت کامل از طریق رسانه های ملی ،تریبونها،انتشارات و غیرهم مقدسات بیش از یک میلیارد مسلمان در جهان و در مجموع مقدسات بیش از یک سوم جمعیت ایران را مورد هتاکی و بی حرمتی قرار می دهند. آزادی بیان و عقیده برای اهل سنت ممنوع و برنامه هایی برای کنترل و تحت تعقیب قرار دادن فعالان مذهبی و بازداشت بسیاری از علما و ترور آنها بارز ای جنایات است.
 آنچه که از انقلاب بظاهر اسلامی در ایران اتفاق افتاد چهره ای از تقیه،مکر و فریب بود،تا جاییکه در جواب به درخواستهای اهل سنت مبنی بر رسمیت شناختن حقوق آنان آقای خمینی به صراحت اعلام داشتند که هر آنچه از قول و وعده ها قبل از انقلاب به شما داده شده است وعده هایی برای همراهی با ما بوده است تا مذهب شیعه بتواند جایگاه خود را تثبیت کند. 
عدالت نیوز:بهروز بلوچ

بازداشت فعال احوازی رضا کعبی توسط نیروهای امنیتی رژیم

عدالت نیوز:به گزارش احوازنا نیروهای امنیتی رژیم طی روزهای گذشته با یورش به روستای_ بیت ثامر_در 50 کیلومتری شهر تستر رضا کعبی فعال عرب را بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل کردند.
فعالین عرب احوازی در رابطه با بازداشت رضا کعبی فعال احوازی می گویند بازداشت این فعال احوازی در راستای فشار به کانون خبرنگاران و فعالین حوزه رسانه های محلی در احواز می باشد.همچنین گزارشها حاکی است که یک تن دیگر از فعالان احوازی طی روزهای گذشته بنام رضا بن حنوش نیز توسط نیروهای امنیتی رژیم بازداشت گشته است.
رضا بن حنوش فعال عرب احوازی 25 ساله و فارغ التحصیل از دانشگاه تستر می باشد.نامبرده  فعالیت های گسترده ای در راستای دفاع ازتغییر  عرق جمعیتی احواز ،فقر و محرومیت و تبعیضات شدید حکومتی بر علیه مردم عرب احواز داشته و چندین مقاله در این زمینه نیز به نشر رسانده است.

همچنین در مورخ 17/05/2016 يک فعال زن عرب به نام "زكيه نيسی" 26 ساله درکیانشهر  بازداشت و به ستاد خبرى اطلاعات  واقع در منطقه امانيه این شهر منتقل گشت.
به نوشته کریم دحیمی فعال اهوازی در صفحه خود در فیس بوک نيروهاى اداره اطلاعات اهواز با ورود به منزل زكيه نيسی واقع در منطقه «كيان شهر» بدون داشتن حكم قضایی تمام كتاب‌ها، كامپيوتر، تلفن همراه و وسائل شخصى زكيه نيسى را با خود بردند. بر اساس این گزراش زكيه نيسی در زمينه مسائل فرهنگى و محیط زیست فعاليت مى‌كند. نامبرده در برپايی زنجيره‌هاى انسانى و تشکیل كمپين‌ها در اعتراض به انتقال آب كارون فعاليت‌هاى گسترده‌ای داشته است. این فعال زن اهوازی فارغ التحصيل رشته مهندسى كشاورزى است.

ممنوعیت ورود کالاهای ایرانی به سعودی و بحرین

عدالت نیوز:شورای همکاری خلیج ممنوعیت ورود کالاهای ایرانی را به پادشاهی عربی سعودی و بحرین تصویب کرد. روزنامه سعودی «عکاظ» پنجشنبه ۱۹ ماه مه نوشت که اتاق بازرگانی و صنعت بحرین، بخشنامه‌ای از دبیرکلی شورای همکاری خلیج دریافت کرد که در آن بر ممنوعیت ورود همه کالاهای ایرانی به بحرین یا عبور آن‌ها به صورت ترانزیت از پادشاهی عربی سعودی، تاکید شده است.
این روزنامه به نقل از ابراهیم الشمری نایب رئیس بخش بحرینی اتاق بازرگانی بحرینی-سعودی نوشت: «اتاق بازرگانی بر حفظ امنیت و حمایت از اقتصادی ملی خلیجی در همه بخش‌های آن، تاکید دارد». شمار زیادی از کاربران خلیجی و عربی شبکه‌ اجتماعی توییتر، از این تصمیم اعلام حمایت کردند و خواستار تحریم گسترده‌تر کالاهای ایرانی شدند.
این تصمیم در پی تنش در روابط میان خلیج و ایران گرفته شده است. این تنش در پی حمله به نمایندگی‌های دیپلماتیک سعودی در تهران و مشهد از سوی تظاهرکنندگان ایرانی و بی تفاوتی نیروهای امنیتی، شدت گرفت و باعث قطع روابط شماری از کشورهای عربی از جمله سعودی و بحرین با ایران شد. برخی دیگر از کشورهای عربی هم سطح مناسبات خود را با ایران کاهش دادند.

ه‍.ش. ۱۳۹۵ خرداد ۱, شنبه

کودک 13 ساله ایرانشهری بر اثر تیراندازی نیروهای دولتی کشته شد

عدالت نیوز:بنا بر گزارشهای رسیده به عدالت نیوز خشونت نیروهای امنیتی جان پسر سیزده ساله بلوچ را گرفت.
"طاها درشته" دانش آموز مدرسه فاروق اعظم ایرانشهر پس از تعطیلی مدرسه سوار بر خودروی پدر خود شده و به سمت منزل حرکت میکند. که در تقاطع کمربندی و بلوار کشاورز با ایست ماموران یگان ویژه برخورود میکند.
گزارشها حاکی است که این نوجوان بدون توجه به ایست ماموران به مسیر خود ادامه میدهد که در همین حین نیروهای امنیتی بدون در نظر گرفتن سن راننده اقدام به شلیک به سمت خودرو میکنند. که این اقدام باعث میشود لاستیک خودرو مقتول پنچر شود. که به این دلیل راننده نوجوان تعادل خودرو را از دست داده و چپ میکند. و پس از دقایقی جان خود را از دست میدهد.
قابل یادآوری است که در بلوچستان سالانه افراد زیادی در اثر شلیک مستقیم ماموران امنیتی کشته و مجروح میشوند به صورتی که در سال نود چهار به گزارش فعالین بلوچ هویت 43 تن از این کشته شدگان محرز گشته است. این فعالین بلوچ می افزایند که آمار کشته شدگان مردم بلوچ در اثر شلیک مستقیم ماموران امنیتی به مراتب بیشتر از این تعداد می باشد که بدلیل ضعف جامعه مدنی در بلوچستان بیشتر این گونه جنایتها در سکوت مرگبار به فراموشی سپرده میشود.

ه‍.ش. ۱۳۹۵ اردیبهشت ۳۱, جمعه

ممانعت ثبت احوال بلوچستان از صدور شناسنامه با اسامی بلوچی

عدالت نیوز:ممانعت ثبت احوال از ثبت اسامی بلوچی که نشانی از هویت ملت بلوچ است امری تازه وامروزی نیست،بلکه سیاستی نهادینه شده از سوی حکومت بر علیه نابودی هویت قومی و فرهنگی،زبانی و تاریخی بلوچهاست. هر ارگان و اداره ای با توجه به نوع فعالیت هایی که دارد طبق دستور العمل نهادینه شده در دستگاه حکومت مرکزی ،دستور العمل هایی که بصورت قوانین نانوشته اما نسخه های قابل عمل و اجراست وظیفه تبعیض ،طرد و به حاشیه راندن ،نابودی بنیه تاریخی و هویتی بلوچها را دارد.
همانطور که نیروهای نظامی موظف هستند روزانه به بهانه های مختلف بلوچها را مورد هدف تیراندازی قرار دهند. اصل و بندهای قانون اساسی در بندهای 15 و غیره فقط جنبه عوام فریبانه ای در قانون اساسی دارند و هر گز بدین معنا نبوده که دارای بار حقوقی و عملیاتی داشته باشند. اداره ثبت احوال نیز فراخور سیاست و فراخوان برنامه هویت زدایی که برگرفته از ممانعت از ثبت اسامی بلوچی و تغییر اسامی و فامیلی است نیز نقش بسزایی در این عمل هویت زدایی را در پیش گرفته است.
بگونه ای که این نهاد برای ثبت اسامی در بلوچستان یک دستور العمل بر خلاف قوانین کشور و حقوق مندرجه در قانون اساسی دست زده و بروشوری و یا همان کاتالوگی از اسامی مورد نظرش را در ثبت احوال در مقابل جویندگان شناسنانه گذاشته تا از طریق این بروشور انتخاب اسم نمایند که معمولا در این کاتالوگ حتی یک اسم بلوچی وجود ندارد.
در تازه ترین گزارش از این جنایت ثبت احوال چابهار از ثبت اسم بلوچی دخترانه ای بنام هانگلی ممانعت بعمل آورده است.هانگلی نامی اسطوره ای در بلوچستان می باشد.مانند اسامی همچون چاگر گوهرام همل کمبر هانی جیهند و ....
در این رابطه یک تن از شهروندان بلوچ بنام آقای شیرانی جهت دریافت شناسنامه به ثبت احوال منطقه چابهار مراجعه و زمانی که اسم هانگلی را جهت دریافت شاسنامه در فرم مربوطه ثبت می کند با مخالفت اداره ثبت احوال روبرو می شود و اعلام میدارند که چنین اسمی قابل قبول نیست و دستگاه اپراتور اداره این اسم را قبول نمی کند و شما باید از روی لیست پیشنهادی (اجباری) که وجود دارد انتخاب اسم نمایید.هانگلی نوه تازه به دینا امده آقای رضا شیرانی یک تن از فعالین مدنی بلوچستان می باشد. بهرحال تلاش این شهروند بلوچ بدون نتیجه تاکنون بی نتیجه مانده است.
و در اقدامی به سایت اداره کل ثبت احوال مراجعه و لیست مربوطه را انتخاب و ارسال می نماید ،اما با گذشت بیش از سه روز هنوز پاسخی از سوی این سایت دریافت ننموده است.در حال که اخرین زمان پاسخگویی در این سایت 24 ساعت می باشد. ناگفته نماند که بعلت فقدان آگاهی مردم و شرایط سخت امنیتی و تهدیدات نهادهای قضایی ونظامی نوعی از عدم پیگیری در مسائل را در بلوچستان رقم زده است.شاید برای خوانندگان عزیز این یک نوع مظلوم نمایی باشد اما واقعیت این قوانین نانوشته و اما عملی با شدیدترین صورت ممکن امری عادی در بلوچستان است و فشارو تبعیض و جنایت دولتی تمامی زوایای زندگی در بلوچستان را در برگفته است.
ممنوعیت تدریس و تکلم به زبان مادری در مدارس بلوچستان،ممنوعیت هر گونه آزادیی بیان،ممنوعیت انتخاب اسم،تبعیض در استخدامات دولتی و ممانعت از انجام مراسم و مناسک دینی و فرهنگی از جملهء عمده ظلمها می باشد.و در کنار آن حذف فیزیکی مردم بلوچ با انگها و اتهامات مختلف از سیاست دولت مرکزی برای نابودی در بلوچستان است.
هجمه بار فشارها از دو جنبه مذهبی و ملی در بلوچستان از سوی حکومت باعث نارضایتی و منجر به دفاع و تقابل نظامی کشیده شده است و فقدان هر گونه مبارزه مدنی و سیاسی راه را برای مبارزات نظامی باز نموده است. در نیمه اول سال 94 نیز چنین جریانی رسانه ای گشت که اداره ثبت احوال چابهار از ثبت اسم کمبر برای متقاضی شناسنامه آقای ناصر هوت ممانعت بعمل آورده بود.با پشتکار و تلاش فراوان آقای ناصر هوت نهایتا موفق شد دستگاه استانداری استان را نیز به حرف در بیاورد و استاندار بلوچستان اقای هاشمی طی بخش نامه ای اداره ثبت احوال را از چنین رویه ای بازداشته و اعلام نمودند شهروندان بلوچ اختیار دارند تا هر اسمی را که برگرفته از هویت آنهاست انتخاب و ثبت نمایند.
اما در عمل همانگونه که گفتیم می شود گفت اگر در اصول دین تقیه نه دهم دین است در امور سیاسی و کشورداری نیز چون تقیه گران نه دهمی حاکم هستند امور کشوری نیز با همین تقیه و دو رنگی و دوز وکلک اداره می شود.
و تمامی اسناد و منابع حقوقی مندرجه در قانون اساسی و شرح ان می تواند مصداق تقیه و فریب باشد،در غیر این صورت یک بند حداقل می توانست جنبه عملی به خود داشته باشد که متاسفانه در طول سی و هفت سال چنین چیزی عملا وجود ندارد.
ملت بلوچ دارای تاریخ و هویتی دیرینه در جغرافیای منطقه دارد،و اساسا چیزی که این هویت تاریخی و بنیادی را تا به امروز حفظ نموده است لباس،زبان،اسم و فرهنگ خاص و بنام این ملت بوده است.هر یک ازشاخصه های زبان.لباس وفرهنگ از شناسه های زنده یک ملت هستند.
اما در طول دهه های اخیرجریانی که یکسان سازی زبانی وهویتی را در پیش گرفته سعی در نابودی هویت و زبان و فرهنگ سایر ملیت ها را در جغرافیای ایران دارد .و این می تواند یک جنو ساید فرهنگی تلقی شود.اگر جنوساید انسانی باعث قتل عام ملتی بصورت فیزیکی محسوب می شود بنابراین نابودی هویت فرهنگی و زبانی ملتی توسط هویت و ملتی دیگر می تواند مصداق بارز جنوساید فرهنگی محسوب شود.
تمامی قراین و عملکرده های حکومت مرکزی بیانگر این جنایت است ،سیاست همگون و همگان سازی فرهنگی و زبانی یا یک زبان و یک فرهنگ برای تمام ایران بارز یک جنایت است و چنین چیزی پذیرفتنی نیست بلکه این تهاجم به تقابل تبدیل خواهد شد.سیاست تبدیل ایران چند ملیتی برنامه تمامیت خواهانی است که همیشه در راس حکومت قرار داشته و با این برنامه هرگز نمی توانندو یا بهرت است بگوییم نتوانستند عدالت اجتماعی را رعایت و بجای اتحاد افتراق را بوجود آورده اند.
این برنامه همگان سازی فرهنگی و زبانی و پذیرش یک زبان و فرهنگ برای ایران سیاست رضاشاهی برای جلوگیری از فروپاشی ایران بود ،رضا شاه با تمام قوا سنگ تمام برای نابودی هویت ملی سایر ملیت ها و اقوام در چارچوب جغرافیای ایران گذاشت و لقب آتاتورک ایران را بخود نسبت داد. اما زمان نشان داده است که این یک سیاست شکست خورده است و ملیت های کرد ترک بلوچ عرب و ترکمن و سایر اقوام موجود در ایران چنین ظلمی را نپذیرفته و سیاست اتحاد برای ایران دقیقا برنامه ای برای افتراق و تقابل ودفاع انجامیده و در صورت ادامه این طرح نمی توان به اینده ایران خوشبین بود.
محمود بلوچ

ه‍.ش. ۱۳۹۵ اردیبهشت ۳۰, پنجشنبه

مرگ کشاورز دلگانی بر اثر برق گرفتگی

عدالت نیوز:بنا به گزارشهای دریافتی روز سه شنبه 17 می آقای عبداللهی ساکن شهرستان دلگان ،بلوچستان بر اثر برق گرفتگی جان خود را از دست داد.
این کشاورز بلوچ که از پرداخت هزینه بالای فیش برق ناتوان بود ،اداره برق دلگان اقدام به قطع برق این کشاورز دلگانی نمود.آقای عبداللهی یکی از کشاورزان فقیر و کم بضاعت بود که با کشاورزی امرار معاش می کرد.فیش برق وی که به مبلغ بیش از سیصد هزار تومان صادر شده بود،بعلت فقر و نداری از بازپرداخت ان ناتوان بود،اما اداره برق دلگان بدون در نظر داشت وضعیت فقر مالی این شهروند اقدام به قطع برق وی نموده و در خواست وی مبنی بر قسط بندی فیش برق رد شده بود.
این کشاورز بلوچ که تمام هزینه زندگی وی از طریق کشاورزی تامین می شد با قطع برق کاشت وی رو به کم آبی و خشک شدن گذاشت.بناچار شخصا در صدد وصل کابل برق برمی آید که دچار برق گرفتگی می شود .گرمای دلگان در تابستان بالای 46 درجه است.از طرفی  این منطقه و کل استان با خشکسالی بی سابقه ای مواجهه بوده ،خشکسالی که با افت سطح سفره های آب زیرزمینی و متعاقبا افت کیفیت آب برای کشاورزی از یک طرف و هجوم انواع آفات و بیماری های گیاهی از طرف دیگر عرصه را بر کشاورزان تنگ کرده است 
لازم به یاداوری است بیش از 90 درصد مردم بلوچ در بلوچستان زیر خط فقر مطلق زندگی می کنند.بنا به گفته و اعتراف خود مسئولین امار بیکاری و فقر مطلق در بلوچستان بالای 70 درصد است .میزان مشارکت مردم بلوچ در ادارات دولتی کمتر از 10 درصد می باشد.آمار فقر مطلق در بلوچستان در سال 94 در حالی بالای 70 درصد اعلام میشود که در سال 1363تا سال 1375نیز بر مبنای امار گیری های انجام شده 72/1 درصد جمعیت شهری و 68/3 درصد جمعیت روستایی بلوچستان زیر خط فقر مطلق قرار داشتند.
در مقاله‌ای با عنوان “گستره و عمق فقر در استان سیستان و بلوچستان” به قلم غلامرضا کشاورز حداد که در سال ۱۳۷۹ منتشر شده و در پرتال جامع علوم انسانی در دسترس است، بر مبنای آمارگیری‌های انجام شده از سال‌ ۱۳۶۳ تا ۱۳۷۵، آمده است که حدود ۷۲.۱ درصد جمعیت شهری و ۶۸.۳ درصد جمعیت روستایی استان سیستان و بلوچستان در فقر زندگی می‌کنند.
با توجه به امار سال 1375 و مقایسه آن با آمار ارائه شده سال 1394 هیچ تغییر نسبی در این امار وجود ندارد.و این در حالی است که بیش از 90 درد مردم بلوچ از فقر و محرومیت شدید رنج می برند و فشارهای حکومتی بر علیه این قشر ستمدیده رو به فزونی و تمامی زوایای زندگی آنان را در بر گرفته است.
فقر و بیکاری منجر به زایش شغلهای کاذب در بلوچستان گشته است که با توجه به غیرقانونی بودن این مشاغل روزانه چندین تن در مسیر حمل مواد سوختی و کولبری توسط نیروهای دولتی کشته می شوند.

خود سوزی یک دست فروش زحمتکش سنندجی در ملأ عام

عدالت نیوز:یکی از دست فروشان زحمتکش سنندجی در اعتراض به ستم و چپاول   و غارت اموالش توسط ارگانهای سرکوبگر، دست به خودسوزی زد. این هموطن کرد که لاوه احمدی نیا نام دارد، پس از غارت و مصادره اموالش و دستگیری توسط مأموران سرکوبگر انتظامی و پس از آزادی از زندان، برای گرفتن اموالش به ارگانهای سرکوبگر مراجعه کرد.
وی وقتی مراجعهاتش بی نتیجه ماند، روز جمعه، ٢٤ اردیبهشت در نزدیکی میدان مادر و مقابل ساختمان صنعت معدن رژیم در سنندج خود را به آتش می‌کشد. وی درحال حاضر در بیمارستان بستری است و وضعیتش وخیم می باشد.
لازم به یادآوری است، روز جمعه ۱۷ اردیبهشت نیز یک جوان دستفروش احوازی در اعتراض به مصادره اموالش توسط مأموران سرکوبگر که تنها وسیله امرار معاش او و خانواده اش بود، با انداختن خود به زیر قطار، اقدام به خودکشی کرد و جان باخت. وی که مهدی عفراوی نام داشت، در بازار نادری احواز دستفروشی می کرد.
خاطر نشان می‌شود سال گذشته نیز جوانی دست فروش به‌نام یونس عساکره در اعتراض به مصادره اموالش توسط مأموران سرکوبگر که تنها منبع درآمدش بود، خود را در یکی از فلکه‌های اهواز به آتش کشید.
روز شنبه ۲۳اسفند سال ۹۴، یک دستفروش زحمتکش که یونس عساکره نام داشت. در اعتراض به جمع کردن دکه میوه فروشی‌اش در مقابل شهرداری رژیم در خرمشهر خود را به آتش کشید. در روزهای شنبه و یکشنبه ۲۵ و ۲۶ اردیبهشت یعنی در عرض ۲۴ ساعت ۴ نفر دست به خودکشی زدند.
روز شنبه یک دانشجوی ۲۱ ساله سال آخر رشته زبان و ادبیات انگلیسی دانشگاه شیراز و دو نفر در مینودشت گرگان که یک نفر از آنها یک نوجوان 14 ساله بوده است خودکشی کردند، و روزیکشنبه مردی ۵۷ ساله در علی آباد بوکان خودکشی کرد. گسترش خودکشی در ایران تحت حاکمیت آخوندها، نتیجه فقر و بیکاری و سرکوب گسترده ای است که جان مردم را به لب رسانده است .
ملکوتی رئیس انجمن علمی پیشگیری از خودکشی، روز دوشنبه ۲۰ اردیبهشت در مصاحبه با خبرگزاری حکومتی ایلنا به این مسأله اذعان کرد و گفت: «وقتی فرد در اماکن پرتردد و شلوغ همچون پل یا مترو خودکشی می‌کند؛ علاوه بر اینکه عوامل خطر در این اقدام وی سهیم است؛ جنبه اعتراضی نیز یافته است».
وی در این مصاحبه به افزایش خودکشی در ایران تحت حاکمیت آخوندها اعتراف کرد و افزود: «براساس تحقیقات میزان افسردگی در کشور طی ۱۰ سال گذشته افزایش داشته است و مطالعات نیز نشان داده که افسردگی میزان اقدام به خودکشی را ۶ برابر افزایش می‌دهد.تاریخ ایجاد خبر در 27 ارديبهشت 1395

جای بسی افسوس است

مَـنءَ بَـژن اِنـت کـہ تـرءَ نَـگـَـنءِ پَـچَـگ ءَ دار بَـڈءَاَنـت ءُ تـو مـاں وَتـی گـَنـجـهـاتـیـں مُـلـکءِ گـَـیـس ءُ پـٹـرول ءِ چـاتـانـی سـرءَ گـوَزَگءُ رَوَگءَئـے !!!... مَـنءَ بَـژن اِنـت کـہ زوراکءَ پـہ تـو رَهـم نـہ کـُـرت ءُ مـنءَ بـاز بَـژن اِنـت کـہ مَـنـی راجءَ پـہ تـئـی نـیـزگـاری ءِ گـار کـنَـگءَ هِـچّ جُـهـدے نـہ کـُـرت !!!... مَـن ایـوَک ءَ هَـمـیـنـچـو گـوَشـت کـن آں کـہ تـو هـاوَنـد ءِ مَـیـار ءُ بـاهـوٹ بـات ئـے . 
ادبـی هَـکـیـم
جای افسوس است که هیزم برای پخت نان به پشت ات داری و  صاحب سرزمینی هستی که ذخایری از گاز و نفت فراوان دارد،جای افسوس است که ظالمان بر تو رحم نکردند و جای افسوس است که قوم من هم برای اینکه از نابودی نجات کنیم(نجاتت دهند) همتی از خود نشان نمی دهد،همین اندازه میتوانم بگویم که خداوند حافظ و نگهدارت باشد .

از شکست نترسید

چـہ وَتـی نـاکـامـیـں کـاراں سـادے جـواں بـہ کـَـن ءُ کـامـیـاتـیءَ سَـر کـَـپ ، بَـلـکـیـں تـو سَـرکـَـپـت کـُـرت !!!... 
ادبـی هَـکـیـم
از تجربه های ناموفق ات طنابی بساز وبسوی کامیابی  حرکت کن،امید است به سر منزل پیروزی برسی.

مرگ حقوق بشر در ایران :نرگس محمدی به ده سال حبس محکوم شد

عدالت نیوز بنقل از سایت کانون مدافعان حقوق بشر: خانم نرگس محمدی روزنامه نگار و نایب رئیس کانون مدافعان حقوق بشر ایران پس از دو سال بلاتکلیفی حکم ده سال زندان از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی دریافت کرده است.
 بگزارش این سایت ازجمله اتهاماتی که به ایشان وارد شده است «اتهام اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور به تحمل پنج سال و در مورد اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام به تحمل یک سال حبس و در مورد اتهام تشکیل و اداره گروهک غیرقانونی لگام به تحمل ده سال حبس محکوم»
 در این زمینه آقای تقی رحمانی همسر نرگس محمدی به گزارشگران بدون مرز گفته است: «این محکومیت سنگین انتقام‌گیری است نه تنها از نرگس که از مجموعه جامعه مدنی ایران. این محکومیت حاصل اقدام مشترک سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات است برای ترساندن فعالانی که درباره نقض حقوق بشر و از این میان وضعیت زندانیان عقیدتی در ایران اطلاع رسانی می‌کنند.» نام نرگس محمدی زمانی برای مردم بلوچستان آشنایت بیشتری پیدا کرد که ایشان در طی اقدامی جایزه حقوق بشر سال را به جناب مولوی عبدالحمید رهبر اهلسنت بلوچستان پس از پا درمیانی برای آزاد سازی گروگانان اهدا کرد. نرگس محمدی جزء معدود شخصیتهایی بوده است که با شجاعتی مثال زدنی نسبت به تمام نقض های حقوق بشری وارد شده بر تمام دیگر اندیشان واکنش نشان داده است. که از جمله این واکنش ها اعتراض به اعدام و دستگیری تعداد زیادی از جوانان مذهبی اهلسنت کردستان بود، که پس از دستگیری نرگس محمدی بگفته تقی رحمانی همسر او، قاضی پرونده در آن زمان اتهام حمایت از داعش را نیز در ردیف اتهامات او مطرح کرده بوده است.
علاوه بر نرگس محمدی فعالان دیگری نیز با چنین محکومیتهای سنگینی روبرو شده اند برخوردهایی که آقای کریستف دولوار، دبیر اول سازمان گزارشگران بدون مرز، در این خصوص گفته است . «محکومیتی چنین سنگین نشان از ناعادلانه بودن دستگاه قضایی ایران است».
صدور چنین احکام سنگینی در حالی صورت میگیرد که بسیاری از فعالین ایرانی راههای فعالیتهای مدنی را با توجه به این وضعیت بسته میبینند
در این زمینه آقای دکتر ملکی رئیس اسبق دانشگاه تهران که مبدع چهارشنبه های اعتراضی در مقابل لاستیک دنا میباشد در یکی از اعتراضات خود گفته بود که « اگر نیروهای امنیتی به رفتارهای موجود ادامه بدهند ما مجبور میشویم که به بند آخر سازمان ملل که تاکید میکند اگر ملتها زمانی که اجازه هیچگونه فعالیتی نداشته باشند اجازه دارند که فعالیت مسلحانه انجام بدهند، عمل بکنیم».